انفصال از خدمت استاد معترض به سرکوب: در برابر آزار دانشجویان سکوت نکردم
شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۳

آذین موحد، استاد دانشگاه تهران که به دلیل حمایت از اعتراضات سال ۱۴۰۱ با انفصال از خدمت مواجه شده، گفت حکم قطعی مبنی بر انفصالش شش ماه ، و تا فروردین ۱۴۰۴ به اجرا گذاشته خواهد شد. او افزود در مقابل رفتارهایی چون بازداشت دانشجویان و بیادبی و قلدرمابی نیروهای حراست سکوت نکرده است.
آذین موحدی در مصاحبه با ماهنامه خط صلح میگوید: مبارزه در راستای آزادیخواهی، نیازمند استراتژیهای درست است و فکر میکنم که برای عدهی زیادی از ما اساتید و اعضای هیات علمی در دانشگاههای ایران که سالها سیاستهای غلط سرکوب دانشگاه و مشکلات را مشاهده کردیم و نسبت به آنان اعتراض داشتیم، باید در زمان درست هم بتوانیم تشخیص دهیم که چه اقدامی بکنیم و اقتداری از خودمان نشان دهیم که بتواند در آن مقطع سیاسی-اجتماعی، در راستای مطالبات آزادیخواهانهی ملت ایران اثرگذار باشد. خیزش مهسا، یک فصل جدید از یک درگیری تاریخی که از بدو انقلاب، جمهوری اسلامی با دانشگاه ایجاد کرده بود را شروع کرد و مهمتر، اجتماع ایران را وارد یکسری چالشهای جدید کرد. بنابراین فکر میکنم با دستاوردهای مردم در ایام خیزش مهسا و در حقیقت، روشنشدن مطالبات برحق مردم و علنیشدن خواستهها در تمام سطوح اجتماعی، راهی جز پیشروی برای ما وجود ندارد.
از طرف دیگر، رفتار سرکوبگرانه و سیاستهای امنیتی حکومت علیه مردم، کاملاً عیان و روشن شد که متاسفانه در تمام سیاستها، برخلاف خواستهی مردم عمل میکند، عیانشدن این اتفاقات، اتفاق کمی نیست و اساتیدی که باور دارند در دانشگاه نقش روشنگری داشتند، الان باید الگوسازی جدیدی برای جامعهی جوان ایران انجام دهند. اگر ما اساتید که ادعا داریم سالهاست در راستای استقرار آزادی مردم و منافع ملی و مبارزه با خودکامگی در دانشگاه مشغول به روشنگری هستیم و برای رسیدن به این مطالبات آموزش میدهیم، در بزنگاه درست موضعگیری درست نکنیم و در حمایت از مردم که در چنین شرایطی قد علم کردهاند، در خط مقدم این جریان، راهبری مردم را پیش نگیریم، مسئلهی آموزش و حضور در دانشگاه، دیگر یک شوخی بیش نیست. امروز جامعهی ایران نیاز به نمایندگان مردم در سطوح مختلف حرفهای و تخصصی دارد که در راستای مطالبات مردم و آزادیخواهی قد علم کنند. بعد از خیزش مهسا که آحاد ملت ایران در سنین مختلف در مراکز استانها و شهرستانها و روستاها و بخشها و سطوح مختلف، نشان دادند که مطالباتشان چیست.
ما وظیفه داریم که ادامهی حیات این مطالبهگری و به نتیجهرساندن این مبارزه را عملی کنیم. ما متخصصین هستیم که باید در جلوی صف حرکت کنیم. روشنگری نیازمند استراتژیهای مختلف در زمانهای مختلف است و در همهجای دنیا نیز چنین است. شما اول مطالبه میکنید، بعد اعتراض میکنید و نهایتاً اعتصاب میکنید تا با از حرکت درآوردن چرخهی حیات، یک سیستم اتفاقات دیگری را مبنی بر مذاکره و چانهزنی و نهایتاً تغییر امکانپذیر کنید. استادی که از منش آزادگی و روشنگری برخوردار باشد، بدون شک میداند روشهای رسیدن به مطالبات چه چیزهایی هستند. بنابراین من اصلاً قبول ندارم، وقتی اساتید میگویند ما بهخاطر دانشجویان خود را در دانشگاه حفظ کردهایم. این چه نوع آزادگی و روشنگری است؟ این رفتار که نتیجهی معکوس دارد و به جوانان میآموزد که برای حفظ مصالح و منافع خود محافظهکار باشند. اینکه نمیشود.
