اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست: تفاهم نامه آمریکا و رژیم اسلامی؛ محصول بنبست جنگ ارتجاعی
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

تفاهمنامه چهارده مادهای میان جمهوری اسلامی و آمریکا بر متن جنگ، ویرانی، تحریم، ناامنی و رنج میلیونها انسان در ایران و سراسر منطقه شکل گرفته است. این توافق نه سند پیروزی جمهوری اسلامیست و نه بیانگر تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل. هیچ یک از طرفین نتوانستند اراده خود را به طور کامل بر دیگری تحمیل کنند. جمهوری اسلامی نتوانست پروژه هستهای و منطقهای خود را به دستاوردی تعیین کننده تبدیل کند؛ آمریکا و اسرائیل نیز نتوانستند رژیم را به زانو درآورند یا پروژه “رژیمچنج” از بالا را به سرانجام رسانند. این تفاهم دو طرفه بیش از هر چیز محصول بنبست سیاست جنگ، میلیتاریسم، تناقضات سرمایه داری و تروریسم دولتی در منطقه است.
ما کمونیستها از همان نخستین روزهای این جنگ اعلام کردیم این جنگ، جنگ مردم ایران نیست، بلکه جنگ بلوکها و دولتهای ارتجاعیست که مردم منطقه را به گروگان اهداف سیاسی، نظامی و اقتصادی خود گرفتهاند. ما تاکید کردیم، مستقل از اینکه کدام طرف دست بالا را پیدا کند، تداوم این جنگ تنها به تشدید فضای امنیتی، ضربه به اعتصابها و تشکلیابی مستقل، تضعیف مبارزات کارگران، زنان، جنبشهای اجتماعی و همچنین به عقب راندن تلاش برای شکل دادن به یک آلترناتیو آزادیخواهانه و سوسیالیستی منجر خواهد شد. تحولات ماههای گذشته بار دیگر نشان داد که این ارزیابی، ارزیابیای واقعبینانه و منطبق بر منافع کارگران و زحمتکشان و مردم آزادیخواه بوده است.
ما از همان آغاز خواهان توقف فوری این جنگ ارتجاعی و پایان دادن به تحریمهای اقتصادی بودیم. ما همواره تاکید کردهایم که تحریم اقتصادی ابزار آزادی مردم نیست، بلکه سلاحی علیه زندگی و معیشت جامعه است؛ فقر را گسترش میدهد، دارو و نان را گرانتر میکند، دستمزدها را بیارزشتر میسازد و همزمان به حکومتهای استبدادی امکان میدهد مسئولیت فاجعههای اقتصادی را به گردن “دشمن خارجی” بیندازند و دستگاه سرکوب خود را تقویت کنند.
از آنجایی که قطع جنگ و پایان دادن به سیاست جنگ افروزانۀ جمهوری اسلامی و امریکا و اسرائیل، خواست کارگران و زحمتکشان و بخش وسیعی از جامعه ایران بود؛ از جمله فاکتورهایی که رژیم جمهوری اسلامی را وادار کرد که مسیر سازش با آمریکا را پیش گیرد، هراس از خطر انفجار خشم تودهها و اعتراض اجتماعی بود. کارگران و مردم آزادیخواه ایران بدون آنکه هیچ توهمی به سیاستها و تفاهمنامه بین دولتهای آمریکا و جمهوری اسلامی داشته باشند، پایان این جنگ امپریالیستی و ارتجاعی، و پایان کشتار، ویرانی، آوارگی و تحریمهای اقتصادی را فرصتی برای بازسازی زندگی و همبستگی اجتماعی، امکانی برای درس گرفتن از تجربه این جنگ و مداخله قدرتهای خارجی و فرصتی برای گسترش جنبشهای اجتماعی، اعتراضی و ارتقای سازمانیابی صفوف خود در مبارزه علیه جمهوری اسلامی میدانند.
البته ما در عین حال معتقدیم که امضای قطعی این تفاهمنامه و تبدیل آن به یک توافق پایدار بین طرفین جنگ، منوط به پیشرفت مذاکرات شصت روزه و لگام زدن به طرفداران جنگ در هر سه طرف – یعنی دولت اسرائیل، بخشی از جناحهای رژیم ایران و نیز محافل صهیونیست و پروجنگ در امریکا- است. البته این احتمال هم وجود دارد که بروز بنبستها و اختلافات جدی میان طرفین تفاهم، بار دیگر موجب ادامه تنش، جنگ ، محاصره و تحریم اقتصادی شود.
این تفاهمنامه در عین حال، شکست آشکار نیروهایی نیز هست که سرنگونی جمهوری اسلامی را به مداخله نظامی و جنگ آمریکا و اسرائیل گره زده بودند. سلطنتطلبان فاشیست و ناسیونالیستهای کُرد (“ائتلاف شش جریان”)، تمام استراتژی خود را بر این فرض گذاشته بودند که جنگ، بمباران و فشار خارجی، جمهوری اسلامی را فرو خواهد پاشید و آنان را بر ویرانههای جامعه به قدرت خواهد رساند. پایان جنگ و آغاز این دوره از توافقات نشان داد که این پروژه نیز به بنبست رسیده است. آنان نه تنها نقشی در تعیین سرنوشت تحولات نداشتند، بلکه حتی به عنوان طرفی در معادلات سیاسی نیز به رسمیت شناخته نشدند. استراتژی کسب قدرت بر دوش بمبافکنهای خارجی، استراتژیای ضد مردمی و ورشکسته است و ما بارها بر آن تاکید کرده بودیم.
تجربه دو جنگ ارتجاعی ۱۲ روزه و ۴۰ روز یک بار دیگر نشان داد که نه سیاست صف بستن پشت جمهوری اسلامی بنام مقابله با آمریکا و اسرائیل راهی به سوی آزادی میگشاید؛ و نه سیاست امید بستن به بمبافکنها و پروژه “رژیمچنج” از بالا. سیاست نیروهای چپ و کمونیست که از همان ابتدا، جنگ را ارتجاعی و ضد مردمی ارزیابی کردند، خواهان توقف فوری آن شدند، علیه تحریمهای اقتصادی ایستادند و بر اتکای جامعه به تلاش برای خودسازمانیابی جنبشهای اجتماعی و در مرکز آن جنبش طبقاتی کارگران تاکید کردند، امروز بیش از گذشته اعتبار و حقانیت خود را نشان داده است.
جنگ و فضای امنیتی به مبارزات اجتماعی، اعتصابهای کارگری، جنبش زنان و تلاش برای سازماندهی یک آلترناتیو انقلابی ضربه زد. اما این به هیچوجه به معنای شکست جامعه نیست. تضادهای بنیادی جامعه ایران همچنان پابرجاست. کارگری که زیر خط فقر زندگی میکند، با امضای این تفاهمنامه از فقر رها نخواهد شد. زنانی که علیه تبعیض مبارزه میکنند، با این توافق به برابری دست نخواهند یافت. جوانانی که آیندهای برای خود نمیبینند، با توافق میان دولتهای جنگافروز، صاحب آینده نخواهند شد. جمهوری اسلامی از پروژه تغییر رژیم از بالا گریخته است، اما از سرنگونی از پایین و انقلاب اجتماعی نگریخته است.
جنگ متوقف شده است، اما مبارزه اصلی تازه وارد مرحله جدیدی میشود. اکنون زمان آن است که طبقه کارگر، زنان، جوانان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، پرستاران و همه انسانهای آزادیخواه و برابریطلب، نیروی خود را بازسازی کنند، تشکلهای مستقل خود را گسترش دهند، اعتصابات و اعتراضات اجتماعی را از سر بگیرند و بار دیگر پرچم سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را به مرکز سیاست در جامعه تبدیل کنند.
نباید اجازه داد نیروهایی که دیروز مردم را به ماندن زیر چکمه جمهوری اسلامی به نام “دفاع از میهن” فرا میخواندند و یا آنان که سرنگونی رژیم را به موشکها و بمبافکنهای آمریکا و اسرائیل گره زده بودند، بار دیگر خود را به عنوان آلترناتیو جامعه جا بزنند. باید هر دو قطب جنگطلب، چه مدافعان جمهوری اسلامی و “محور مقاومت” و چه سلطنت طلبان و ناسیونالیستهای کرد “ائتلاف شش جریان” دخیل در پروژه تغییر رژیم از بالا، به حاشیه رانده شوند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست همه نیروهای آزادیخواه، برابریطلب، کارگری و سوسیالیست را فرامیخواند که برای سازماندهی دور تازهای از مبارزه علیه جمهوری اسلامی و نظام سرمایهداری حاکم، برای گسترش شوراها و تشکلهای تودهای، برای سازماندهی اعتصابات سراسری و اعتراضات اجتماعی و مهمتر از همه برای به سرانجام رساندن انقلاب اجتماعی مردم ایران دست به کار شوند.
سرنوشت آتی جامعه ایران، هرگز در اتاقهای مذاکره قدرتهای جهانی، در پادگانهای سپاه و در دفتر مدعیان سلطنت و ناسیونالیسم تعیین نخواهد شد. این آینده را تنها مبارزه متشکل میلیونها انسان کارگر و آزادیخواه، با پرچم آزادی، برابری، رفاه، سوسیالیسم و پایان جمهوری اسلامی رقم خواهد زد.
نابود باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۱ ژوئن ۲۰۲۶
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
