اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان به مناسبت ۲۵ نوامبر
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴

۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان است. گرامی داشت این روز برای یادآوری واقعیتی است که در آن میلیونها زن در جهان و ایران، هر روز با اشکال گوناگون از خشونت جسمی، روانی، اقتصادی و حقوقی روبهرو هستند. این روز فریاد جمعی علیه نظمی است که خشونت بر زنان را شرط بقای خود کرده است. بر پایه گزارشهای بینالمللی، از هر سه زن در جهان، یک نفر دستکم یک بار خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده است. در ایران نیز، پژوهشها و دادههای رسمی نشان میدهد که بیش از ۶۵ درصد زنان، شکل یا اشکالی از خشونت خانگی، اجتماعی یا اقتصادی را از سر گذراندهاند. این ارقام به روشنی نشان میدهد که خشونت علیه زنان سازوکار دائمی حفظ نظم طبقاتی و پدر/مردسالار است.خشونت علیه زنان خود را در طیفی وسیع و پیوسته نشان میدهد: از توهین، تحقیر، تهدید، ضربوشتم، آزار و تجاوز جنسی، ازدواج اجباری و کودکهمسری، تا محرومیت از حق کار، تحصیل، انتخاب پوشش و کنترل بر بدن خود.
در سال ۱۴۰۱، دستکم ۹ هزار ازدواج برای دختران زیر ۱۴ سال به ثبت رسیده است؛ این یعنی قانونیسازی خشونت علیه کودکان و تبدیل بدن دختران به ملکیت خانواده و حاکمیت. سیاستهای حقوقی و قضایی جمهوری اسلامی، به مثابه حاکمیتی که بنیانش بر تقدیس مالکیت خصوصی و شریعت اسلام استوار است مسبب اصلی خشونتهای بیشماری است که برزنان ایران می رود. از قوانین دیه و قصاص تا قانون خانواده و سیاستهای جمعیتی، ساختاری زنستیز دارند و بر فرودستی حقوقی و مادی زنان مهر تأیید میزنند. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران طی سالهای اخیر زیر ۱۵ درصد مانده است، یکی از پایینترین نرخها در جهان؛ در حالی که نرخ بیکاری زنان جوان دو تا سه برابر مردان است. در کنار این، بیش از سه میلیون زن سرپرست خانوار زیر فشار خردکننده خشونت اقتصادی، بیکاری، تبعیض و فقر له میشوند ناقص سازی یا ختنه زنان عملی که در آن بخشی از اندام جنسی دختران و زنان بریده میشود و با عنوان «سنت»، «پاکدامنی» یا «حفظ ناموس» توجیه میگردد نیز یکی از وحشیانه ترین اشکال خشونت بر زنان است. این عمل، که در برخی مناطق ایران بهویژه در میان دختران خردسال انجام میشود، نه یک رسم بیضرر محلی، بلکه نوعی مثلهسازی و حمله مستقیم به حق زن بر بدن و لذت، سلامت و انسانیت خویش است.
ستم جنسیتی و استثمار طبقاتی به شکل پیچیده ای درهم تنیده شده اند، سرمایهداری برای افزایش سود خود به نیروی کار ارزان و مطیع نیاز دارد و نظام مردسالار، ابزار ایدئولوژیک و مادی این اطاعتپذیری را فراهم میکند. در ایران، ۴۳ درصد زنان شاغل در بخش غیررسمی و بدون بیمه کار میکنند و ۳۵ درصد زنان شاغل، آزار جنسی یا کلامی در محیط کار را تجربه کردهاند. شکاف دستمزد میان زنان و مردان به طور میانگین ۲۵ تا ۳۵ درصد است؛ این یعنی زن نه فقط در خانه، که در کارخانه، اداره، کارگاه، مدرسه و بیمارستان نیز هدف استثمار مضاعف است.کار خانگی، که عمدتاً بر دوش زنان است از مراقبت از کودکان و سالمندان تا پختوپز و نظافت ارزشی معادل ۳۰ تا ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی دارد، اما نه دیده میشود، نه مزد میگیرد، و نه بهعنوان کار به رسمیت شناخته میشود.
بیش از ۷۰ درصد زنان قربانی خشونت خانگی در طبقات کارگر و کمدرآمد قرار دارند. هزینه اقتصادی خشونت علیه زنان در سطح جهانی سالانه حدود ۱.۵ تریلیون دلار برآورد میشود؛ بهایی که در واقع تودههای زحمتکش، ازجمله زنان کارگر و فقیر، آن را میپردازند.تحریم، فقر و تشدید خشونت سیاستهای امپریالیستی، جنگ افروزی که در آن تجاوز به زنان به عنوان ابزاری برای کسب برتری استفاده می شود و تحریمهای اقتصادی، که به نام «فشار بر حکومت» اعمال میشوند، در عمل فشار را بر زندگی کارگران و فرودستان، و در صدر آنان بر زندگی زنان چند برابر کردهاند. گزارشها نشان میدهد تحریمها در ایران نرخ فقر زنان سرپرست خانوار را حدود ۴۰ درصد افزایش داده است.کاهش بودجه سلامت و آموزش، گرانی افسارگسیخته و بیکاری گسترده، زنان را بیش از پیش در معرض خشونت خانگی، تنفروشی و ترک تحصیل قرار میدهد.خشونت علیه زنان مسئلهای صرفاً «زنانه» نیست، بلکه مسئلهای سراسر طبقاتی و اجتماعی است.
آنچه که برای جنبش رهایی زنان اهمیت دارد این است که رهایی زنان بدون رهایی طبقهی کارگر و تودههای تحت ستم ممکن نیست، همانطور که هیچ انقلاب اجتماعی بدون مشارکت آگاهانه و برابر زنان به پیروزی نخواهد رسید. خیزش انقلابی ژینا نشان داد که مبارزه علیه خشونت جنسیتی میتواند به نیرویی برای به چالش کشیدن تمام نظم سرمایهداری اسلامی حاکم بدل شود. زنان ایران این آگاهی رهایی بخش را ساده بدست نیاورده اند بلکه نزدیک به 5 دهه مبارزه ی توامان و روزانه علیه حاکمیت هار سرمایه داری اسلامی را به تصویر کشیده اند. مبارزه ای که نه تنها به جمهوری اسلامی ضربات سهمگینی وارد کرده بلکه او را به عقب نشینی وادار کرده است.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان بر این باور است که پیوند آگاهانه و سازمانیافته جنبش رهایی زنان با جنبش کارگری، جنبش معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، بیکاران و ستمدیدگان ملی و مذهبی، شرط اساسی شکستن چرخه خشونت و استثمار است. هر اعتصاب کارگری برای دستمزدی عادلانه، هر تجمع معلمان برای آموزش رایگان و برابر، هر اعتراض دانشجویی علیه سرکوب سیاسی و هر حرکت علیه فقر و تبعیض، زمانی به نیرویی واقعی برای تغییر بدل میشود که خشونت علیه زنان را به رسمیت شناخته و علیه آن بایستد.۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است، از اینرو این وظیفه پیش روی همه ما کارگران، جوانان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و آزادیخواهان است که سکوت پیرامون خشونت علیه زنان در خانه، محل کار، مدرسه و دانشگاه را درهم بشکنیم.
کمیتهها، هستهها و شوراهای رهایی زنان را در محیطهای کارگری و محلات سازماندهی کنیم.علیه تمامی اشکال خشونت، از ضربوشتم و قتلهای ناموسی تا ناقصسازی جنسی، کودکهمسری و تبعیض حقوقی و اقتصادی، کارزارهای پیگیر و علنی به راه اندازیم. همبستگی میان جنبش رهایی زنان و دیگر جنبشهای اجتماعی را تقویت کنیم و مبارزه علیه خشونت جنسیتی را بخشی جدانشدنی از مبارزه علیه سرمایهداری و پدر/مردسالاری قرار دهیم. رهایی زنان از خشونت، در گرو تغییر ریشهای مناسبات طبقاتی و پدر/مردسالار است. پرچم مبارزه با خشونت علیه زنان، پرچم مبارزه برای جامعهای است که در آن هیچ انسانی به سبب جنسیت، طبقه، ملیت، گرایش جنسی یا باور خود تحقیر، سرکوب یا مثله نشود؛ جامعهای سوسیالیستی که در آن انسان و کرامت او در مرکز قرار گیرد، نه سود و سلطه.
زنده باد مبارزەی سازمان یافتە علیه خشونت بر زنان
سرنگون باد جمهوری اسلامی!
برقرار باد حاکمیت شورایی!
زندهباد سوسیالیزم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
١ آذر ۱۴۰۴ ، ٢٢ نوامبر ۲۰۲۵