انتخاب اخلاقی یا اجبار؟ فقر اقتصادی عامل اصلی هجمۀ خانواده های ندار برای بستری سالمندان
جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵

در حالی که تورم اقلام اساسی مرزهای ۴۰۰ درصد را درنوردیده، بزرگترین پناهگاه
معلولان و سالمندان در محمدشهر کرج با بحرانی دوسویه روبروست؛ از یک سو سفره
مددجویان تحت فشار هزینههای سرسامآور گوشت، مرغ و دارو کوچکتر شده و از
سوی دیگر، خانوادههای مستأصلی که پیشتر عزیزانشان را در منزل نگهداری
میکردند، اکنون به دلیل فقر اقتصادی، پشت درهای بسته آسایشگاه خیریه کهریزک
البرز صف کشیدهاند. صفهایی که تنها با مرگ یا ترخیص تکان میخورند.
آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز در زمینی به وسعت ۸۰ هزار متر مربع، فراتر از
یک مرکز نگهداری ساده به مثابه شهری کوچک برای زیست انسانیِ آسیبپذیرترین
اقشار جامعه است. این مجموعه با تکیه بر کرامت انسانی، هماکنون میزبان ۸۷۰
سالمند، کودک و معلول جسمی-حرکتی است که به صورت شبانهروزی از مراقبتهای
ویژه بهرهمند میشوند؛ فضایی که در آن تخصص و عاطفه در هم آمیخته است تا
ناتوانی، مانع از زندگی نشود.
اما خدمات این مجموعه به دیوارهای آن محدود نیست. کهریزک البرز روزانه با ارائه
۴۲۰ خدمت در مراکز روزانه و اعزام تیمهای تخصصی برای ۲۰۰ مورد خدمات در
منازل ، تلاش میکند تا از گسست خانوادهها جلوگیری کند. علاوه بر این، با ثبت حدود
۶۰۰ مورد ویزیت روزانه، مجموع خدمات این نهاد به رقم خیرهکننده ۲ هزار خدمت
در هر شبانهروز میرسد که در نوع خود در خاورمیانه کمنظیر است.
این مجموعه به عنوان پناهگاه نهایی با آغوشی باز پذیرای سختترین پروندههای
انسانی است؛ از معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال که در حوادثی نظیر انفجار انبار نفت
فردیس بیسرپناه شدهاند تا سالمندانی که بر اساس احکام قضایی و به دلیل فاقد
سرپرست بودن، به این مرکز سپرده میشوند. در اینجا، زندگی با تمام سختیها، در
رگهای بخشهای تخصصی جریان دارد.
انتظار برای یک «تخت» در خانههایی با سقفهای کوتاه
زن میانسالی به ایلنا میگوید: در خانه پنجاه متری زندگی میکنم. دو ماه است نام
مادرم در لیست انتظار آسایشگاه خیریه است و هر بار تماس میگیرم، پاسخ میدهند
که ظرفیت تکمیل است.
او میگوید: نگهداری از سالمندی که دچار زوال عقل شده در فضای کوچک خانهام با
وجود دو فرزند کوچک، عملاً غیرممکن شده است. همسرم کارگر فصلی است که در
زمان جنگ بیکار بود. دیگر توان تأمین هزینههای نگهداری مادرم را نداریم. من
بیمهر نیستیم، اما ناچارم و دلم میلرزد که توان مالی خوبی برای نگهداری مادر پیر
و بیمارم ندارم.
داروها و ویلچرهایی که به قیمت طلا شدهاند
پدری که فرزند معلول جسمی- حرکتی دارد، با بغض از هزینههای سرسامآور تجهیزات
توانبخشی، میگوید: قیمت یک ویلچر معمولی یا حتی یک واکر ساده در عرض چند ماه
چندین برابر شده است. اگر چرخ ویلچر فرزندم بشکند، باید تمام حقوق ماهیانهام را
بدهم تا فقط قطعهای از آن را تعمیر کنم. داروهای تخصصی که دیگر بماند؛ برخی اقلام
یا پیدا نمیشوند یا قیمتشان هر هفته تغییر میکند. مستمری بهزیستی حتی هزینه دو
هفته پوشینه و مکملهای غذایی پسرم را هم نمیدهد. به همین خاطر است که اصرار
داریم او را به کهریزک بسپاریم؛ چون آنجا حداقل نگرانِ تمام شدن دارو یا خراب شدن
تجهیزات نیستیم،
وقتی «خانه» دیگر امن نیست
پیرمردی که با عصایی لرزان در محوطه انتظار آسایشگاه نشسته از تجربه زیستهاش
میگوید: بچههایم من را دوست دارند، اما وقتی میبینم پسرم برای خرید یک شیشه
شربت من باید از نان شب نوههایش بزند، خودم از زنده بودنم شرمسار میشوم.
هزینههای نگهداری در منزل فقط پول غذا نیست؛ پول فیزیوتراپی، چکاپهای ماهیانه
و مراقبتهای ۲۴ ساعته است که از توان یک خانواده کارمند خارج است. ما به اینجا
پناه آوردهایم چون شنیدهایم در کهریزک، فارغ از دارا و ندار بودن، با احترام با آدم
برخورد میکنند. اما حالا به ما گفتند در آسایشگاه خیریه تخت خالی ندارند و باید منتظر
بمانیم.
افشین وجدانی روشن، مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک محمدشهر در استان البرز طی
گفتوگو با خبرنگار ایلنا از واقعیتی تلخ پرده برمیدارد. او میگوید: امروز دیگر
سپردن سالمند به آسایشگاه صرفاً یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه یک بنبست
اقتصادی است. خانوادهای که در یک واحد ۵۰ متری مستأجر است و زیر بار مخارج
کمر خم کرده، وقتی با هزینههای سرسامآور پوشینه، دارو و نگهداری معلول در منزل
مواجه میشود، به رغم میل باطنی، ناچار به استمداد از کهریزک میشود اما مشکل
اینجاست که یارانههای فعلی بهزیستی، حتی نیمی از هزینههای واقعی نگهداری در
منزل را هم پوشش نمیدهد.
این مقام مسئول با اشاره به نایاب شدن و گرانی داروهای تخصصی میافزاید: ما با
تمام توان و با استفاده از داروهای جایگزین اجازه ندادهایم روند درمان مددجویان
متوقف شود، اما واقعیت این است که قدرت خرید کمکهای مردمی به شدت کاهش
یافته است. وقتی قیمت اقلامی مثل مرغ در یک سال از ۸۰ هزار تومان به ۳۸۰ هزار
تومان جهش میکند، یعنی نیت خیر مردم ثابت مانده اما سفرهای که با آن نیت پهن
میشد، کوچک شده است.
دردناکترین بخش این گزارش، وضعیت “پشتنوبتیها” است. هماکنون ۲۹۰
خانواده (۱۹۰ زن و ۱۰۰ مرد سالمند) در صف انتظار پذیرش هستند.
وجدانی روشن با صراحت به ایلنا میگوید: درحال حاضر ظرفیت ما تکمیل است. در این
شرایط، بستری جدید تنها زمانی ممکن است که تخت بزرگواری یا با ترخیص یا با وداع
در حالی که تورم اقلام اساسی مرزهای ۴۰۰ درصد را درنوردیده، بزرگترین پناهگاه
معلولان و سالمندان در محمدشهر کرج با بحرانی دوسویه روبروست؛ از یک سو سفره
مددجویان تحت فشار هزینههای سرسامآور گوشت، مرغ و دارو کوچکتر شده و از
سوی دیگر، خانوادههای مستأصلی که پیشتر عزیزانشان را در منزل نگهداری
میکردند، اکنون به دلیل فقر اقتصادی، پشت درهای بسته آسایشگاه خیریه کهریزک
البرز صف کشیدهاند. صفهایی که تنها با مرگ یا ترخیص تکان میخورند.
آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز در زمینی به وسعت ۸۰ هزار متر مربع، فراتر از
یک مرکز نگهداری ساده به مثابه شهری کوچک برای زیست انسانیِ آسیبپذیرترین
اقشار جامعه است. این مجموعه با تکیه بر کرامت انسانی، هماکنون میزبان ۸۷۰
سالمند، کودک و معلول جسمی-حرکتی است که به صورت شبانهروزی از مراقبتهای
ویژه بهرهمند میشوند؛ فضایی که در آن تخصص و عاطفه در هم آمیخته است تا
ناتوانی، مانع از زندگی نشود.
اما خدمات این مجموعه به دیوارهای آن محدود نیست. کهریزک البرز روزانه با ارائه
۴۲۰ خدمت در مراکز روزانه و اعزام تیمهای تخصصی برای ۲۰۰ مورد خدمات در
منازل ، تلاش میکند تا از گسست خانوادهها جلوگیری کند. علاوه بر این، با ثبت حدود
۶۰۰ مورد ویزیت روزانه، مجموع خدمات این نهاد به رقم خیرهکننده ۲ هزار خدمت
در هر شبانهروز میرسد که در نوع خود در خاورمیانه کمنظیر است.
این مجموعه به عنوان پناهگاه نهایی با آغوشی باز پذیرای سختترین پروندههای
انسانی است؛ از معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال که در حوادثی نظیر انفجار انبار نفت
فردیس بیسرپناه شدهاند تا سالمندانی که بر اساس احکام قضایی و به دلیل فاقد
سرپرست بودن، به این مرکز سپرده میشوند. در اینجا، زندگی با تمام سختیها، در
رگهای بخشهای تخصصی جریان دارد.
انتظار برای یک «تخت» در خانههایی با سقفهای کوتاه
زن میانسالی به ایلنا میگوید: در خانه پنجاه متری زندگی میکنم. دو ماه است نام
مادرم در لیست انتظار آسایشگاه خیریه است و هر بار تماس میگیرم، پاسخ میدهند
که ظرفیت تکمیل است.
او میگوید: نگهداری از سالمندی که دچار زوال عقل شده در فضای کوچک خانهام با
وجود دو فرزند کوچک، عملاً غیرممکن شده است. همسرم کارگر فصلی است که در
زمان جنگ بیکار بود. دیگر توان تأمین هزینههای نگهداری مادرم را نداریم. من
بیمهر نیستیم، اما ناچارم و دلم میلرزد که توان مالی خوبی برای نگهداری مادر پیر
و بیمارم ندارم.
داروها و ویلچرهایی که به قیمت طلا شدهاند
پدری که فرزند معلول جسمی- حرکتی دارد، با بغض از هزینههای سرسامآور تجهیزات
توانبخشی، میگوید: قیمت یک ویلچر معمولی یا حتی یک واکر ساده در عرض چند ماه
چندین برابر شده است. اگر چرخ ویلچر فرزندم بشکند، باید تمام حقوق ماهیانهام را
بدهم تا فقط قطعهای از آن را تعمیر کنم. داروهای تخصصی که دیگر بماند؛ برخی اقلام
یا پیدا نمیشوند یا قیمتشان هر هفته تغییر میکند. مستمری بهزیستی حتی هزینه دو
هفته پوشینه و مکملهای غذایی پسرم را هم نمیدهد. به همین خاطر است که اصرار
داریم او را به کهریزک بسپاریم؛ چون آنجا حداقل نگرانِ تمام شدن دارو یا خراب شدن
تجهیزات نیستیم،
وقتی «خانه» دیگر امن نیست
پیرمردی که با عصایی لرزان در محوطه انتظار آسایشگاه نشسته از تجربه زیستهاش
میگوید: بچههایم من را دوست دارند، اما وقتی میبینم پسرم برای خرید یک شیشه
شربت من باید از نان شب نوههایش بزند، خودم از زنده بودنم شرمسار میشوم.
هزینههای نگهداری در منزل فقط پول غذا نیست؛ پول فیزیوتراپی، چکاپهای ماهیانه
و مراقبتهای ۲۴ ساعته است که از توان یک خانواده کارمند خارج است. ما به اینجا
پناه آوردهایم چون شنیدهایم در کهریزک، فارغ از دارا و ندار بودن، با احترام با آدم
برخورد میکنند. اما حالا به ما گفتند در آسایشگاه خیریه تخت خالی ندارند و باید منتظر
بمانیم.
افشین وجدانی روشن، مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک محمدشهر در استان البرز طی
گفتوگو با خبرنگار ایلنا از واقعیتی تلخ پرده برمیدارد. او میگوید: امروز دیگر
سپردن سالمند به آسایشگاه صرفاً یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه یک بنبست
اقتصادی است. خانوادهای که در یک واحد ۵۰ متری مستأجر است و زیر بار مخارج
کمر خم کرده، وقتی با هزینههای سرسامآور پوشینه، دارو و نگهداری معلول در منزل
مواجه میشود، به رغم میل باطنی، ناچار به استمداد از کهریزک میشود اما مشکل
اینجاست که یارانههای فعلی بهزیستی، حتی نیمی از هزینههای واقعی نگهداری در
منزل را هم پوشش نمیدهد.
این مقام مسئول با اشاره به نایاب شدن و گرانی داروهای تخصصی میافزاید: ما با
تمام توان و با استفاده از داروهای جایگزین اجازه ندادهایم روند درمان مددجویان
متوقف شود، اما واقعیت این است که قدرت خرید کمکهای مردمی به شدت کاهش
یافته است. وقتی قیمت اقلامی مثل مرغ در یک سال از ۸۰ هزار تومان به ۳۸۰ هزار
تومان جهش میکند، یعنی نیت خیر مردم ثابت مانده اما سفرهای که با آن نیت پهن
میشد، کوچک شده است.
دردناکترین بخش این گزارش، وضعیت “پشتنوبتیها” است. هماکنون ۲۹۰
خانواده (۱۹۰ زن و ۱۰۰ مرد سالمند) در صف انتظار پذیرش هستند.
وجدانی روشن با صراحت به ایلنا میگوید: درحال حاضر ظرفیت ما تکمیل است. در این
شرایط، بستری جدید تنها زمانی ممکن است که تخت بزرگواری یا با ترخیص یا با وداع
با این دنیا خالی شود. پروژههای ساختمانی جدید ما که میتوانست مرهمی بر این زخم
باشد، به دلیل تورم ساختوساز، یک سال است که به کندی پیش میرود و تکمیل
آنها نیازمند معجزهی همت نیکوکاران است.
مدیر مجموعه نگهداری سالمندان و معلولان کهریزک البرز، با تشریح وضعیت بحرانی
هزینههای جاری این مرکز، از افزایش چشمگیر آمار پشتنوبتیها خبر داد و تاکید
کرد که تورم اقلام اساسی نظیر مرغ و گوشت، مسیر خدمترسانی به مددجویان را با
سختیهای مضاعفی روبرو کرده است.در حالی که تورم اقلام اساسی مرزهای ۴۰۰ درصد را درنوردیده، بزرگترین پناهگاه
معلولان و سالمندان در محمدشهر کرج با بحرانی دوسویه روبروست؛ از یک سو سفره
مددجویان تحت فشار هزینههای سرسامآور گوشت، مرغ و دارو کوچکتر شده و از
سوی دیگر، خانوادههای مستأصلی که پیشتر عزیزانشان را در منزل نگهداری
میکردند، اکنون به دلیل فقر اقتصادی، پشت درهای بسته آسایشگاه خیریه کهریزک
البرز صف کشیدهاند. صفهایی که تنها با مرگ یا ترخیص تکان میخورند.
آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز در زمینی به وسعت ۸۰ هزار متر مربع، فراتر از
یک مرکز نگهداری ساده به مثابه شهری کوچک برای زیست انسانیِ آسیبپذیرترین
اقشار جامعه است. این مجموعه با تکیه بر کرامت انسانی، هماکنون میزبان ۸۷۰
سالمند، کودک و معلول جسمی-حرکتی است که به صورت شبانهروزی از مراقبتهای
ویژه بهرهمند میشوند؛ فضایی که در آن تخصص و عاطفه در هم آمیخته است تا
ناتوانی، مانع از زندگی نشود.
اما خدمات این مجموعه به دیوارهای آن محدود نیست. کهریزک البرز روزانه با ارائه
۴۲۰ خدمت در مراکز روزانه و اعزام تیمهای تخصصی برای ۲۰۰ مورد خدمات در
منازل ، تلاش میکند تا از گسست خانوادهها جلوگیری کند. علاوه بر این، با ثبت حدود
۶۰۰ مورد ویزیت روزانه، مجموع خدمات این نهاد به رقم خیرهکننده ۲ هزار خدمت
در هر شبانهروز میرسد که در نوع خود در خاورمیانه کمنظیر است.
این مجموعه به عنوان پناهگاه نهایی با آغوشی باز پذیرای سختترین پروندههای
انسانی است؛ از معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال که در حوادثی نظیر انفجار انبار نفت
فردیس بیسرپناه شدهاند تا سالمندانی که بر اساس احکام قضایی و به دلیل فاقد
سرپرست بودن، به این مرکز سپرده میشوند. در اینجا، زندگی با تمام سختیها، در
رگهای بخشهای تخصصی جریان دارد.
انتظار برای یک «تخت» در خانههایی با سقفهای کوتاه
زن میانسالی به ایلنا میگوید: در خانه پنجاه متری زندگی میکنم. دو ماه است نام
مادرم در لیست انتظار آسایشگاه خیریه است و هر بار تماس میگیرم، پاسخ میدهند
که ظرفیت تکمیل است.
او میگوید: نگهداری از سالمندی که دچار زوال عقل شده در فضای کوچک خانهام با
وجود دو فرزند کوچک، عملاً غیرممکن شده است. همسرم کارگر فصلی است که در
زمان جنگ بیکار بود. دیگر توان تأمین هزینههای نگهداری مادرم را نداریم. من
بیمهر نیستیم، اما ناچارم و دلم میلرزد که توان مالی خوبی برای نگهداری مادر پیر
و بیمارم ندارم.
داروها و ویلچرهایی که به قیمت طلا شدهاند
پدری که فرزند معلول جسمی- حرکتی دارد، با بغض از هزینههای سرسامآور تجهیزات
توانبخشی، میگوید: قیمت یک ویلچر معمولی یا حتی یک واکر ساده در عرض چند ماه
چندین برابر شده است. اگر چرخ ویلچر فرزندم بشکند، باید تمام حقوق ماهیانهام را
بدهم تا فقط قطعهای از آن را تعمیر کنم. داروهای تخصصی که دیگر بماند؛ برخی اقلام
یا پیدا نمیشوند یا قیمتشان هر هفته تغییر میکند. مستمری بهزیستی حتی هزینه دو
هفته پوشینه و مکملهای غذایی پسرم را هم نمیدهد. به همین خاطر است که اصرار
داریم او را به کهریزک بسپاریم؛ چون آنجا حداقل نگرانِ تمام شدن دارو یا خراب شدن
تجهیزات نیستیم،
وقتی «خانه» دیگر امن نیست
پیرمردی که با عصایی لرزان در محوطه انتظار آسایشگاه نشسته از تجربه زیستهاش
میگوید: بچههایم من را دوست دارند، اما وقتی میبینم پسرم برای خرید یک شیشه
شربت من باید از نان شب نوههایش بزند، خودم از زنده بودنم شرمسار میشوم.
هزینههای نگهداری در منزل فقط پول غذا نیست؛ پول فیزیوتراپی، چکاپهای ماهیانه
و مراقبتهای ۲۴ ساعته است که از توان یک خانواده کارمند خارج است. ما به اینجا
پناه آوردهایم چون شنیدهایم در کهریزک، فارغ از دارا و ندار بودن، با احترام با آدم
برخورد میکنند. اما حالا به ما گفتند در آسایشگاه خیریه تخت خالی ندارند و باید منتظر
بمانیم.
افشین وجدانی روشن، مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک محمدشهر در استان البرز طی
گفتوگو با خبرنگار ایلنا از واقعیتی تلخ پرده برمیدارد. او میگوید: امروز دیگر
سپردن سالمند به آسایشگاه صرفاً یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه یک بنبست
اقتصادی است. خانوادهای که در یک واحد ۵۰ متری مستأجر است و زیر بار مخارج
کمر خم کرده، وقتی با هزینههای سرسامآور پوشینه، دارو و نگهداری معلول در منزل
مواجه میشود، به رغم میل باطنی، ناچار به استمداد از کهریزک میشود اما مشکل
اینجاست که یارانههای فعلی بهزیستی، حتی نیمی از هزینههای واقعی نگهداری در
منزل را هم پوشش نمیدهد.
این مقام مسئول با اشاره به نایاب شدن و گرانی داروهای تخصصی میافزاید: ما با
تمام توان و با استفاده از داروهای جایگزین اجازه ندادهایم روند درمان مددجویان
متوقف شود، اما واقعیت این است که قدرت خرید کمکهای مردمی به شدت کاهش
یافته است. وقتی قیمت اقلامی مثل مرغ در یک سال از ۸۰ هزار تومان به ۳۸۰ هزار
تومان جهش میکند، یعنی نیت خیر مردم ثابت مانده اما سفرهای که با آن نیت پهن
میشد، کوچک شده است.
دردناکترین بخش این گزارش، وضعیت “پشتنوبتیها” است. هماکنون ۲۹۰
خانواده (۱۹۰ زن و ۱۰۰ مرد سالمند) در صف انتظار پذیرش هستند.
وجدانی روشن با صراحت به ایلنا میگوید: درحال حاضر ظرفیت ما تکمیل است. در این
شرایط، بستری جدید تنها زمانی ممکن است که تخت بزرگواری یا با ترخیص یا با وداع
با این دنیا خالی شود. پروژههای ساختمانی جدید ما که میتوانست مرهمی بر این زخم
باشد، به دلیل تورم ساختوساز، یک سال است که به کندی پیش میرود و تکمیل
آنها نیازمند معجزهی همت نیکوکاران است.
مدیر مجموعه نگهداری سالمندان و معلولان کهریزک البرز، با تشریح وضعیت بحرانی
هزینههای جاری این مرکز، از افزایش چشمگیر آمار پشتنوبتیها خبر داد و تاکید
کرد که تورم اقلام اساسی نظیر مرغ و گوشت، مسیر خدمترسانی به مددجویان را با
سختیهای مضاعفی روبرو کرده است.در حالی که تورم اقلام اساسی مرزهای ۴۰۰ درصد را درنوردیده، بزرگترین پناهگاه
معلولان و سالمندان در محمدشهر کرج با بحرانی دوسویه روبروست؛ از یک سو سفره
مددجویان تحت فشار هزینههای سرسامآور گوشت، مرغ و دارو کوچکتر شده و از
سوی دیگر، خانوادههای مستأصلی که پیشتر عزیزانشان را در منزل نگهداری
میکردند، اکنون به دلیل فقر اقتصادی، پشت درهای بسته آسایشگاه خیریه کهریزک
البرز صف کشیدهاند. صفهایی که تنها با مرگ یا ترخیص تکان میخورند.
آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز در زمینی به وسعت ۸۰ هزار متر مربع، فراتر از
یک مرکز نگهداری ساده به مثابه شهری کوچک برای زیست انسانیِ آسیبپذیرترین
اقشار جامعه است. این مجموعه با تکیه بر کرامت انسانی، هماکنون میزبان ۸۷۰
سالمند، کودک و معلول جسمی-حرکتی است که به صورت شبانهروزی از مراقبتهای
ویژه بهرهمند میشوند؛ فضایی که در آن تخصص و عاطفه در هم آمیخته است تا
ناتوانی، مانع از زندگی نشود.
اما خدمات این مجموعه به دیوارهای آن محدود نیست. کهریزک البرز روزانه با ارائه
۴۲۰ خدمت در مراکز روزانه و اعزام تیمهای تخصصی برای ۲۰۰ مورد خدمات در
منازل ، تلاش میکند تا از گسست خانوادهها جلوگیری کند. علاوه بر این، با ثبت حدود
۶۰۰ مورد ویزیت روزانه، مجموع خدمات این نهاد به رقم خیرهکننده ۲ هزار خدمت
در هر شبانهروز میرسد که در نوع خود در خاورمیانه کمنظیر است.
این مجموعه به عنوان پناهگاه نهایی با آغوشی باز پذیرای سختترین پروندههای
انسانی است؛ از معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال که در حوادثی نظیر انفجار انبار نفت
فردیس بیسرپناه شدهاند تا سالمندانی که بر اساس احکام قضایی و به دلیل فاقد
سرپرست بودن، به این مرکز سپرده میشوند. در اینجا، زندگی با تمام سختیها، در
رگهای بخشهای تخصصی جریان دارد.
انتظار برای یک «تخت» در خانههایی با سقفهای کوتاه
زن میانسالی به ایلنا میگوید: در خانه پنجاه متری زندگی میکنم. دو ماه است نام
مادرم در لیست انتظار آسایشگاه خیریه است و هر بار تماس میگیرم، پاسخ میدهند
که ظرفیت تکمیل است.
او میگوید: نگهداری از سالمندی که دچار زوال عقل شده در فضای کوچک خانهام با
وجود دو فرزند کوچک، عملاً غیرممکن شده است. همسرم کارگر فصلی است که در
زمان جنگ بیکار بود. دیگر توان تأمین هزینههای نگهداری مادرم را نداریم. من
بیمهر نیستیم، اما ناچارم و دلم میلرزد که توان مالی خوبی برای نگهداری مادر پیر
و بیمارم ندارم.
داروها و ویلچرهایی که به قیمت طلا شدهاند
پدری که فرزند معلول جسمی- حرکتی دارد، با بغض از هزینههای سرسامآور تجهیزات
توانبخشی، میگوید: قیمت یک ویلچر معمولی یا حتی یک واکر ساده در عرض چند ماه
چندین برابر شده است. اگر چرخ ویلچر فرزندم بشکند، باید تمام حقوق ماهیانهام را
بدهم تا فقط قطعهای از آن را تعمیر کنم. داروهای تخصصی که دیگر بماند؛ برخی اقلام
یا پیدا نمیشوند یا قیمتشان هر هفته تغییر میکند. مستمری بهزیستی حتی هزینه دو
هفته پوشینه و مکملهای غذایی پسرم را هم نمیدهد. به همین خاطر است که اصرار
داریم او را به کهریزک بسپاریم؛ چون آنجا حداقل نگرانِ تمام شدن دارو یا خراب شدن
تجهیزات نیستیم،
وقتی «خانه» دیگر امن نیست
پیرمردی که با عصایی لرزان در محوطه انتظار آسایشگاه نشسته از تجربه زیستهاش
میگوید: بچههایم من را دوست دارند، اما وقتی میبینم پسرم برای خرید یک شیشه
شربت من باید از نان شب نوههایش بزند، خودم از زنده بودنم شرمسار میشوم.
هزینههای نگهداری در منزل فقط پول غذا نیست؛ پول فیزیوتراپی، چکاپهای ماهیانه
و مراقبتهای ۲۴ ساعته است که از توان یک خانواده کارمند خارج است. ما به اینجا
پناه آوردهایم چون شنیدهایم در کهریزک، فارغ از دارا و ندار بودن، با احترام با آدم
برخورد میکنند. اما حالا به ما گفتند در آسایشگاه خیریه تخت خالی ندارند و باید منتظر
بمانیم.
افشین وجدانی روشن، مدیر آسایشگاه خیریه کهریزک محمدشهر در استان البرز طی
گفتوگو با خبرنگار ایلنا از واقعیتی تلخ پرده برمیدارد. او میگوید: امروز دیگر
سپردن سالمند به آسایشگاه صرفاً یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه یک بنبست
اقتصادی است. خانوادهای که در یک واحد ۵۰ متری مستأجر است و زیر بار مخارج
کمر خم کرده، وقتی با هزینههای سرسامآور پوشینه، دارو و نگهداری معلول در منزل
مواجه میشود، به رغم میل باطنی، ناچار به استمداد از کهریزک میشود اما مشکل
اینجاست که یارانههای فعلی بهزیستی، حتی نیمی از هزینههای واقعی نگهداری در
منزل را هم پوشش نمیدهد.
این مقام مسئول با اشاره به نایاب شدن و گرانی داروهای تخصصی میافزاید: ما با
تمام توان و با استفاده از داروهای جایگزین اجازه ندادهایم روند درمان مددجویان
متوقف شود، اما واقعیت این است که قدرت خرید کمکهای مردمی به شدت کاهش
یافته است. وقتی قیمت اقلامی مثل مرغ در یک سال از ۸۰ هزار تومان به ۳۸۰ هزار
تومان جهش میکند، یعنی نیت خیر مردم ثابت مانده اما سفرهای که با آن نیت پهن
میشد، کوچک شده است.
دردناکترین بخش این گزارش، وضعیت “پشتنوبتیها” است. هماکنون ۲۹۰
خانواده (۱۹۰ زن و ۱۰۰ مرد سالمند) در صف انتظار پذیرش هستند.
وجدانی روشن با صراحت به ایلنا میگوید: درحال حاضر ظرفیت ما تکمیل است. در این
شرایط، بستری جدید تنها زمانی ممکن است که تخت بزرگواری یا با ترخیص یا با وداع
با این دنیا خالی شود. پروژههای ساختمانی جدید ما که میتوانست مرهمی بر این زخم
باشد، به دلیل تورم ساختوساز، یک سال است که به کندی پیش میرود و تکمیل
آنها نیازمند معجزهی همت نیکوکاران است.
مدیر مجموعه نگهداری سالمندان و معلولان کهریزک البرز، با تشریح وضعیت بحرانی
هزینههای جاری این مرکز، از افزایش چشمگیر آمار پشتنوبتیها خبر داد و تاکید
کرد که تورم اقلام اساسی نظیر مرغ و گوشت، مسیر خدمترسانی به مددجویان را با
سختیهای مضاعفی روبرو کرده است.با این دنیا خالی شود. پروژههای ساختمانی جدید ما که میتوانست مرهمی بر این زخم
باشد، به دلیل تورم ساختوساز، یک سال است که به کندی پیش میرود و تکمیل
آنها نیازمند معجزهی همت نیکوکاران است.
مدیر مجموعه نگهداری سالمندان و معلولان کهریزک البرز، با تشریح وضعیت بحرانی
هزینههای جاری این مرکز، از افزایش چشمگیر آمار پشتنوبتیها خبر داد و تاکید
کرد که تورم اقلام اساسی نظیر مرغ و گوشت، مسیر خدمترسانی به مددجویان را با
سختیهای مضاعفی روبرو کرده است.
