از اعتراضات دانشجویان حمایت کنیم!
سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴

در روزهای اول تا چهارم اسفند ۱۴۰۴، دانشگاههای ایران بار دیگر به کانون اعتراضات گسترده دانشجویی تبدیل شدند. این موج اعتراضی پس از ۵۶ روز تعطیلی دانشگاهها و در امتداد مراسم چهلم جانباختگان دیماه شکل گرفت؛ اعتراضی که با مطالبه آزادی دانشجویان بازداشتی و زندانیان سیاسی نیز گره خورده است. تجمعات در دانشگاههایی چون تهران، صنعتی شریف، امیر کبیر، خواجه نصیر، علم و صنعت و دیگر دانشگاههای کشور از جمله مراکز دانشگاهی مشهد و تبریز، بیانگر تعمیق نارضایتی اجتماعی و سیاسی در سطحی فراگیر است. این اعتراضات با سرکوب، احضارهای انضباطی، تهدیدهای پیامکی و درگیری با نیروهای بسیج و حراست همراه بوده است. با اینهمه، اهمیت این رخدادها تنها در بُعد امنیتی آنها خلاصه نمیشود، بلکه به معنای بازگشت دانشگاه به صحنه مبارزه سیاسی است.
دانشگاه صرفاً نهاد آموزش عالی نیست، بلکه بخشی از سازوکار بازتولید نظم اقتصادی و سیاسی موجود به شمار میرود. هنگامی که بحرانهای اقتصادی، تورم فزاینده، بیکاری گسترده و انسداد سیاسی چشمانداز آینده را برای نسل جوان و کل جامعه تیره میسازد، دانشگاه به نقطه تمرکز و تبلور این تضادها بدل میشود. دانشجویانی که با امید به پیشرفت اجتماعی وارد آموزش عالی شدهاند، اکنون با واقعیتی متفاوت روبهرو هستند: آیندهای نامطمئن، سرکوب سیاسی و محدودیتهای فزاینده اجتماعی. در چنین شرایطی، شعارهایی که در این روزها در محیطهای دانشگاهی طنینانداز شد، نشان میدهد که بخش مهمی از جنبش دانشجویی کلیت ساختار حکومت جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت کنونی میداند.
برخوردهای انضباطی، تهدیدهای پیامکی، حضور نیروهای امنیتی و حمله به تجمعات دانشجویی، بیانگر رویکردی است که به جای پاسخگویی سیاسی، اساسا بر ابزارهای سرکوبگرانه تکیه دارد. تجربه تاریخی نشان داده است که امنیتیسازی دانشگاه شکاف میان حاکمیت و جامعه را عمیقتر میسازد. دانشگاه بهعنوان فضایی مبتنی بر اندیشه، پرسشگری و نقد، ذاتاً با ارتجاع و سرکوب در تعارض است و تلاش برای خاموشسازی آن، تنها بیانگر فروپاشی مشروعیت و هژمونی ساختار حاکم است.
در کنار شعارهای آزادیخواهانه، تلاشهایی نیز از سوی جریانهای راست برای مصادره اعتراضات صورت گرفت. طرح شعارهای سلطنتطلبانه در برخی تجمعات بخشی از این تلاش بود. با این حال، در همان فضاها شعارهایی علیه سلطنتطلبی سر داده شد که نشاندهنده آگاهی بخشی از دانشجویان نسبت به خطر انحراف مبارزه است. تجربه تاریخی ایران نشان داده است که استبداد میتواند در اشکال گوناگون بازتولید شود. تقلیل بحران کنونی به جابهجایی چهرههای قدرت، بدون تغییر در ساختارهای نابرابر اقتصادی و سیاسی، نه راهحل، بلکه استمرار همان چرخه سلطه است.
جنبش دانشجویی زمانی میتواند نقشی تعیینکننده در تحولات اجتماعی ایفا کند که خود را بخشی از مبارزات گستردهتر کارگران، معلمان، زنان و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی بداند. مطالبات آزادی بیان، رفع سرکوب و لغو احکام انضباطی، آزادی زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام با خواست آموزش و پرورش و بهداشت و سلامت رایگان و رفع ستم های ساختاری پیوندی ناگسستنی دارد. جنبش دانشجویی آنگاه به نیرویی اثرگذار بدل میشود که استراتژی پیوند و اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی را در چشم انداز و افق مبارزه خود قرار دهد.
اعتراضات اخیر دانشجویان بازتاب بحرانی عمیق در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور است. سرکوب و امنیتیسازی نمیتواند مانع تعمیق و گسترش مبارزه دانشجویان گردد و آلترناتیوهای راستگرایانه نیز پاسخی به مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانهی دانشجویان ارائه نمیدهند. دانشگاه بار دیگر به صحنه طرح پرسشهای بنیادین درباره آینده جامعه بدل شده است.
مبارزه دانشجویان برای آزادی دانشجویان در بند و کلیه زندانیان سیاسی، و علیه تبعیض و نابرابریها، بخشی جداییناپذیر از مبارزه گسترده کارگران و مردم ایران برای رهایی از استبداد سرمایه مذهبی است. دفاع از دانشجویان معترض، حمایت از حق تشکلیابی، آزادی بیان و کرامت انسانی، ضرورتی تاریخی در مسیر دستیابی به جامعهای آزاد، رها و عاری از استثمار است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1