اعتراضات دانشآموزی؛ فریاد نسلی علیه نابرابری آموزشی
شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

در روزهای اخیر، دانشآموزان در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران، مشهد، کرمانشاه، اراک، خرمآباد، همدان و دیگر شهرها در اعتراض به مصوبات جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان سنجش به خیابان آمدهاند. محور اصلی این اعتراضات، تأثیر قطعی نمرات امتحانات نهایی در پذیرش دانشگاهها، تغییرات مداوم قوانین کنکور و اجرای سیاستهایی است که دانشآموزان آن را ناعادلانه و تحمیلشده میدانند. معترضان تأکید میکنند که در شرایطی که جامعه با بحرانهای اقتصادی، نااطمینانیهای گسترده، اختلال در روند آموزش و فشارهای روحی و روانی روبهروست، تحمیل چنین تغییرات سرنوشتسازی بر آینده تحصیلی میلیونها دانشآموز، چیزی جز افزایش استرس و گسترش نابرابری آموزشی به همراه نخواهد داشت.
اعتراضات اخیر را نباید تنها واکنشی به چند مصوبه آموزشی یا شیوه برگزاری کنکور تلقی کرد. آنچه در خیابانهای شهرهای مختلف دیده میشود، بیان نارضایتی نسلی است که آینده خود را بیش از هر زمان دیگری در معرض ناامنی و بیثباتی میبیند.
در جامعهای که آموزش هر روز بیش از گذشته کالایی شده است، موفقیت تحصیلی نیز بیش از پیش به موقعیت اقتصادی خانوادهها وابسته شده است. فرزندان خانوادههای ثروتمند به کلاسهای خصوصی، مشاوران آموزشی، مدارس برخوردار و امکانات گسترده دسترسی دارند، در حالی که بخش بزرگی از دانشآموزان خانوادههای کارگری و زحمتکش از ابتداییترین امکانات آموزشی محروماند. در چنین شرایطی، افزایش نقش سوابق تحصیلی بدون رفع این نابرابریها، نه تنها عدالت آموزشی ایجاد نمیکند، بلکه شکافهای طبقاتی موجود را عمیقتر میسازد. به همین دلیل اعتراض امروز دانشآموزان تنها اعتراض به یک بخشنامه یا یک آزمون نیست؛ اعتراض به ساختاری است که فرصتهای برابر آموزشی را از میان برده و سرنوشت تحصیلی میلیونها جوان را به امکانات اقتصادی خانوادههایشان گره زده است.
اعتراضات دانشآموزی زمانی میتواند تأثیرگذارتر شود که از سطح اعتراضات پراکنده فراتر رفته و به مطالبهای گسترده در میان خانوادهها، معلمان و جامعه تبدیل شود. معلمان به عنوان بخشی از بدنه آموزش و خانوادهها به عنوان نخستین قربانیان سیاستهای ناعادلانه آموزشی، میتوانند نقش مهمی در حمایت از این مطالبات ایفا کنند.
تشکیل مجامع اعتراضی، انتشار بیانیههای مشترک دانشآموزان، معلمان و خانوادهها، پیگیری جمعی مطالبات و ایجاد شبکههای همبستگی در مدارس و مراکز آموزشی، میتواند قدرت این اعتراضات را افزایش دهد. دفاع از آموزش رایگان، باکیفیت و برابر، تنها مسئله دانشآموزان نیست؛ مسئلهای اجتماعی است که به آینده یک نسل و حق همگانی برخورداری از فرصتهای برابر برای تحصیل و پیشرفت گره خورده است. صدای دانشآموزانی که امروز در خیابانها شنیده میشود، در واقع مطالبه نسلی است که دیگر نمیخواهد تنها مخاطب تصمیمات باشد؛ نسلی که میخواهد درباره آینده خود حق اظهار نظر، حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت داشته باشد.
سازمانیابی و ایجاد تشکلهای مستقل دانشآموزی در سطح مدارس، شهرها و در ابعاد سراسری، میتواند این اعتراضات را از حرکتهای پراکنده به نیرویی سازمانیافته و اثرگذار تبدیل کند. پیوند دادن اعتراضات دانشآموزان در نقاط مختلف کشور و جلب حمایت فعال خانوادهها و معلمان، ظرفیت بیشتری برای پیشبرد مطالبات و وادار کردن مسئولان به عقبنشینی ایجاد خواهد کرد. تجربه همه جنبشهای اجتماعی نشان داده است که مطالبات پایدار و حقوق ماندگار نه با انتظار و وعده، بلکه از طریق تشکل، همبستگی و سازمانیابی جمعی به دست میآید. برای دانشآموزان نیز راه مؤثر دفاع از حق آموزش برابر و آیندهای عادلانه، چیزی جز متشکل شدن و تبدیل اعتراضات پراکنده به یک جنبش آگاهانه و سازمانیافته نیست.
