دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ | 25 - 05 - 2026

Communist party of iran

اعتراض دانش‌آموزان به برگزاری حضوری امتحانات، واکنشی به آموزش طبقاتی


در روزهای اخیر دانش‌آموزان در شهرهای خرم‌آباد، یاسوج، کهگیلویه و بویراحمد و دورود در واکنش به اجباری
شدن برگزاری حضوری امتحانات، تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند و با سر دادن شعار علیه مقامات حکومتی
اعتراض خود را نشان دادند. این اعتراضات در شرایطی انجام می گیرد که در پی خیزش سراسری دی ماه ۱۴۰۴ و
کشتار هولناک معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه در بسیاری از استان‌ها مدارس غیر حضوری شدند و با آغاز
حملات و بمباران‌های آمریکا و اسرائیل کلیه مدارس تعطیل شده و بعد از تعطیلات نوروز کلیه کلاس‌ها غیر
حضوری برگزار شدند. با اینحال آموزش و پرورش رژیم اسلامی تصمیم گیری در مورد نحوه برگزاری امتحانات را
به استان‌ها واگذار کرده است و بر اساس این تصمیم در برخی از استان‌ها دانش‌اموزان به اجبار باید در جلسات
امتحان حضور یابند. حال برای دانش آموزان معترض این سئوال مطرح است که چرا باید دانش‌آموزان با آن شرایط
آموزشی بشدت تبعیض‌امیز مجبور به حضور در جلسه امتحان شوند؟

آنچه در روزهای اخیر در اعتراض دانش‌آموزان خود را نشان می دهد، بازتاب بحرانی عمیق‌تر در جامعه ایران
است، بحرانی که شرایط جنگی، سرکوب، قطع اینترنت، فروپاشی امنیت روانی و سیاست‌های طبقاتی حکومت را
به‌هم گره زده است. دانش‌آموزانی که ماه‌ها در فضای ناامن، بی‌ثبات و همراه با اختلال گسترده آموزشی زیسته‌اند،
اکنون در برابر تحمیل امتحانات حضوری ایستاده‌اند؛ به این دلیل که حکومت می‌کوشد با برگزاری حضوری
آزمون‌ها، تصویری غیرواقعی از «عادی بودن اوضاع» ارائه دهد. در شرایطی که خطر ازسرگیری جنگ و تشدید
بحران امنیتی همچنان بر زندگی مردم سایه انداخته، حکومت تلاش می‌کند از مدرسه به‌عنوان ابزاری سیاسی برای
نمایش ثبات و کنترل استفاده کند. در این میان، دانش‌آموزان به‌درستی دریافته‌اند که مسئله فقط آموزش نیست. مسئله
بر سر این است که چه کسی باید هزینه بحران را بپردازد و چه کسانی قرار است از دل ناامنی، بی‌ثباتی و
سیاست‌های طبقاتی، سود سیاسی ببرند.

اصرار حکومت بر برگزاری حضوری امتحانات، در شرایطی صورت می‌گیرد که بخش بزرگی از جامعه هنوز در
وضعیت ناامن روانی و اجتماعی به‌سر می‌برد. تهدید جنگ، فضای امنیتی، سرکوب خیابانی و بی‌ثباتی عمومی،
زندگی روزمره میلیون‌ها خانواده را مختل کرده است. در چنین وضعیتی، طبیعی است که دانش‌آموزان و خانواده‌ها
نسبت به حضور اجباری در مدارس اعتراض داشته باشند. اما حکومت مسئله را صرفاً آموزشی نمی‌بیند. برای
جمهوری اسلامی، برگزاری حضوری امتحانات بخشی از پروژه «عادی‌سازی» است؛ تلاشی سیاسی برای القای این
تصویر که اوضاع تحت کنترل است و بحران جنگی تأثیری بر زندگی عمومی نگذاشته است. به همین دلیل، حتی
زمانی که آموزش به‌صورت غیرحضوری ادامه یافته، حکومت همچنان بر حضور فیزیکی دانش‌آموزان در
حوزه‌های امتحانی تأکید کرده است. این سیاست، شکلی از مدیریت سیاسی بحران است. دولت می‌خواهد حضور
دانش‌آموزان در مدرسه را به نشانه بازگشت نظم تبدیل کند، حتی اگر واقعیت جامعه چیزی کاملاً متفاوت باشد.
یکی از دلایل مخالفت حکومت با برگزاری مجازی امتحانات، مسئله اینترنت است. اگر آموزش و امتحانات به‌شکل
آنلاین برگزار شود، دولت ناچار خواهد بود دسترسی پایدار و رایگان به اینترنت را برای میلیون‌ها دانش‌آموز فراهم
کند؛ مسئولیتی که نه‌تنها حاضر به پذیرش آن نیست، بلکه اساساً در تضاد با سیاست‌های کنونی‌اش قرار دارد. در
سال‌های اخیر و به ویژه در دوره جنگ، جمهوری اسلامی با قطع گسترده اینترنت و اعمال محدودیت‌های مداوم،
اینترنت را از یک حق عمومی به امتیازی طبقاتی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، آموزش آنلاین عملاً به امکانی
نابرابر بدل شده است؛ امکانی که بیشتر در اختیار طبقات مرفه قرار دارد. دانش‌آموز خانواده کارگری که حتی توان
خرید بسته اینترنت یا ابزار آموزشی مناسب را ندارد، چگونه می‌تواند در شرایط برابر با دانش‌آموز مدارس
خصوصی رقابت کند! این همان نقطه‌ای است که آموزش مجازی در جامعه‌ای نابرابر، به ابزار بازتولید شکاف
طبقاتی تبدیل می‌شود.

اما تناقض حکومت دقیقاً در همین‌جاست. از یک‌سو اینترنت عمومی را قطع می‌کند، و حاضر نیست هزینه دسترسی
آموزشی را بپردازد، و از سوی دیگر دانش‌آموزان را مجبور می‌کند برای حفظ ظاهر «وضعیت عادی»، به شکل
حضوری در امتحانات شرکت کنند. اینترنت طبقاتی در ایران، بخشی از ساختار طبقاتی قدرت است که دسترسی به
آموزش، اطلاعات و ارتباطات را بر اساس موقعیت اقتصادی و سیاسی تنظیم می‌کند. نسل امروز دانش‌آموزان،
نسلی نیست که سیاست را فقط از کتاب‌ها بشناسد. این نسل بحران را به‌طور مستقیم تجربه کرده است، تورم، فقر،
سرکوب، قطع اینترنت، ناامنی، آینده مبهم و فشار روانی مداوم. برای بسیاری از نوجوانان، مدرسه دیگر فضای امید
و پیشرفت نیست؛ بخشی از زیست روزمره‌ای است که دائماً با اضطراب و بی‌ثباتی همراه است. آنان دیده‌اند که

چگونه آموزش به کالایی طبقاتی تبدیل شده، چگونه اینترنت به ابزار کنترل بدل شده و چگونه حتی ابتدایی‌ترین حقوق
اجتماعی می‌تواند با تصمیمات امنیتی محدود شود. به همین دلیل، اعتراضات اخیر را نباید صرفاً واکنشی هیجانی
تلقی کرد. این اعتراضات، بیان سیاسی نسلی است که دیگر روایت رسمی حکومت درباره «عادی بودن شرایط» را
باور نمی‌کند. اعتراض دانش‌آموزان در این چارچوب، شکلی از مقاومت در برابر انتقال هزینه بحران به فرودستان
است. حکومت می‌خواهد بحران اقتصادی، اختلال اینترنت، ناامنی و فروپاشی خدمات عمومی را مردم تحمل کنند،
اما هم‌زمان ظاهر ثبات را حفظ کند. دانش‌آموزان با اعتراض خود این نمایش را برهم می‌زنند.
اعتراضات دانش‌آموزی زمانی می‌تواند به نیرویی پایدار و اثرگذار تبدیل شود که از سطح واکنش پراکنده فراتر رود
و با مبارزات معلمان، کارگران و خانواده‌های فرودست پیوند بخورد. اکثریت دانش‌آموزان فرزندان طبقه کارگر و
زحمتکشان و اقشار فرودست جامعه هستند. همان خانواده‌ای که زیر فشار تورم، بیکاری و دستمزدهای ناچیز خرد
می‌شود، اکنون باید هزینه اینترنت، آموزش و ناامنی را نیز بپردازد. بنابراین بحران آموزشی، از بحران اقتصادی و
ساختار طبقاتی حاکم در جامعه جدا نیست. مبارزه برای آموزش رایگان و برابر، بدون مبارزه علیه ساختار سیاسی و
طبقاتی موجود به نتیجه نخواهد رسید. اینترنت آزاد و رایگان، آموزش عمومی باکیفیت و امنیت آموزشی، حقوقی
اجتماعی‌اند؛ نه امتیازاتی که حکومت هر زمان بخواهد اعطا یا سلب کند. در این میان، معلمان نیز جایگاهی کلیدی
دارند. آنان هم بخشی از نیروی کار مزدی‌اند و هم در قلب ساختار آموزشی قرار دارند. همبستگی دانش‌آموزان،
معلمان و خانواده‌های کارگری می‌تواند دسترسی به آموزش رایگان و با کیفیت را به بخشی از مبارزه گسترده‌تر
برای رهایی اجتماعی تبدیل کند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
https://t.me/KomalaCpiranTv
https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: