پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵ | 01 - 10 - 2026

Communist party of iran

استعفای جمعی معلمان و پرستاران؛ روی دیگر اعتراض سیاسی در جهنم تورم و بیکاری

در ایران، معلمان، پرستاران و دیگر شاغلان از ترک شغل‌هایشان می‌گویند؛ آن‌هم در اقتصادی که بیکاری و تورم، یافتن درآمد جایگزین را اگر نه غیرممکن که دشوار کرده است. آیا این استعفاها شکل دیگری از نارضایتی‌های انباشته‌اند؟

لبخند می‌زنند، اشک می‌ریزند یا برگه‌های استعفا، آخرین فیش حقوقی و فرم‌های تسویه‌حسابشان را به مخاطبان نشان می‌دهند؛ از “آخرین شیفت”، “آخرین بیمار”، “آخرین پرونده” و “آخرین روز” می‌گویند؛ روایت‌هایی از تصمیم به ترک شغلی که برای بسیاری از آنها سال‌ها بخشی از زندگی‌شان بوده است.

یک پرستار جوان در پستی اینستاگرامی نوشته است: هنگام استعفا برای تمام سال‌هایی گریستم که خودم را نادیده گرفته بودم؛ برای نوجوانی و جوانی‌ام که صرف درس خواندن برای کنکور و سپس تحمل فضای خشک بیمارستان شد.

پرستار دیگری از شکستن ترس عملی کردن تصمیم درست گفته و استعفایش را اعلام کرده است. کارمندی خبر داده که سرانجام تصمیمی را که ماه‌ها به آن فکر می‌کرده، ظرف ده دقیقه عملی کرده است.

در میان این روایت‌ها، معلمان نیز حضور پررنگی دارند. یک دبیر ریاضی با ۲۳ سال سابقه از ترک شغلش خبر می‌دهد. فرد دیگری که خود را دارای مدرک دکترای فیزیک و استخدام موقت معرفی می‌کند، حقوق ماهانه‌اش را ۱۷ میلیون تومان اعلام کرده است. یک دبیر رسمی آموزش و پرورش نیز با نشان دادن لباس‌هایی که هنگام تدریس می‌پوشد، می‌گوید پس از ۱۵ سال سابقه، در پی تذکر مدیر مدرسه درباره پوشش، احضار به حراست و آنچه “بی‌توجهی، بی‌عدالتی، درآمد کم و نبود احترام و شأن انسانی” می‌خواند، تصمیم به استعفا گرفته است. معلم جوان دیگری نیز می‌گوید دریافتی‌اش حتی کفاف هزینه رفت‌وآمدش را نمی‌دهد.

استعفای از شغل، در اقتصادی که بیکاری و تورم زندگی روزمره بسیاری از مردم ایران را به تنگنا رسانده است، تصمیمی کم‌هزینه نیست؛ با این حال، در روزهای اخیر روایت‌های متعددی از معلمان، پرستاران و دیگر شاغلان ایرانی منتشر شده که از ترک شغل خود سخن می‌گویند؛ آنچه از اظهارات مستعفیان برمی‌آید، این است که مسئله فقط ناتوانی از تأمین معیشت با حقوق‌های مقرر نیست؛ پشت بسیاری از استعفاها، روایت‌ها از فرسودگی، فقدان کرامت انسانی، بی‌احترامی، تحمیل نوع پوشش و فضای ایدئولوژیک حاکم، فقدان چشم‌انداز و مجموعه‌ای از فشارهاست که توان ادامه کار را از افراد سلب کرده است.

این روایت‌ها در خلأ رخ نمی‌دهند. بر اساس آخرین آمار مرکز آمار ایران، تورم سالانه در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۹.۹ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹ درصد رسیده و این یعنی قیمت سبد کالاها و خدمات مورد استفاده خانوارها در مرداد امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته، به طور متوسط ۸۹ درصد افزایش یافته است. نرخ بیکاری نیز در بهار ۱۴۰۵، ۹.۱ درصد اعلام شده است.

در چنین شرایطی، چه عواملی، محاسبات افراد را درباره ادامه یا ترک مشاغلشان تعیین می‌کند؟ و آن هنگام که تصمیم‌ها از سطح فردی فراتر می‌روند و به رفتاری جمعی تبدیل می‌شوند، حامل چه پیامی از وضعیت روانی و اجتماعی یک کشور می‌شوند؟ آنچه این روایت‌ها را قابل تأمل‌تر می‌کند اما این تناقض است که در اقتصادی که درآمد برای تأمین هزینه‌های زندگی اهمیت حیاتی دارد و پیدا کردن شغل تازه نیز آسان نیست، چرا برخی افراد به جایی می‌رسند که ماندن در شغل را پرهزینه‌تر از ترک آن می‌بینند؟

یک روان‌تحلیلگر اجتماعی میگوید: شغل بخشی از تصویری است که فرد از آینده خودش می‌سازد؛ درس می‌خواند، تخصص می‌گیرد، کار می‌کند، درآمدش بهتر می‌شود و زندگی‌اش را می‌سازد. وقتی این تصویر از آینده از بین می‌رود، در فرد دیگر این پرسش شکل می‌گیرد که اگر قرار نیست شغل آینده را بسازد، ماندن در آن چه معنایی دارد.

از منظر این روانشناس اجتماعی، جمعی شدن استعفاها را می‌توان نشانه تغییر در شیوه مواجهه افراد با فشارهای مزمن دانست؛ ساحتی که استعفای دسته‌جمعی از یک تصمیم صرفاً فردی برای ترک شغل، به یکی از راه‌های ابراز نارضایتی عمومی تبدیل می‌شود.

استعفاهای امروز را می‌توان در ادامه سال‌ها اعتراض صنفی معلمان و پرستاران دید؛ اعتراض‌هایی که با مطالباتی درباره دستمزد، شرایط کار، امنیت شغلی و شأن حرفه‌ای آغاز شد و در مقاطع مختلف به تجمع، تحصن و اعتصاب انجامید. در بسیاری از موارد، مطالبات یا بی‌پاسخ ماند یا با برخوردهای امنیتی و انضباطی، از جمله بازداشت، تعلیق و اخراج معترضان همراه شد. تداوم اعتراض‌ها و خروج نیروها از این مشاغل حاکی از این است که نارضایتی‌های شغلی برای برخی افراد به آستانه‌ عدم تاب آوری رسیده است.

اوضاع در میان پرستاران نیز به همین منوال است. در مرداد ۱۴۰۳، هم‌زمان با اعتراض‌ها و اعتصاب‌های پرستاری در چند شهر، حدود ۴۰ پرستار و کارکنان اتاق عمل بیمارستان شهدای تجریش به‌صورت جمعی استعفا دادند و در متن استعفای خود به تلاش‌های قبلی برای حل مشکلات و بی‌نتیجه ماندن آنها اشاره کردند. گزارش‌ها درباره بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز نشان می‌دهد که ترک شغل از سوی پرستاران در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ با عواملی مانند حجم بالای کار، اضافه‌کاری اجباری، کمبود نیرو، حقوق پایین، ضعف مدیریت، تبعیض و فشار اقتصادی ارتباط داشته است.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: