النینو و جغرافیای طبقاتی مرگ
یکشنبه ۵ مهر ۱۴۰۵

پیشبینی تازه درباره النینوی کنونی، چشماندازی نگرانکننده از ماههای پیش رو ترسیم میکند. بر اساس برآورد جدید
(آزمایشگاه تأثیرات اقلیمی) گرمای مرتبط با این پدیده میتواند از ژوئن ۲۰۲۶ تا فوریه ۲۰۲۷ با حدود ۴۵۱ هزار مرگ
اضافی در سراسر جهان همراه باشد؛ رقمی که بهمراتب فراتر از سطح معمول مرگومیر سالانه است. پژوهشگران همچنین
از افزایش حدود ۴۴ درصدی روزهای دارای گرمای شدید سخن میگویند. این برآورد با استفاده از دادههای ۲۴ هزار و
۳۷۸ منطقه و بررسی رابطه میان دما، مرگومیر و آسیبپذیری اجتماعی تهیه شده است. اما پشت این ارقام، پرسشی
بنیادیتر قرار دارد. چرا یک پدیده طبیعی واحد، در نقاط مختلف جهان چنین پیامدهای نابرابری ایجاد میکند؟ چرا گرما
برای برخی تنها یک مزاحمت فصلی است و برای برخی دیگر به بهای جان تمام میشود؟
النینو، این پدیده اقلیمی که در اثر گرمایش غیر متعارف آبهای سطحی در مرکز و شرق اقیانوس آرام استوایی ایجاد
میشود، پدیدهای طبیعی است؛ اما توزیع مرگ ناشی از آن طبیعی نیست. گرما زمانی به فاجعه تبدیل میشود که با فقر،
بدهی، فقدان زیرساخت، ناامنی شغلی، ضعف خدمات عمومی و محرومیت از منابع حیاتی گره بخورد. برآوردهای جدید نشان
میدهد که در فاصله سپتامبر ۲۰۲۶ تا فوریه ۲۰۲۷، منطقه ساحل آفریقا میتواند با حدود ۶۶ هزار و ۸۰۰ مرگ ناشی از
گرما روبهرو شود. در این میان، نیجریه با حدود ۳۱ هزار و ۴۰۰ مرگ در صدر قرار دارد؛ پس از آن سودان با حدود ۱۷
هزار و ۵۰۰، نیجر با ۱۰ هزار و چاد با ۸ هزار مورد قرار دارند.
در جوامعی که دسترسی به آب سالم، برق، خدمات درمانی، مسکن مناسب و سامانههای هشدار محدود است، گرمای شدید
مستقیماً به تهدیدی برای زندگی تبدیل میشود. در مقابل، کشورهایی که از منابع مالی و زیرساختی بیشتری برخوردارند،
میتوانند مراکز خنککننده، سامانههای هشدار، خدمات درمانی اضطراری و شبکههای حمایتی ایجاد کنند. پس مسئله فقط
دمای هوا نیست؛ مسئله این است که چه کسی امکان زنده ماندن از گرما را دارد و چه کسی ندارد. جغرافیای اقلیمی با
جغرافیای طبقاتی درهم تنیده است. بحران بدهی یکی از مهمترین موانع کشورهای فقیر برای مقابله با این وضعیت است.
مالاوی نمونهای روشن است. بر اساس دادههای رسمی منتشرشده از سوی یونیسف، در بودجه ۲۰۲۴-۲۰۲۵ حدود ۲۴.۳
درصد هزینههای دولت صرف پرداخت بدهی شده است؛ منابعی که میتوانست برای بهداشت، آبرسانی، کشاورزی،
حمایت اجتماعی و سازگاری اقلیمی به کار گرفته شود.
به این ترتیب، بحران اقلیمی بر بستری از نابرابری اقتصادی فرود میآید و همان شکافها را عمیقتر میکند. کشورهایی
که سهم کمتری در انتشار تاریخی گازهای گلخانهای داشتهاند، اغلب با کمترین ظرفیت مالی برای مقابله با پیامدهای آن
روبهرو هستند؛ در حالی که اقتصادهای صنعتی و پیشرفته سرمایه داری طی دههها از مصرف گسترده سوختهای فسیلی
برای تولید و انباشت ثروت بهره بردهاند. این تناقض، یکی از ابعاد مسئلهای است که میتوان آن را استعمار اقلیمی نامید.
سود خصوصی میشود، اما هزینههای زیستمحیطی و انسانی اجتماعی می گردد.
قربانیان گرما نیز بهطور برابر توزیع نشدهاند. کارگر ساختمانی، کشاورز، فروشنده خیابانی، راننده و دیگر کارگران فضای
باز اغلب نمیتوانند در گرمترین ساعات روز کار را متوقف کنند. برای کسی که دستمزد روزانه تنها منبع معاش خانواده
است، «در خانه ماندن» لزوماً یک انتخاب واقعی نیست. همین وضعیت درباره کسانی که در خانههای نامناسب، بدون تهویه
و دسترسی مطمئن به آب زندگی میکنند نیز صدق میکند. ساکنان خانههای نامناسب و بدون تهویه، کودکان، سالمندان و
افراد دارای بیماریهای مزمن نیز آسیبپذیری بیشتری دارند. بنابراین، شدت فاجعه فقط به دمای هوا بستگی ندارد؛ درآمد،
شغل، مسکن، دسترسی به خدمات عمومی و جایگاه اجتماعی نیز تعیین میکنند که گرما چه بهایی از انسانها بگیرد.
راه مقابله روشن است. تأمین منابع برای کشورهای آسیبپذیر، لغو و یا کاهش واقعی بدهیهای غیرقابل پرداخت،
سرمایهگذاری در بهداشت و آبرسانی، توسعه زیرساختهای مقاوم در برابر گرما، ایجاد سامانههای هشدار و مراکز
خنککننده عمومی و تضمین حق توقف کار در شرایط خطرناک، بدون از دست دادن دستمزد. بحران اقلیمی در خلأ رخ
نمیدهد. یک موج گرما در جامعهای برخوردار از خدمات عمومی میتواند قابل مدیریت باشد؛ همان موج در جامعهای
گرفتار فقر، بدهی و محرومیت ممکن است به مرگ هزاران انسان منجر شود.
اما اقدامات ضروری در این زمینه زمانی پایدار خواهد بود که کنترل بر منابع و اولویتهای اقتصادی از منطق سود جدا
شود. شرکتهای بزرگ انرژی و استخراجی نباید بتوانند سود حاصل از بهرهبرداری از طبیعت را خصوصی کنند و هزینه
تخریب آن را به جامعه تحمیل کنند. برنامهریزی اقتصادی باید بر تأمین نیازهای انسانی، حفاظت از محیط زیست و تضمین
شرایط شایسته زندگی استوار باشد. از این منظر، مسئله مناسبات اجتماعیای است که آسیبپذیری را میان طبقات و مناطق
جهان به شکلی نابرابر توزیع میکند. مبارزه برای شرایط اقلیمی و مبارزه علیه تخریب محیط زیست از مبارزه برای رهایی
از سلطه استثمار و مناسبات سرمایهداری جدا نیست. حق برخورداری از آب، بهداشت، مسکن، امنیت شغلی و محیط زیست
سالم نباید امتیازی وابسته به قدرت خرید باشد؛ اینها پیششرطهای ابتدایی حق زندگیاند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv
