اعلامیه کمیته مرکزی کومهله: خامنهای در آتش جنگی سوخت که خود یکی از برپاکنندگان آن است!
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴

علی خامنهای صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در اولین ساعات آغاز جنگی که خود یکی از برپاکنندگان آن است کشته شد. کشته شدن وی در بحرانیترین مقطع از حیات جمهوری اسلامی، نقطه عطفی در تاریخ تحولات درون این رژیم جنایتکار و ساختاری که بر نظام ولایت فقیه استوار است و روند تضعیف اسلام سیاسی در منطقه خاورمیانه به شمار میآید.
خامنه ای هر چند در نتیجه عملیات نظامی و بمباران دولتهای فاشیست آمریکا و اسرائیل کشته شد، اما چگونگی وقوع این رویداد هم مانع آن نشد که شادی فعال و خاموش اکثریت عظیم مردم ایران را برانگیزد. اگر جمهوری اسلامی به مناسبت مرگ وی ۴۰ روز عزای عمومی اعلام کرده است، اما مردم داغدیده ایران که کشتار هولناک معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در تجربه خود دارند برای دریافت خبر مرگش لحظه شماری میکردند. کمتر کسی است که مرگش اینچنین اشک شادی از چشمها جاری کند، چشمهایی هم که به فرمان وی بینایی خود را از دست دادند در این روز اشک شادی ریختند. این موج شادی از مرگ جلاد بار دیگر نشان داد که در میان مردم و حکومت اسلامی درهای از خون جاری است.
نام و چهره خامنهای تا قبل از خیزش آبان ۱۳۹۸ در خاطره مردم ایران یادآور جنایت تابستان سال ۶۷ بود. در آنزمان خمینی با مشورت و در همدستی با علی خامنهای و رفسنجانی با هدف مرعوب کردن مردم به جان آمده از جنگ و فلاکت اقتصادی دست به جنایتی ضدبشری زدند. در آن روزها بنا به تصمیم آنها هزاران زندانی با گرایشات مختلف سیاسی به جوخه مرگ سپرده شده و در گورهای جمعی و بی نام و نشان مدفون شدند. اما خامنهای فرمان کشتار بیش از ۱۵۰۰ نفر در جریان خیزش آبان، کشتار بیش از ۶۰۰ نفر در جریان خیزش ژینا را هم در کارنامه دارد. خامنهای به عنوان رهبر ایدئولوژیک حکومت اسلامی، در تحکیم پایههای یک رژیم آپارتاید جنسی و در به حرکت در آوردن جنون مذهبی و تقدیس تباهی، در زن ستیزی و تحقیر و خوار شمردن حقوق انسانی آنان، در رواج جهل و خرافه، در سلب ابتدایی ترین حقوق سیاسی، فردی و اجتماعی مردم، در برپایی جنگهای نیابتی برای برافراشتن بیرق اسلام و در تهاجم پی در پی به زندگی و معیشت کارگران و ارزان سازی نیروی کار نیز از هیچ تلاشی کوتاهی نکرد. از اینرو بود که مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران به ویژه خانواده جانباختگان و جنبش دادخواهی بی صبرانه خواهان آن بودند که خامنه ای توسط قیام توده ها به زیر کشیده شود و در دادگاهی علنی و در پیشگاه توده ها به جرم ارتکاب جنایت علیه بشریت محاکمه و به سزای اعمال خود برسد.
اما خامنهای از آسمان نازل نشد. وی یکی از مهرههای کلیدی ضدانقلاب اسلام سیاسی بود که در مکتب خمینی آموزش دیده بود و در جریان قیام سال ۵۷ آمریکا و دیگر قدرتهای امپریالیستی برای نجات نظام سرمایه داری ایران آن را به جلو انداختند. در جریان انقلاب ۵۷ زمانی که کارگران صنعت نفت شیر صادرات نفت را بستند و با خواستههای سیاسی و طبقاتی خود به میدان آمدند، زمانی که معلوم شد ضدانقلاب رژیم سلطنتی نمیتواند با جاری کردن خون در خیابان ژاله-ها قیام تودهها را سرکوب کند، در آن ایام آمریکا و دیگر قدرتهای امپریالیستی برای حفظ نظام سرمایه داری از گزند انقلاب در کنفرانس گوادلوپ گرد هم آمدند تا با تحویل ارتش و دستگاه سرکوب حاضر و آماده رژیم پهلوی به جریان اسلامی وظیفه سرکوب و به خون کشیدن انقلاب را به آن واگذار کنند. علی خامنهای محصول این روندها بود.
شورای سه نفره جانشین موقت خامنهای و کادر رهبری سپاه پاسداران با اعلام ۴۰ روز عزای عمومی و با تهدید و ارعاب میخواهند مرگ خامنهای و همراهانش را هم به فرصتی برای انسجام بخشیدن به صفوف درهم ریخته حکومت اسلامی در این شرایط جنگی تبدیل کنند. با مرگ خامنهای بخشهایی از اپوزیسیون بورژوایی ایران که براندازی رژیم جمهوری اسلامی از طریق حملات آمریکا و تغییر و تحول از بالا یکی از ارکان استراتژی آنها را شکل می دهد، کشته شدن خامنه ای را رویدادی مهم در راستای استراتژی سیاسی خود برای و دستبهدست شدن قدرت از بالای سر مردم می دانند.
اما کارگران آگاه و کمونیست می دانند که با کشته شدن خامنه ای جمهوری اسلامی سرنگونی نمی شود و ماشین کشتار آن متوقف نمی گردد. حکومت اسلامی بر یک حزب پادگانی مانند سپاه پاسداران متکی است که اهرم های اصلی قدرت را در دست دارد. سپاه پاسداران که بر یک ساختار هرمی و قوانین سخت نظامی متکی است بحرانهای درون رژیم را مدیریت و برای مهرههای از دست رفته جایگزین تعیین می کند. کارگران آگاه می دانند که شیشه عمر حکومت اسلامی در دست طبقه کارگر است. همانطور که کارگران نفت در جریان انقلاب ۵۷ با بستن شیر نفت موجبات سرنگونی رژیم استبداد سلطنتی را فراهم آوردند، در شرایط کنونی هم فقط با اعتصابات کارگری در مراکز صنعتی و کلیدی تولید مانند صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، صنایع فولاد، خودروسازی ها، ذوب آهن، حمل و نقل، صنایع برق، معادن، راه آهن و … با فرمان قطع جنگ بی درنگ و آزادی کلیه زندانیان سیاسی، پایان دادن به مجازات اعدام می توان گلوی حکومت اسلامی را تحت فشار قرار داد و ماشین سرکوب آن را متوقف کرد.
کارگران کمونیست می دانند که راه میان بری وجود ندارد. اعتصابات سراسری کارگران در مراکز کلیدی تولید می تواند همه جنبش های اجتماعی و اعتراضی پیشرو در جامعه را هماهنگ به حرکت در آورد. اعتصابات سیاسی توده ای که اعتصابات کارگری ستون فقرات آن را تشکیل دهد، می توانند انسجام صفوف نیروهای مسلح و سپاه پاسداران را در هم کوبد، شکاف درون صفوف این نیروها را عمیق تر کرده و قدرت سرکوب آن را زمینگیر کند و زمینههای سازمانیابی قیام و سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی فراهم آورد.
نه به جنگ ارتجاعی
قطع جنگ بی درنگ
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد، آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی کومهله – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
۱۰ اسفند ۱۴۰۴
۱ مارس ۲۰۲۶