اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، اعتراض علیه ماشین اعدام
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵

اعتصاب غذای زندانیان واحد دو زندان قزلحصار کرج در اعتراض به اجرای احکام اعدام، برای دومین بار در ماههای اخیر، نشان میدهد که مخالفت با قتلهای حکومتی در درون زندان، به شکلی پایدار از مقاومت جمعی تبدیل شده است. این اعتصاب که پس از انتقال شش زندانی به سلولهای انفرادی، جهت اجرای حکم اعدام، آغاز شده، روز شنبه ۲۷ تیرماه برای ششمین روز متوالی ادامه داشته است. این اعتصاب بازتاب خشم و اعتراض فزاینده اجتماعی علیه خشونت سازمانیافته دولتی است. همزمان، صدور احکام اعدام برای دوازده نفر از معترضان پرونده اصفهان در دیماه ۱۴۰۴ نیز نشان میدهد با روندی مواجهیم که اعدام را به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب و ارعاب جامعه بدل کرده است. مجازات اعدام در ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب نظام کیفری یا دستگاه قضایی توضیح داد، بلکه مجازات مرگ بخشی از سازوکار حکومت اسلامی برای تضمین بقا و اعمال نظم مورد نظرش است. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی طی سالهای اخیر همواره رکورد دار اجرای احکام اعدام بوده است. بخش بزرگی از این احکام به پروندههای مرتبط با مواد مخدر اختصاص دارند، جمهوری اسلامی از اعدام زندانیان عادی هم برای مرعوب کردن جامعه و اعمال نظم مورد نظرش استفاده می کند.
از همان روز اولی که جمهوری اسلامی به قدرت رسیده است کارکرد اعدام از حوزه جرائم عمومی فراتر رفته و بیش از پیش به عرصه سیاسی و امنیتی گسترش یافته است. در شرایط کنونی مجازات اعدام هم به استراتژی بقای جمهوری اسلامی و هم به تاکتیک آن برای مقابله با جنبشهای اعتراضی تبدیل شده است. صدور احکام اعدام برای معترضان، از جمله دوازده متهم پرونده اصفهان، بیانگر آن است که جمهوری اسلامی از مجازات اعدام به عنوان ابزاری برای مقابله با اعتراضات اجتماعی استفاده می کند. پس از خیزشهای سراسری و تعمیق شکاف میان دولت و جامعه، نمایش قدرت از طریق مجازات مرگ جایگاه برجستهتری یافته است. در این شرایط، اعدام، نمایش اقتدار حاکمیت و هشداری به کل جامعه در برابر امکان سازمانیابی و شورش جمعی است. در چنین بستری، اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار اهمیتی فراتر از یک اعتراض درون زندان پیدا میکند. این حرکت را باید در امتداد شکلگیری اشکال تازه مقاومت علیه اعدام، از جمله کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، ارزیابی کرد؛ کارزاری که توانسته خانوادههای زندانیان، فعالان مدنی و بخشی از افکار عمومی را حول مطالبه لغو مجازات مرگ گرد هم آورد. پیوند میان مقاومت و مبارزه درون زندان و همبستگی بیرون از آن، نشانه شکلگیری جنبشی گستردهتر برای مقابله با سیاست اعدام است.
ویژگی برجسته اعتصاب اخیر زندانیان علیه مجازات اعدام، ماهیت جمعی آن است. زندانیان با خودداری از دریافت غذا و با تجمع اعتراضی در سالن بند، کل سازوکار صدور و اجرای احکام اعدام را به چالش کشیدهاند. دستنوشتههای «نه به اعدام» که در جریان این تحصن به نمایش درآمد، بیان روشن این موضع است که حاکمیت نباید حق سلب حیات انسان را در اختیار داشته باشد. با این همه، ظرفیت و محدودیتهای این شکل از مبارزه را نیز باید همزمان دید. اعتصاب غذا، با وجود بار سیاسی قابل توجه خود، در نهایت کنشی است که بر بدن زندانیان استوار است و بهتنهایی توان دگرگون کردن مناسبات قدرت را ندارد. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که چنین اعتراضاتی زمانی میتوانند به نتایج پایدار دست یابند که با اشکال دیگر مبارزه اجتماعی و با دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی و اعتراضی در بیرون از زندان، پیوند برقرار کنند.
از این منظر، مسئله اصلی تبدیل این اعتراضها به بخشی از یک مبارزه اجتماعی فراگیر است. روندهای موجود نشان میدهد که هرگاه بحرانهای اقتصادی و سیاسی تشدید شدهاند، استفاده از مجازات اعدام نیز افزایش یافته است. هرچه نارضایتی اجتماعی گستردهتر میشود، اتکای حاکمیت به ابزارهای ارعاب نیز افزایش مییابد. بنابراین، مبارزه علیه اعدام زمانی به افقی مؤثر دست خواهد یافت که ریشههای اقتصادی و سیاسی بازتولیدکننده آن را نیز هدف قرار دهد. در همین چارچوب، رویکردهای صرفاً حقوق بشری، با وجود نقش مهمشان در مستندسازی و جلب افکار عمومی، با محدودیتهایی روبهرو هستند. تمرکز بر کاهش یا اصلاح مجازات اعدام، بدون پرداختن به مناسباتی که این خشونت را تولید و بازتولید میکنند، نهایتاً دامنهای محدود خواهد داشت. مبارزه با اعدام زمانی به نیرویی موثر تبدیل میشود که با نقد ساختارهای اقتصادی و سیاسی مولد سرکوب و نابرابری پیوند بخورد.
اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، بهویژه در امتداد کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، نشان میدهد که چنین پیوندی ظرفیتی واقعی است. این اعتراض، اگرچه از درون یک بند زندان آغاز شده، اما میتواند به نقطهای برای همگرایی جنبشهای پیشرو اجتماعی علیه مجازات مرگ تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه شبکههای همبستگی گسترش یابند، نیروهای اجتماعی و سیاسی نقش فعالتری ایفا کنند و این صدا از دیوارهای زندان به عرصه عمومی راه پیدا کند. تا زمانی که مناسبات نابرابر قدرت و ساختارهای طبقاتی بازتولید میشوند، اشکال مختلف خشونت دولتی نیز استمرار خواهند یافت. از اینرو، مبارزه علیه اعدام، در رادیکالترین معنای خود، بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای دگرگونی مناسباتی است که امکان چنین خشونتی را فراهم میکنند. اعتصاب زندانیان قزلحصار علیه اعدام، بیش از آنکه صرفاً رویدادی درون یک زندان باشد، نشانه تداوم مقاومت و مبارزه در برابر سیاستی است که مرگ و قتل عمد دولتی را به ابزار حکومتداری تبدیل کرده است. اهمیت این مقاومت در ظرفیتی نهفته است که برای پیوند زدن مبارزه علیه اعدام با دیگر جنبشهای پیشرو اجتماعی و اعتراضی در جامعه ایجاد میکند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
