افزایش قیمت بنزین، تعرضی دیگر به زندگی و معیشت کارگران و زحمتکشان
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴

افزایش دوبارهی قیمت بنزین در شرایطی که میلیونها کارگر، بازنشسته، زنان خانهدار، جوانان بیکار و اقشار فرودست زیر سنگینترین فشارهای اقتصادی قرار دارند، تعرضی دیگر بر زندگی و معیشت اکثریت جامعه است. این اقدام بخشی از سیاست کلان حکومت اسلامی سرمایه داران برای انتقال بار بحران به دوش طبقهٔ کارگر است؛ بحرانی که محصول مستقیم فساد ساختاری، انباشت سرمایه در دست اقلیت صاحب قدرت و غارت حاصل کار و رنج کارگران است. افزایش بهای سوخت بخشی از برنامهی ریاضت اقتصادی است که طی سالهای گذشته با حذف یارانهها، آزادسازی قیمتها، خصوصیسازی گسترده و تخریب خدمات عمومی پیش برده شده است. پیامدهای این سیاستها امروز آشکارتر از همیشه است. رشد افسارگسیختهٔ تورم، سقوط ارزش دستمزدها، افزایش شدید هزینهٔ حملونقل و اجارهبها، نتیجه ای جز فشاری خردکننده بر زندگی کارگران و خانوادههایشان ندارد.
سران جمهوری اسلامی و نهادهای سرمایهداری حاکم، زمانی که خود با فساد، رانتخواری و چپاول منابع عمومی ثروتاندوزی میکنند، راه نجات دولت از ورشکستگی را در یورش دوباره به سفرهٔ مردم جستجو کردهاند. ساختار سیاسی و اقتصادی موجود بر اساس انباشت در دست اقلیت حاکم شکل گرفته است که مالکیت منابع اقتصادی و قدرت سیاسی را در اختیار دارند. در چنین سیستمی، هر موج گرانی به معنای انتقال بیشتر حاصل رنج کارگران و فرودستان جامعه به صاحبان سرمایه است. افزایش قیمت بنزین، هزینهٔ حملونقل و هزینه تولید و در نتیجه قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه را برای تمام مزدبگیران افزایش میدهد و همزمان سود گروههای انحصاری را بالا میبرد.
این سیاستها بخشی از روندی نظاممند است؛ روندی که با کالاییسازی انرژی، آموزش، درمان و مسکن، زندگی اجتماعی را تابع منطق سود کرده و اکثریت جامعه را در تنگنای معیشتی قرار داده است. تحریمهای اقتصادی دولتهای امپریالیستی که مستقیماً زندگی مردم را نشانه گرفتهاند، بر رنج کارگران افزودهاند، فقر ساختاری را تشدید کرده و در کنار سرکوب مانع بزرگی سر راه سازمانیابی کارگران ایجاد کرده است. این تحریمها نه ساختار قدرت را به چالش کشیده و نه در جهت آزادی مردم عمل کردهاند؛ بلکه فشار اقتصادی را بر مزدبگیران تشدید کردهاند، شبکههای رانت و اقتصاد غیرشفاف را تقویت نمودهاند و بهانهای تازه به حاکمان دادهاند تا سیاستهای سرکوب و ضدمردمی خود را توجیه کنند. تحریمهای اقتصادی ابزار فشار بر مردماند، نه بر طبقهٔ حاکم؛ و مقابله با آنان تنها از مسیر نیروی آگاه و سازمانیافتهٔ کارگران ممکن است.
افزایش قیمت بنزین برای مردم یادآور خیزش آبان ۹۸ است؛ روزهایی که خشم تهیدستان شهری در برابر ستم و تحقیر فوران کرد و حکومت با سختترین شیوههای ممکن آن را سرکوب نمود. این تجربه نشان میدهد در موقعیت انفجاری جامعه، فشار اقتصادی میتواند به اعتراضات گسترده تبدیل شود، اما بدون سازمانیابی مستقل و طبقاتی، تودهها ضربهپذیر میمانند و تغییر پایدار بدون تشکل سراسری طبقاتی ممکن نیست. برای جلوگیری از تکرار آن چرخهٔ تراژیک، نیاز به سازمانیابی، شکل دادن به رهبری و راهبرد انقلابی است.
تمام جناحهای درون بلوک قدرت، چه اصولگرا و چه اصلاحطلب و اعدال گرا، در سیاستهای اقتصادی ضدکارگری و تشدید سرکوب متحدند. اختلافهای آنها بر سر آرایش درونی و شکل مدیریت قدرت است، و در ضدیت با منافع کارگران متحد عمل می کنند. از اینرو بر خلاف نسخه هایی که نیروهای اپوزیسیون بورژوایی تجویز می کنند، امید بستن به تغییر در رأس هرم سیاسی، یا اتکا به قدرت های خارجی، نه تنها بیثمر است بلکه طبقهٔ کارگر را از مسیر سازمانیابی و مبارزهٔ واقعی منحرف میکند. در این شرایط تنها اتحاد طبقاتی آگاهانه و سازمانیافتهٔ کارگران و زحمتکشان و فرودستان است که میتواند این تهاجم سازمانیافته به معیشت و کرامت انسانی را به عقب براند.
افزایش قیمت بنزین نشانهای است از بحران عمیقتر: بحرانی ناشی از مناسبات سرمایهدارانه، فساد ساختاری، ریاضت اقتصادی. این بحران نه با وعدههای حکومتی مهار میشود و نه با دخالت قدرتهای خارجی؛ تنها با سازمانیابی مستقل کارگری و مبارزهٔ آگاهانهٔ طبقاتی میتوان راهی برای رهایی گشود. راه رهایی در مبارزه طبقاتی و سازمانیابی سراسری است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1