استفاده از افسردگی به عنوان ابزار سرکوب اجتماعی!
دوشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۱
ناهید وفائی

بسیاری از ما می دانیم که ایران بعد از عراق دومین کشور افسرده ی جهان است؛ بنابراین لازم می دانم که به دلائل این مسئله بپردازم.
سازمان بهداشت جهانی معنی و علائم افسردگی را چنین تعریف می کند:
«افسردگی یک اختلال سلامت روانی است که بر احساس فرد، طرز فکر او، و همچنین نحوه ی عملکرد فرد تاثیر منفی می گذارد. از جمله علائم افسردگی، احساس غم و اندوه، از دست دادن علاقه به فعالیت، تغییر در اشتها، کاهش یا افزایش وزن، از دست دادن انرژی، خستگی، افزایش کارهای بی هدف، کند شدن حرکات و گفتار، احساس گناه و بی ارزشی، مشکل در تفکر یا تمرکز و افکار خودکشی است».
قبل از پاسخ دادن به چراهای این موضوع، ضروریست که از زاویه ی دو دیدگاه مختلف به معنای زندگی و در کل عالم هستی بنگریم؛ چرا که من فکر می کنم این دو دیدگاه تاثیر مستقیمی بر روی شاد زیستن و افسردگی مردم یک جامعه دارند . یکی از این دیدگاه ها دیدگاه مذهبیست و دیگری دیدگاهی آتئیستی.
در دیدگاه مذهبی معنای زندگی از قبل برای فرد تعیین شده. فرد هیچ اراده ای بر زندگی خودش ندارد و کلا نگرش و رفتارهای اجتماعی اش در کتابهای دینی قید شده. به زبان ساده نسخه ی زندگی اش از قبل پیچیده شده. در صورتیکه بر خلاف نرم های مذهبی و یا آنچه در کتاب های مختلف دینی مندرج شده عمل کند، مورد خشم و نفرین خدا قرار می گیرد؛ بنا بر این باید با عبادت و تکلیف های مختلف دینی رضایت خدا را جلب کند. در غیر این صورت بعد از مرگ در آتش جهنم میسوزد.
دیدگاه آتیستی که یکی از مشهورترین فیلسوف هایش ژان پل سارتر است، بر پایه ی اگزیستانسیالیست یا همان اصالت وجود بنا شده. او معتقد است که کلا عالم هستی تصادفی خلق شده و انسان هم جزیی از این عالم است. او بر این باور است که زندگی در خود معنایی ندارد و این انسانها هستند که باید به زندگی خود محتوی و معنا بدهند و اهداف زندگی خود را تعیین کنند. او می گوید هر چند انسان ویژگیهایی از سایر موجودات زنده از جمله قدرت تفکر، تخیل، قدرت ابزار سازی، قدرت تکلم در شکلی پیچیده و…دارد، این بدان معنا نیست که معنایی برای این گروه از موجودات زنده خلق شده و برای بقیه هیچ معنایی وجود ندارد. بر این اساس او معتقد است که انسان موجودیست که مثل یک هنرپیشه به درون زندگی هول داده شده و او باید نقش خودش را بیافریند. چنین انسانی محکوم به آزادیست چرا که داوطلبانه به این دنیا پا نگذاشته تا کسی بخواهد برای اش تعیین تکلیف کند.
بر خلاف دیدگاه مذهبی که در آن خالق یا خداگرایی واژه ی کلیدیست، در دیدگاه سارتر «وجود» یا انسان گرایی این نقش را دارد. وجود به معنای زنده بودن و جزیی از طبیعت بودن است. این موجود یک موجود اجتماعیست، نسبت به هستی خودش آگاه است و از آنجا که می داند روزی می میرد، باید در انتخاب نوع زندگی آزاد باشد. این آزادی ضامن یک زندگی شاد و آرام است؛ البته سارتر تاکید دارد که این به معنای بی مسئولیتی و زیان رساندن به دیگران نیست؛ بلکه به معنای اولویت دادن به «حق حیات» برای هر انسانیست که باید در هماهنگی با اجتماع و طبیعت به زندگی خود جلوه ببخشد.
حال دلیل افسردگی اجتماعی در ایران چیست؟
پایه ای ترین دلیل این موضوع یک حاکمیت مذهبیست. چرا که در چنین حاکمیتی تمام افراد یک جامعه باید بر اساس یک کتاب آسمانی رفتار کنند؛ در غیر اینصورت آنها از قوانین خدا سرپیچی کرده اند. در واقع توسط چنین حاکمیتی، حق «حیات آزاد» ی که سارتر جز ابتدای ترین حق هر انسانی میداند تا بتواند شاد زندگی کند، از تمام افراد جامعه سلب شده. هیچ انسانی اراده ندارد در زندگی خودمختار باشد، چرا که این نگرش نگهبان دارد، زندان دارد و دادگاه دارد. حاکمیت با توسل بر مذهب نه تنها رفتارهای اجتماعی افراد، بلکه در چهارچوب زندگی شخصی آنها هم دخالت می کند. بدین معنا که ذهن آنها را به شیوه های مختلف از جمله رسانه های اش دستکاری می کند و افکار خود را جایگزین افکار آنها می کند. این دستکاری از آنجایی که با کلیت وجود هر انسانی در تضاد است، باعث بوچود آمدن حس تهی بودن، از خود بیگانگی، از جامعه بیگانگی، ناامیدی، بی هدف بودن و در نهایت بوجود آمدن این پرسش می شود که آیا این زندگی ارزش زیستن دارد؟ وقتی انسان به این حد برسد که موجودیت خود را زیر سوال ببرد و به خودکشی فکر کند، به مرحله ی افسردگی رسیده. و وقتی این امر در سطح وسیعی گسترش یابد، سخن از افسردگی اجتماعی به میان می آید. همان پدیده ای که امروزه جامعه ی ایران را در بر گرفته.
آیا افسردگی به جامعه ی ایران تزریق می شود یا امری تصادفیست؟
در پاسخ این سوال می توان به طور قطع گفت که این امر تصادفی نیست و به شیوه های مختلف به جامعه تزریق می شود.
• یکی از بارز ترین این شیوه ها بهره گیری از حکایت های تاریخ اسلام است. مراسم های عزاداری مانند دهه فاطمه، شب های قدر، دهه ی محرم، ماه صفر، و کلا مراسم کشته شدگان تاریخ اسلام همه و همه در خدمت افسرده نگه داشتن اجتماعی عمل می کنند.
• روش دیگر پخش فیلم و سریال های غم انگیز است که حتی اگر در قسمت هایی از فیلم صحنه های شادی وجود داشته باشد، سانسور می شود.
• پایین بودن توان مالی اکثریت مردم ایران، وضعیت بد اقتصادی و گرانی روز افزون
• قوانین دست و پا گیر مذهبی و مغایرت آن با خواست جامعه ی رو به پیشرفت جهانی
• نداشتن حق تجمع حتی به مناسبت جشن های سنتی
• تضاد واقعیت های جامعه ی ایران با جامعه های دیگر
• تضاد خواست های درونی انسان ها با خواست های حاکمیت
• بالا رفتن سطح آگاهی مردم در مورد وضعیت جوامع دیگر به دلیل رشد تکنولوژی و پخش سریع اطلاعات
• بالا رفتن توقعات مردم از جامعه و عدم رسیدگی به پایه ای ترین خواست هایشان از طرف حاکمیت
افسردگی اجتماعی در خدمت چه اهدافیست؟
حاکمیت خواهان آن است که مردم غرق در مشکلات مختلف باشند و نه تنها در سطح جامعه بلکه حتی نتوانند برای خودشان هم تصمیم بگیرند. با افزایش فشارهای اقتصادی و روانی، آنها این هدف را دنبال می کنند که مردم نتوانند در جامعه دخالت گر باشند. بدون شک انسان هایی که از لحاظ مالی و روانی تامین نیستند، قدرت سازندگی خود را از دست می دهند و این میدان جولان و اختلاس و سرکوب هر چه بیشتر را برای حاکمان آسان می کند. زیرا برای ایستادگی و مقاومت باید انسان از درجه ای از شادی برخوردار باشد که بتواند به آینده، به همبستگی و به تغییر امیدوار باشد. حاکمان این شادی را ربوده اند که خود ثروت های کشور را بربایند.
راه های مقابله با افسردگی اجتماعی چیست؟
واقعیت این است که این دولت ها هستند که باید شادی افراد جامعه را تامین کند. وقتی حاکمیتی نه تنها این کار را نمی کند؛ بلکه جامعه را بسوی افسردگی سوق می دهد، جواب فقط یکیست. این حاکمیت لیاقت اداره ی جامعه را ندارد و باید به زیر کشیده شود.
خوشبختانه ما در طول پنج ماه گذشته شاهد بزرگترین قدم در راه خوشبختی مردم بوده ایم. اساسی ترین راه حل ادامه ی همین روند سرنگونیست؛ ولی این روند هم به زمان نیاز دارد. در نتیجه ما باید یکسری مهارت های اجتماعی را در اولویت کار خود قرار دهیم که بتوانیم انرژی و امید و شادی را به جامعه تزریق کنیم. این امر هم ضروری است و هم ابزار مقاومتی در مقابل ابزار سرکوب است.
شخصا فکر می کنم باید به جنگ یکسری سنت ها رفت. از جمله سنت عزاداری های طولانی و سنت غم خوری رایج در بین بخش هایی از مردم.
در کنار این تحقیقات بین المللی بر سر پنج نکته در راه شادی انسان ها تاکید دارد.
تمرکز
فعالیت
آموختن
برقراری ارتباط با دیگران
بخشیدن
امیدوارم این مطلب مفید باشد.
26.02.23
