اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی و خیزش انقلابی ١٤٠١
شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

مردم مبارز و آزادیخواه کردستان!
کارگران، زنان، جوانان و مردم ستمدیده ایران!
چهار سال از قتل حکومتی ژینا امینی میگذرد؛ جنایتی که خشم فروخوردهٔ میلیونها انسان را شعلهور ساخت و آغازگر یکی از گستردهترین و رادیکالترین خیزشهای تاریخ معاصر ایران شد.
ژینا، زن جوانی که تنها به دلیل قوانین ارتجاعی حجاب اجباری بازداشت شده بود، جان خود را در بازداشتگاه گشت ارشاد جمهوری اسلامی از دست داد. اما حکومت نتوانست این جنایت را در سکوت دفن کند. با انتشار گزارشها و تصاویر جانسوز ژینا، اعتراضات ابتدا از همان شب در مقابل بیمارستان کسری تهران آغاز شد و سپس با مراسم خاکسپاری تاریخی او در آرامستان آیچی سقز، فریاد «زن، زندگی، آزادی» از کردستان برخاست و بهسرعت سراسر کشور را فراگرفت.
قتل ژینا جرقه بود، اما زمینههای این خیزش طی دههها شکل گرفته بود. فقر و نابرابری، استثمار شدید نیروی کار، تبعیض جنسیتی، سرکوب سیاسی، ستم ملی، زندان و اعدام، خشمی عمیق در جامعه انباشته بود. خیزش شهریور ۱۴۰۱ انفجار این خشم انباشته بود؛ جامعهای که دیگر نمیخواست نظم موجود را تحمل کند. این خیزش بار دیگر گفتمان انقلاب و سوژهٔ انقلابی را در مرکز معادلات سیاسی ایران قرار داد و جریانهایی را که سالها علیه مفهوم انقلاب تبلیغ میکردند، ناچار به تمکین در برابر خواست انقلاب کرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای خیزش ژینا، قرار گرفتن مسئلهٔ آزادی و رهایی زنان در مرکز مبارزهٔ سیاسی و اجتماعی بود. زنان و دختران جوان با کنار زدن حجاب اجباری، حضور شجاعانه در خیابانها و به چالش کشیدن قوانین و ارزشهای زنستیز، نه فقط علیه یک پوشش اجباری، بلکه علیه نظامی ایستادند که فرودستی زنان را به بخشی از ساختار قانونی، سیاسی و فرهنگی خود تبدیل کرده است. این خیزش نشان داد که آزادی زنان از آزادی کل جامعه جدا نیست. چهار سال پس از قتل ژینا، جمهوری اسلامی همچنان میکوشد با قوانین زنستیز، تهدید، بازداشت و فشار امنیتی مقاومت زنان را عقب براند؛ اما جامعه را نمیتوان به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگرداند. میلیونها زن و مرد در عمل، مشروعیت قوانین و ارزشهای تحمیلی حکومت را باطل کردهاند.
خیزش ژینا اگرچه از کردستان برخاست، اما در کردستان نماند. از سقز، سنندج، مهاباد و بوکان تا تهران، رشت، شیراز، اصفهان، مشهد، زاهدان و دهها شهر دیگر، مردم به میدان آمدند. جمهوری اسلامی همواره کوشیده است مبارزات مردم کردستان و دیگر مناطق تحت ستم را تحت عنوانهای کاذب «تجزیهطلبی» از مبارزات سراسری جدا کند تا زمینهٔ سرکوب خونین را فراهم سازد؛ اما همبستگی بینظیر مردم در سراسر ایران، بهویژه فریادهای همبستگی از سیستان و بلوچستان با کردستان و پیوند اعتراضات کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و بازنشستگان، این سیاست تفرقه افکنانه را در هم شکست. خیزش ژینا بار دیگر نشان داد که مبارزه علیه ستم ملی، تبعیض جنسیتی، فقر، استثمار و استبداد سیاسی، در یک مبارزهٔ مشترک برای رهایی کل جامعه به هم پیوند میخورند.
جمهوری اسلامی در برابر خیزش مردم به کشتار، زندان، شکنجه، اعدام و ایجاد فضای شدید امنیتی متوسل شد. صدها نفر جان باختند و هزاران نفر بازداشت شدند. اما فروکش کردن یک موج خیابانی به معنای پایان مبارزه نیست. مقاومت زنان، اعتراضات مداوم کارگری، ایستادگی بازنشستگان و معلمان و پایداری خانوادههای دادخواه نشان میدهد که زمینههای اجتماعی و سیاسی اعتراض همچنان پابرجاست. فقر و نابرابری عمیقتر شده، امنیت شغلی میلیونها کارگر نابود شده و سرکوب و اعدام به ابزارهای روزمره حکومت برای بقا تبدیل شدهاند.
برای نیروهای چپ و کمونیست، مبارزه علیه زنستیزی به لغو حجاب اجباری محدود نمیشود؛ لغو همهٔ قوانین تبعیضآمیز، برابری کامل و بیقیدوشرط زن و مرد در همهٔ عرصهها، استقلال اقتصادی زنان و مقابله با فرهنگ مردسالارانه از مطالبات اساسی یک جامعهٔ آزاد است. رهایی زنان از مبارزه علیه فقر و استثمار طبقاتی جدا نیست. آزادی واقعی زمانی معنا مییابد که جامعه از کلیهٔ مناسبات بهرهکشانه و سرکوبگر رها شود.
تجربهٔ سالهای گذشته و بهویژه خیزش ۱۴۰۱ نشان داد که مردم ایران نمیتوانند آزادی خود را از دولتهای خارجی یا جریانهای ارتجاعی انتظار داشته باشند. اپوزیسیون راست با راه انداختن نمایشهایی چون جرجتاون و بندوبستهای دیپلماتیک نتوانست بر امواج اعتراض مردم سوار شود و خفتبار شکست خورد. ما در همان حال که برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه میکنیم، هرگونه آلترناتیوسازی از بالا، بازگرداندن اشکال دیگری از استبداد و تلاش قدرتهای خارجی برای تعیین سرنوشت مردم را قاطعانه مردود میدانیم. آزادی نه از بالا اعطا میشود و نه از بیرون وارد میشود؛ آزادی محصول مبارزهٔ آگاهانه، متشکل و مستقل خود مردم است.
یکی از درسهای اساسی خیزش ژینا این است که شجاعت و اعتراض، برای ایجاد تحولی پایدار، نیازمند سازمانیابی است. قدرت واقعی جامعه زمانی شکل میگیرد که کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و بازنشستگان تشکلهای مستقل و شورایی خود را در محیطهای کار و محلات ایجاد و تقویت کنند. شوراها و تشکلهای تودهای، نه تنها ابزار مبارزه علیه جمهوری اسلامی، بلکه پایههای دخالت مستقیم مردم در ادارهٔ جامعهٔ آینده هستند.
چهارمین سالگرد قتل ژینا صرفاً یادبود یک جنایت نیست، بلکه گرامیداشت یک مبارزهٔ زنده است. ما یاد ژینا امینی و همهٔ جانباختگان خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱ را گرامی میداریم و شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان، همگان را فرامیخواند که چهارمین سالگرد خیزش ژینا را به فرصتی برای تقویت همبستگی، گسترش تشکلیابی و پیوند مبارزات جاری تبدیل کنند.
جامعهای آزاد بدون آزادی زنان ممکن نیست؛ آزادی سیاسی بدون برابری اجتماعی ناقص است؛ و رهایی جامعه تنها با نیروی آگاه، متشکل و مستقل خود مردم امکانپذیر خواهد شد.
گرامی باد یاد ژینا_امینی و همه جانباختگان خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱!
سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران!
زنده باد حاکمیت شورایی مردم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در کردستان
شهریور ۱۴۰۵ ـ سپتامبر ۲۰۲۶
