دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ | 23 - 02 - 2026

Communist party of iran

از نیمکت‌های خالی تا ضرورت شکل دادن به یک رهبری سراسری


اعتصاب ۲۹ بهمن در مدارس، که در پی فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و برخی تشکل‌های دانش‌آموزی شکل گرفت، را باید در بستر تداوم‌یافته‌ی مبارزات اجتماعی سال‌های اخیر و در چارچوب تعمیق تضادهای ساختاری جامعه ایران تحلیل کرد. هنگامی که مدارس در شهرهای مختلف با نیمکت‌های خالی روبه‌رو شدند، این غیاب تنها نشانه‌ی سوگ نبود؛ بلکه بیان سیاسیِ آگاهانه‌ای از نارضایتی انباشته و اعتراض به وضع موجود به شمار می‌رفت. چنین لحظاتی را باید برش‌هایی از یک روند تاریخی گسترده‌تر دانست؛ روندی که در آن طبقات و اقشار تحت ستم، به‌تدریج از اشکال پراکنده‌ی اعتراض به سوی همگرایی و سازمان‌یابی گام برمی‌دارند.


کشتار هولناک دی‌ماه ۱۴۰۴، به‌ویژه جان‌باختن دانش‌آموزان و معلمان، نه‌تنها زخمی عمیق بر پیکر جامعه برجای گذاشت، بلکه شکاف میان حاکمیت و بدنه‌ی اجتماعی را آشکارتر و عمیق‌تر ساخت. در چنین شرایطی، اعتصاب در مدارس معنایی فراتر از تعطیلی کلاس‌ها داشت. این اقدام ، نوعی بازپس‌گیری فضای آموزشی از سلطه‌ی ایدئولوژیک رژیم بود؛ فضایی که سال‌هاست به ابزاری برای بازتولید مناسبات قدرت بدل شده است. هنگامی که دانش‌آموزان و معلمان، با وجود فشارهای امنیتی، از حضور در مدرسه خودداری کردند، در واقع نظم تحمیل‌شده را به چالش کشیدند و نشان دادند که سوژه‌های اجتماعی قادرند از موقعیت‌های روزمره نیز کنش سیاسی بسازند.

 
آموزش و پرورش بخشی از سازوکارهای بازتولید نیروی کار و تثبیت ایدئولوژی حاکم است. با این حال، همین عرصه می‌تواند به میدان مقاومت بدل شود؛ آن‌گاه که تناقض میان واقعیت زیسته و روایت رسمی چنان عیان می‌شود که دیگر امکان پنهان‌سازی آن وجود ندارد. اعتصاب ۲۹ بهمن را باید در این چارچوب فهمید؛ لحظه‌ای که معلمان، به‌عنوان بخشی از طبقه‌ی کارگر گسترده و مزدبگیران فکری، نقش تاریخی خود را بازشناسی کردند و از موقعیت نهادی خویش برای بیان اعتراض جمعی بهره بردند.


تعطیلی مدارس در روز ۲۹ بهمن در اعتراض به جنایات رژیم جمهوری اسلامی و در همبستگی با خانواده جانباختگان یک حرک صنفی نبود، بلکه یه اعتصاب و اعتراض سیاسی به ساختار حاکم بود. با این همه، تجربه‌ی دهه‌های گذشته نشان داده است که پراکندگی مبارزات، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های جنبش‌های اجتماعی در ایران بوده است. معلمان جداگانه، زنان در خیابان، کارگران در مراکز تولیدی، پرستاران در بیمارستان‌ها، بازنشستگان در تجمعات اعتراضی، دانشجویان در دانشگاه‌ها و خانواده‌های دادخواه بر مزار عزیزانشان هر یک مبارزه کرده‌اند، اما پیوند ارگانیک و پایدار میان این نیروها به‌ندرت شکل گرفته است. همین گسست امکان داده است که حاکمیت با بهره‌گیری از ابزارهای امنیتی، امتیازدهی محدود یا فرسایشی کردن اعتراضات، هر بخش را به‌طور جداگانه مهار کند.


شرایط کنونی جامعه، با این حال، نشانه‌هایی از امکان عبور از این پراکندگی را در خود دارد. بحران اقتصادی عمیق، کاهش مداوم قدرت خرید، خصوصی‌سازی‌های گسترده، کالایی‌سازی آموزش و درمان، و محدودسازی مستمر مطالبات مدنی، لایه‌های مختلف جامعه را در معرض تجربه‌ای مشترک از ناامنی و بی‌ثباتی قرار داده است. این تجربه‌ی مشترک، بستر عینی برای شکل‌گیری خواست مشترک و همبستگی طبقاتی را فراهم می‌کند.  وحدت طبقاتی نه بر پایه‌ی همدلی ، بلکه بر اساس منافع مادی مشترک و درک آگاهانه از ساختارهای سلطه شکل می‌گیرد. هنگامی که معلم، کارگر، زن ،پرستار و دانشجو درمی‌یابند که ریشه‌ی مشکلاتشان در سازوکار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی واحدی نهفته است، امکان گذار از همدردی به اتحاد و سازمان‌یابی فراهم می‌شود.

در این چارچوب، ضرورت به هم پیوند خوردن فعالین و رهبران این جنبش های اجتماعی و شکل دادن به یک رهبری سراسری مانند شورای هماهنگی اهمیتی تعیین‌کننده می‌یابد. چنین نهادی می‌تواند به‌مثابه مرکز هماهنگی، تبادل تجربه و برنامه‌ریزی عمل کند. مقصود از این سازمان‌یابی، ایجاد ساختاری بوروکراتیک و از بالا نیست؛ بلکه شکل‌دهی به شبکه‌ای از فعالین و رهبران جنبش های اجتماعی است که رابطه زنده و ارگانیکی با کانون‌های مبارزه دارند.


کارویژه‌ی اصلی چنین نهاد سراسری، تبدیل مطالبات پراکنده به برنامه‌ای مشترک و رادیکال است. حاکمیت با اتکا به ابزارهای امنیتی، رسانه‌ای و اقتصادی می‌کوشد هر حرکت اعتراضی را محدود یا بی‌اثر سازد. در برابر چنین سازوکاری، تنها نیرویی که می‌تواند موازنه را تغییر دهد، قدرت سازمان‌یافته‌ی توده‌ای است. اعتصاب سراسری، به‌عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای مبارزه‌ی طبقاتی، زمانی امکان‌پذیر می‌شود که شبکه‌ای هماهنگ و مورد اعتماد میان بخش‌های مختلف شکل گرفته باشد. تجربه‌ی ۲۹ بهمن نشان داد که حتی در شرایط فشار، امکان تعطیلی عملی مدارس در مناطق گوناگون وجود دارد. اگر این ظرفیت به سایر بخش‌های تولیدی و خدماتی تسری یابد، توان اثرگذاری جنبش‌ها افزایش خواهد یافت. «رهایی طبقهٔ کارگر باید به دست خودِ طبقهٔ کارگر صورت گیرد.». بدین معنا که هیچ نیرویی از بیرون نمی‌تواند رهایی را به جامعه اعطا کند. این رهایی تنها از مسیر سازمان‌یابی آگاهانه و مشارکت مستقیم توده‌ها در تصمیم‌گیری حاصل می‌شود.


در کنار تحلیل مادی و ساختاری، نباید از بُعد انسانی این مبارزات غافل شد. همبستگی با خانواده‌های دادخواه، پاسداشت یاد جان‌باختگان و مقاومت در برابر فراموشی، بخشی از مبارزه برای حفظ کرامت انسانی است. نظم مسلط می‌کوشد با عادی‌سازی خشونت و نابرابری، حساسیت اجتماعی را تضعیف کند. هر بار که جامعه با اعتصاب یا کنشی جمعی در برابر این عادی‌سازی می‌ایستد، در واقع از ارزش‌های انسانی دفاع می‌کند. پیوند این بعد با تحلیل طبقاتی، به جنبش‌ها عمق و پایداری می‌بخشد.


اعتصاب ۲۹ بهمن را باید گامی در مسیر طولانی مبارزه برای برابری اجتماعی و آزادی دانست. این رویداد نشان داد که حتی در فضای محدودکننده، امکان کنش جمعی وجود دارد و اراده‌ی مقاومت همچنان زنده است. اکنون پرسش اساسی آن است که آیا این انرژی اجتماعی می‌تواند به ساختاری پایدار و سراسری بدل شود یا خیر. پاسخ به این پرسش در گرو ابتکار، همبستگی و سازماندهی فعالان جنبش‌های مختلف است.


شکل گیری رهبری سراسری از به هم پیوند خوردن نهادها و فعالین و رهبران بخش های مختلف جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی که رابطه زنده و ارگانیکی با کانون های مبارزه دارند، ضرورتی تاریخی است؛ ضرورتی که از دل تجربه‌های تلخ سرکوب و نیز از امیدهای تازه‌ی همبستگی سر برآورده است. اگر این نهاد رهبری شکل بگیرد و بتواند بر پایه‌ی رابطه زنده ای که با کانون های مبارزه دارد، برنامه‌ی رادیکال حول خواسته های مشترک شکل دهد، خواهد توانست مبارزات پراکنده را به نیرویی مؤثر و به یک جنبش سیاسی بدل کند.


لحظه‌ی کنونی، بزنگاهی تاریخی است. جامعه در حال بازتعریف رابطه‌ی خود با قدرت است و جنبش‌های اجتماعی می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در این فرایند ایفا کنند. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، گذار از اعتراض‌های جداگانه به سازمان‌یابی سراسری و آگاهانه است؛ گذاری که می‌تواند چشم‌انداز رهایی از هر نوع سلطه و استثمار را از افقی دور به امکانی ملموس‌تر و تاریخی تبدیل کند.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://alternative-shorai.tv

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: