شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ | 31 - 10 - 2026

Communist party of iran

اعتصاب کارگران ۱۱۳ بندر جهان علیه جنگ «کارگران بندر برای جنگ کار نمی‌کنند»



روز جمعه ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ برابر با ۸ آبان ۱۴۰۵در یکی از گسترده‌ترین حرکت‌های اتحادیه‌های کارگری بندرها در سال‌های اخیر، کارگران باراندازها و دریانوردان در پنج قاره جهان علیه استفاده از بنادر غیرنظامی برای انتقال تسلیحات و تجهیزات جنگی دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب بیش از ۲۵ اتحادیه کارگری در ۱۱۳ بندر از ۲۲ کشور مشارکت کرده‌اند. این اعتصاب سراسری با فراخوان اتحادیه‌های بندری ایتالیا، فرانسه، یونان، باسک اسپانیا، ترکیه و مراکش آغاز شد و با پیوستن تشکل‌هایی از کشورهای دیگر گسترش یافت. خواسته محوری اعتصاب روشن بود: بنادر نباید به مسیر انتقال سلاح، مهمات و تجهیزات نظامی تبدیل شوند. شعار این اعتصاب «کارگران بندر برای جنگ کار نمی‌کنند» بیان فشرده همین موضع است.


بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی فراخوان‌دهندگان این اعتصاب، دامنه این حرکت  بیش از ۴۰ درصد حمل‌ونقل کالا در مدیترانه را تحت تأثیر قرار داده است. ارزش محموله‌های در معرض اختلال بیش از دو میلیارد دلار برآورد شده و از احتمال تأخیر در انتقال حدود ۵۲ هزار کانتینر سخن گفته شده است. در فرانسه نیز فدراسیون بنادر و اسکله‌های   CGT  اعتصاب ۲۴ ساعته در بنادر مهمی چون مارسی، لو آور، دونکرک و روآن را فراخوانده بود. این ارقام وابستگی اقتصاد جهانی به نیروی کار و ظرفیت بالقوه کارگران برای متوقف‌کردن گردش سرمایه را آشکار می‌کنند.


این اعتصاب گسترده کارگری پیوند بنادر با صنعت تسلیحات و ماهیت اقتصادی و طبقاتی جنگ معاصر را برای افکار عمومی بیشتر نمایان می‌سازد. اعتصاب کارگران ۱۱۳ بندر جهان علیه جنگ نشان می دهد که جنگ، پیش از آنکه در میدان‌های نبرد آغاز شود، در کارخانه‌های اسلحه‌سازی، شبکه‌های حمل‌ونقل، بنادر تجاری و مناسبات اقتصادی دولت‌ها و سرمایه‌داران تدارک دیده می‌شود. سلاح و تجهیزات نظامی محصول زنجیره‌ای از تولید، انباشت، تجارت و جابه‌جایی‌اند. ازاین‌رو، مبارزه علیه جنگ نمی‌تواند صرفاً به اعتراض به کشتار و ویرانی محدود بماند، بلکه باید مناسبات اقتصادی و طبقاتی‌ای را هدف قرار دهد که جنگ را به منبع سود و ابزار سلطه سرمایه تبدیل می‌کنند.


اهمیت این اعتصاب از موقعیت راهبردی کارگران بندری در چرخه گردش سرمایه ناشی می‌شود. این درست است که سرمایه‌داران مالک بنادر، کشتی‌ها و زیرساخت‌های حمل‌ونقل‌ هستند، اما گردش این مجموعه بدون نیروی کار هزاران کارگر امکان‌پذیر نیست. همین وابستگی، سرچشمه قدرت اقتصادی و اجتماعی طبقه کارگر است. اعتصاب در چنین موقعیتی می‌تواند هم گردش سرمایه را مختل کند و هم انتقال مادی ابزار جنگ را با مانع روبه‌رو سازد. این داده‌ها نشان می‌دهند که تداوم جنگ، از جمله جنگ ویرانگر غزه، تنها به تصمیم فرماندهان نظامی وابسته نیست. شرکت‌های تسلیحاتی، مؤسسات حمل‌ونقل، بیمه‌های دریایی، دولت‌های صادرکننده و شبکه‌های تجاری، در بازتولید مادی ماشین جنگ نقش دارند. بنابراین اعتصاب کارگران بندرها و امتناع آنان از جابه‌جایی محموله‌های نظامی، مداخله‌ای مستقیم در یکی از حلقه‌های این زنجیره است و ادعای بی‌طرفی زیرساخت‌های اقتصادی را به چالش می‌کشد. هیچ کارخانه، بندر یا شبکه حمل‌ونقلی بیرون از مناسبات مالکیت و منافع طبقاتی عمل نمی‌کند.


وجه برجسته اعتصاب کارگران بندر، هماهنگی فرامرزی کارگران با زبان‌ها و ملیت‌های متفاوت است. سرمایه برای افزایش سود، مرزهای ملی را پشت سر می‌گذارد و تولید، تجارت و لجستیک را در مقیاس جهانی سازمان می‌دهد؛ درحالی‌که کارگران غالباً در چهارچوب‌های ملی و تشکیلاتی پراکنده باقی می‌مانند. اعتصاب سراسری کارگران بندر نشان داد که مقابله مؤثر با قدرت جهانی سرمایه نیز مستلزم گسترش همبستگی و سازمان‌یابی بین‌المللی طبقه کارگر است. این همبستگی زمانی معنا و قدرت واقعی پیدا می‌کند که منافع مشترک کارگران را در برابر منافع سرمایه قرار دهد.


این حرکت، مطالبات اقتصادی کارگران را نیز با مبارزه علیه جنگ پیوند زده است. افزایش ۱۲ درصدی دستمزد از طریق قراردادهای جمعی، بهبود ایمنی محیط کار، کاهش روز کاری به هفت ساعت و تأمین پزشک در کشتی‌ها از جمله مطالبات مطرح‌شده‌اند. این پیوند تصادفی نیست؛ همان نظامی که منابع عظیم اجتماعی را به تسلیحات و مداخلات نظامی اختصاص می‌دهد، فشار ناشی از تورم، دستمزدهای پایین، ناامنی شغلی و فرسایش شرایط کار را نیز بر دوش نیروی کار می‌گذارد.. تجربه تاریخی جنبش کارگری نشان می‌دهد که پیشروی جنبش کارگری در گرو آن است که مبارزه برای مطالبات فوری و مقابله با جنگ باید با آگاهی طبقاتی، برنامه سیاسی مستقل و سازمان‌یابی سراسری پیوند بخورد. اعتصاب کارگران بندر و مطالبات آنان نشان داد که مبارزه برای صلح، می تواند به مبارزه برای زندگی انسانی و رهایی از استثمار پیوند بخورد. از زاویه منافع مبارزه سوسیالیستی، پایان‌دادن به مناسباتی که استثمار، رقابت امپریالیستی و جنگ را بازتولید می‌کنند، مستلزم مبارزه برای برچیدن حاکمیت سرمایه و انتقال قدرت سیاسی به طبقه کارگر است. در این مسیر، محدودکردن مبارزه به اصلاحات پارلمانی هیچگاه نمی‌تواند جایگزین مبارزه و سازمان‌یابی مستقل کارگران شود.


تشکیل حزب کمونیستی انقلابی برخوردار از برنامه روشن، تشکیلات منسجم و پیوند زنده و ارگانیک با جنبش واقعی کارگری، در این چشم‌انداز اهمیت اساسی دارد. حزبی که بتواند مبارزات اقتصادی، اعتصاب‌های کارگری و جنبش‌های ضدجنگ را به مبارزه‌ای آگاهانه و سازمان‌یافته برای دگرگونی مناسبات سیاسی و اقتصادی پیوند دهد؛ بی‌آنکه جایگزین اراده و سازمانیابی خود طبقه کارگر شود.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: