اختلاف درونی حکومت در رد یا پذیرش دور دوم مذاکره بر سر چیست؟
سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

در سطح رسمی و رسانهای نزدیک به دولت، نشانههایی از آمادگی مشروط برای ورود به مذاکره دیده میشود؛ مشروط به دریافت تضمینهایی از واشنگتن برای پایبندی به تعهدات. اما همزمان، رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران تصویری متفاوت ارائه میدهند: مسئله دیگر صرفاً «چگونگی مذاکره» نیست، بلکه اصل «مذاکره کردن یا نکردن» با آمریکا در شرایط کنونی به محل مناقشه تبدیل شده است.
در همین چارچوب، خبرگزاری فارس که بازتابدهنده دیدگاه سپاه پاسداران و حداقل بخشی از جریانهای قدرتمند درون حاکمیت است در تحلیلی با عنوان «چرا در شرایط فعلی شرکت در مذاکرات پاکستان خطاست»، به صراحت علیه شرکت در این دور از مذاکرات موضعگیری کرده است. این تحلیل با استناد به تجربه دور پیشین، ورود مجدد به گفتوگو بدون «تضمین عینی» را نهتنها بیدستاورد، بلکه ابزاری برای مدیریت افکار عمومی جهانی به سود آمریکا توصیف میکند.
در این روایت، نخستین دلیل مخالفت، سابقه «بدعهدی» واشنگتن در دور قبلی است. به نوشته فارس، شرط ایران برای ورود به مذاکرات، یعنی آتشبس در عمل از سوی آمریکا به شکلی محدود تفسیر شد و تنها پس از تهدید نظامی تهران، به مرحله اجرا رسید. همچنین، وعده آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران نیز عملاً از سوی آمریکا تکذیب شد، امری که یا نشاندهنده «بلوف» میانجی پاکستانی است یا فقدان اراده واشنگتن برای پایبندی به تعهدات.
دلیل دوم، به گفته این رسانه، نقض تعهدات موازی از جمله در موضوع رفع محاصره دریایی است. در حالی که ایران بهطور داوطلبانه شرایط تردد در تنگه هرمز را تسهیل کرده، به ادعای این تحلیل، آمریکا نهتنها به وعدههای خود عمل نکرده، بلکه عملاً همان سیاستهای پیشین را ادامه داده است. از این منظر، مذاکره در چنین شرایطی به معنای پذیرش یک «فرمول نابرابر» است: امتیاز نقد در برابر وعدههای نسیه.
افزون بر این، تحلیل فارس بر جنبه «جنگ روانی» تأکید میکند. به باور نویسندگان آن، انتشار هماهنگ اخبار درباره حضور قریبالوقوع ایران در مذاکرات، تلاشی از سوی رسانههای غربی و واشنگتن برای القای «تحمیل اراده» آمریکا است، آن هم در شرایطی که به زعم این جریان، ایالات متحده در تحقق اهداف خود علیه ایران ناکام مانده است.
بر این اساس، راهحل پیشنهادی این جریان، کنار گذاشتن مذاکره حضوری و حرکت به سمت «دیپلماسی مکتوب» است، رویکردی که به گفته آنان، امکان تفسیر به رأی و انکار تعهدات را کاهش میدهد و در صورت نقض توافق، دست ایران را برای پیگیری حقوقی بازتر میگذارد.
در پایان خبرگزاری فارس نوشته است: «بنابراین، ورود به دور جدید مذاکرات در شرایطی که تعهدات قبلی نقض شده، وعدههای میانجی بیاعتبار گشته و مذاکره صرفاً ابزاری برای بازتولید تصویر ابرقدرتی آمریکاست، نه یک اقدام دیپلماتیک هوشمندانه بلکه خودزنی راهبردی محسوب میشود.»
مجموع این مواضع نشان میدهد که در درون ساختار قدرت جمهوری اسلامی، شکافی واقعی بر سر نحوه مواجهه با این دور از مذاکرات شکل گرفته است: از یک سو، گرایش به مدیریت بحران از مسیر مذاکره حتی بهصورت مشروط، و از سوی دیگر، نگرانی از تکرار تجربهای که به تعبیر منتقدان، بیش از آنکه دستاوردی داشته باشد، به بازتولید موقعیت برتر آمریکا انجامیده است.
طی ساعات آینده و حداکثر تا فردا، روشن خواهد شد که برآیند این کشمکش در سطوح بالای تصمیمگیری به چه نتیجهای میانجامد: آیا هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی راهی اسلامآباد خواهد شد یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، واکنش نظامی واشنگتن و پاسداران تا حد زیادی قابل پیشبینی است. اما در برابر افکار عمومی داخل ایران، چه توضیحی برای این تعلل و تردید ارائه خواهد شد؟