افزایش قیمت محصولات لبنی در ایران به کاهش محسوس مصرف مردم منجر شده است
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵
محمد فربد سخنگوی انجمن صنایع لبنی میگوید گرانی محصولات لبنی در پی افزایش نرخ شیرخام، مصرف این کالاها را حدود ۱۰ درصد کاهش داده است؛ آماری که نشان میدهد فشار تورم دیگر فقط کالاهای غیرضروری را حذف نکرده، بلکه به اقلام پایهای و ضروری سفره خانوار رسیده است.
سخنگوی انجمن صنایع لبنی، گفته است افزایش قیمت تمامشده محصولات لبنی، همزمان با کاهش قیمت جهانی برخی اقلام صادراتی مانند شیر خشک و کره، شرکتهای لبنی را نیز زیر فشار قرار داده است. به گفته او، انجمن صنایع لبنی همچنان خواستار اختصاص کالابرگ ویژه لبنیات است تا مصرف این محصولات دستکم به سطح پیشین بازگردد.
فربد تأکید کرده شیوه فعلی کالابرگ، چون مصرفکننده را در انتخاب هر کالایی آزاد میگذارد، موجب شده لبنیات به یکی از گزینههای آخر خانوارها تبدیل شود. این سخن، تصویری روشن از وضعیت معیشت مردم ارائه میدهد: وقتی درآمد خانوار کفاف همه نیازهای اولیه را نمیدهد، حتی شیر، ماست و پنیر هم در رقابت با نان، برنج، روغن و کالاهای فوریتر عقب مینشینند.
کاهش ۱۰ درصدی مصرف لبنیات فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ زنگ خطری جدی برای سلامت عمومی، بهویژه کودکان، سالمندان و زنان است. لبنیات از مهمترین منابع کلسیم و پروتئین در رژیم غذایی خانوار است و حذف یا کاهش آن میتواند در بلندمدت پیامدهایی مانند سوءتغذیه، ضعف استخوانی و افزایش هزینههای درمانی بهدنبال داشته باشد. به این معنا، گرانی لبنیات امروز، میتواند بحران سلامت فردا باشد.
این خبر در کنار آمارهای تازه درباره کاهش مصرف سرانه خانوار، تصویر نگرانکنندهتری پیدا میکند. بر اساس دادههای منتشرشده، مصرف سرانه ایرانیان در سال ۱٤٠٤ نسبت به سال ۱٤۰۲ حدود ۲.۷ درصد کاهش یافته و در مقایسه با سال ۱۳۹۰ نیز نه تنها افزایش نیافته، بلکه حدود یک درصد کمتر شده است. به بیان ساده، پس از سالها تورم، رکود و بیثباتی، میانگین رفاه مصرفی جامعه هنوز پایینتر از ابتدای دهه ۱۳۹۰ قرار دارد.
این یعنی فقیرترین گروههای جامعه فقیرتر شدهاند، در حالی که ثروتمندترین دهک نه تنها عقب ننشسته، بلکه مصرف بیشتری هم داشته است. بر حسب قیمتهای ثابت سال ۱٤٠٤، مصرف سرانه دهک اول از ٤۹.۳ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ٤٤ میلیون تومان در سال ۱٤۰۳ کاهش یافته، اما مصرف سرانه دهک دهم از ۵٤۷ میلیون تومان به ۵۸٤ میلیون تومان رسیده است.
نکته مهم دیگر این است که حتی در دورههایی که مصرف سرانه افزایش یافته، سود آن به شکل برابر توزیع نشده است. میان سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰، مصرف سرانه افزایش پیدا کرد و به بالاترین سطح ۱۵ ساله رسید، اما دهک اول کمترین بهره را از این بهبود برد. مصرف ماهانه افراد دهک اول در این دوره فقط حدود ۲۲۰ هزار تومان افزایش یافت؛ یعنی روزانه حدود ۷ هزار تومان. چنین افزایشی در برابر تورم مواد غذایی، تقریباً هیچ تغییری در کیفیت زندگی ایجاد نمیکند.
در همین چارچوب، کاهش خرید شیر و ماست معنای طبقاتی روشنی دارد. برای خانوارهای پردرآمد، گرانی لبنیات شاید فقط تغییر برند یا کاهش اندک مصرف باشد؛ اما برای خانوادههای کمدرآمد، ممکن است به حذف کامل برخی اقلام از سبد غذایی منجر شود. به همین دلیل، بحران لبنیات را نمیتوان جدا از بحران عمومی دستمزد، تورم، فقر و نابرابری دید.
کاهش مصرف لبنیات اکنون به نشانهای از یک بحران گستردهتر تبدیل شده است: سفرههایی که کوچکتر میشوند، کودکانی که مواد غذایی ضروری کمتری دریافت میکنند، خانوادههایی که میان نیازهای اولیه باید یکی را قربانی کنند، و جامعهای که در آن فاصله فقیر و غنی هر سال عمیقتر میشود. گرانی شیر و ماست، در چنین شرایطی، فقط خبر بازار نیست؛ خبر سلامت، عدالت و آینده اجتماعی کشور است.
