جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ | 16 - 01 - 2026

Communist party of iran

از خیابان‌های ایران تا شبکه‌های اجتماعی؛ واقعیت نمادپردازی و خیال‌پردازی‌های رهبری رضا پهلوی؟

تحقیقی که روزنامه اسرائیلی “هاآرتص” در تاریخ ۳ اکتبر منتشر کرد، نشان می‌دهد
یک نهاد خصوصی که از سوی دولت بنیامین نتانیاهو تامین مالی می‌شده، یک کارزار
گسترده نفوذ دیجیتال را برای بهبود تصویر رضا پهلوی، ولیعهد خاندان برکنارشده
پهلوی، به راه انداخته است.
خاندانی که پدرش، محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران بود و برکناری او به اعلام
جمهوری اسلامی در فوریه ۱۹۷۹ انجامید.
نشریه “ال پائيس” اسپانیا در گزارشی به موضوع طرح رضا پهلوی در شعارها و
اعتراضات ایرانی‌های خارج از کشور پرداخته و آن را مورد کاوش جدی قرار داده
است.

در این گزارش آمده است: این کارزار نه‌تنها به تقویت چهره این شاهزاده انجامید؛
کسی که سال‌ها بیشتر در مجلات زرد و شایعات حضور داشت تا در راهروهای قدرت؛
بلکه به شکل جعلی، میزان حمایت او در داخل ایران را نیز بزرگ‌نمایی کرد؛ آن هم از
طریق آواتارها و حساب‌های کاربری جعلی که خود را شهروندان ایرانی معرفی
می‌کردند. زمانی که حکومت ایران پنج‌شنبه گذشته برای پنهان کردن سرکوب
اعتراضات، اینترنت را به طور کامل قطع کرد، بسیاری از حساب‌هایی که خود را
ایرانیان داخل کشور جا می‌زدند، همچنان به انتشار پیام‌های حمایتی از رضا پهلوی
ادامه دادند.
بر اساس محاسبات رابرت گراهام، روزنامه‌نگار، در کتاب «ایران: توهم قدرت»،
زمانی که پهلوی‌ها به تبعید رفتند، ثروت آن‌ها دست‌کم ۴ میلیارد دلار بود که در
بانک‌های سوئیس نگهداری می‌شد. این پول ـ که حاصل غارت منابع کشور بود ـ
همچنان به این خاندان اجازه می‌دهد سبک زندگی بسیار مرفهی داشته باشند و
فعالیت‌های مخالف حکومت ایران را تامین مالی کنند؛ فعالیت‌هایی که تا همین اواخر
همواره با موفقیت محدودی همراه بوده است. گزارشی از مؤسسه بروکینگز در سال
۲۰۰۹ تاکید کرده بود که جنبش سلطنت‌طلب عملا هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارد.
از نظر کریم امیل بیطار، پژوهشگر خاورمیانه در مؤسسه روابط بین‌الملل و راهبردی
پاریس، محبوبیت رضا پهلوی در لس‌آنجلس یا نوی-سور-سن (حومه مرفه پاریس)
بیشتر از ایران بود. برخلاف آنچه ممکن است پس از اعتراضات اخیر انتظار رود، این
پژوهشگر IRIS می‌گوید مشروعیت وارث سلسله پهلوی همچنان محدود است.
نوستالژی
رافائله مائوریلو، استاد دانشگاه علامه طباطبایی تهران، که اکنون از ایتالیا سخن
می‌گوید، توضیح می‌دهد که تا همین اواخر، مطرح شدن رضا پهلوی به‌عنوان
جایگزینی برای جمهوری اسلامی «خنده‌دار» تلقی می‌شد. با این حال، او می‌پذیرد که
در سال‌های اخیر، نوستالژی نسبت به دوران شاه، به‌ویژه در میان جوانان، افزایش
یافته است.
او این موضوع را در میان دانشجویانش می‌بیند؛ کسانی که گاهی چیزهایی درباره شاه
منتشر می‌کنند و وقتی از آن‌ها می‌پرسی، متوجه می‌شوی هیچ شناختی از آن دوره
ندارند. مائوریلو این جوانان را با همتایان اسپانیایی‌شان مقایسه می‌کند که نسبت به
دیکتاتوری فرانکو دچار نوستالژی هستند.
با این حال، به باور این کارشناس، شانس موفقیت او محدود است. رضا پهلوی می‌تواند
به‌عنوان چهره‌ای دیده شود که توسط قدرت‌های خارجی، با حمایت دونالد ترامپ و
بنیامین نتانیاهو، به میدان می آید و این موضوع بی‌اعتمادی عمیقی را در میان ایرانیان

برمی‌انگیزد. افزون بر این، این پژوهشگر تاکید می‌کند بعید است وارث پهلوی بتواند
حمایت اقلیت‌های ملی را جلب کند یا بحران اقتصادی و اجتماعی کشوری را حل کند که
دیگر آن را نمی‌شناسد.
از همه مهم‌تر، همان‌طور که علی ترنور، تحلیلگر در متنی که دوشنبه در حساب
کاربری خود در شبکه ایکس منتشر کرد نوشته است، این اشراف‌زاده نه حزبی پشت
سر خود دارد و نه ساختار و سلسله‌مراتبی. چهره او صرفا پوششی است بر
“نمادپردازی و خیال‌پردازی‌های رهبری.”
در مقاله‌ای که در مجله تایم منتشر شد، نرگس باجغلی، انسان‌شناس ایرانی، این دیدگاه
را تایید کرد و نوشت که حمایت واقعی از رضا پهلوی در داخل کشور حداقلی است. این
استاد دانشگاه جان هاپکینز همچنین تاکید کرد که حمایت مردمی از بازگشت سلطنت
«توهمی» است که از طریق کارزارهای اطلاعات نادرست ساخته شده و نتیجه گرفت که
خودداری ترامپ از دیدار با پسر شاه برکنارشده نشانه‌ای گویاست از اینکه حتی
متحدان بالقوه تا چه حد گزینه سلطنت‌طلبی را جدی می‌گیرند.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: