انکار مدرسه، یا رؤیای بازسازی آن؟ (به مناسبت آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس)
دوشنبه ۷ مهر ۱۴۰۴
طیب احمدی

در سالهای اخیر، صداهایی بلندتر از همیشه در نقد مدرسه و ساختار آموزشی طنینانداز شدهاند. این صداها، دیگر صرفاً در حاشیه نیستند؛ بلکه در دل جریانهای پرمخاطب فکری، فرهنگی و حتی رسانهای جای گرفتهاند. بسیاری از این نقدها، بهدرستی به کاستیها و بحرانهای عمیق آموزش رسمی اشاره دارند: از سیاستهای نئولیبرالی که آموزش را به کالایی در بازار رقابت بدل کردهاند، تا گسست محتوای درسی از زندگی واقعی، و ناکارآمدی نهاد مدرسه در مواجهه با تحولات پرشتاب جهانی.
اما آنچه در این میان بیش از هر چیز تأملبرانگیز است، غلبهی گفتمان انکار مدرسه است؛ گفتمانی که نه در پی بازسازی مدرسه از درون، بلکه در پی حذف یا عبور از آن است. در این روایت، مدرسه نه یک نهاد اجتماعی قابل اصلاح، که ساختاری شکستخورده، سرکوبگر و از کار افتاده تصویر میشود. رؤیای بسیاری دیگر نیز، آموزشهای جایگزین، خودآموزی، یادگیری آزاد یا رهایی کامل از نظم مدرسهمحور است.
اما آیا میتوان بهراستی مدرسه را انکار کرد، بدون آنکه جایگزینی برای نقشهای پیچیده و چندلایهاش داشته باشیم؟ مدرسه صرفاً مکانی برای انتقال دانش رسمی نیست. این نهاد، ولو با تمام نارساییهایش، فضایی برای اجتماعیشدن، زیست جمعی، تجربه همزیستی، و ساختن حافظه و هویت مشترک است. حذف این نهاد، بدون ترسیم آیندهای روشن و مشارکتی، میتواند ما را به سوی پراکندگی، فردگرایی مفرط، و شکافهای عمیقتر اجتماعی سوق دهد. از سوی دیگر، نقدهایی که تنها از بیرون مدرسه شکل میگیرند، اگر به پروژهای عملی برای بازسازی درونزا نینجامند، چه تأثیر پایداری خواهند داشت؟ ما نیازمند گفتمانی تازه هستیم: گفتمانی که به جای انکار مطلق، بر بازپسگیری مدرسه بهمثابه یک نهاد عمومی، اجتماعی و قابل بازتعریف تأکید کند.
مدرسه میتواند و باید بازتعریف شود نه فقط به عنوان فضایی برای انباشت دانش، بلکه به عنوان میدان گفتوگو، مشارکت، تربیت تفکر انتقادی و تجربه زیست جمعی. این بازسازی البته ساده نخواهد بود؛ نیازمند تغییر سیاستها، بازنگری در اهداف آموزشی، بازآموزی معلمان، و مهمتر از همه، مشارکت فعال والدین، دانشآموزان و جامعه مدنی است. شاید پیش از انکار مدرسه، باید به بازاندیشی در نسبت خود با آن بپردازیم. مدرسه اگرچه زخمی است، اما همچنان میتواند میدان نبرد امید باشد و نه قربانی قطعی یک نظم ناکارآمد.
