آیا حوثیهای یمن نقشی در کمک به جمهوری اسلامی در جنگ با آمریکا و اسرائیل خواهند داشت؟
یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴

پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، حوثیهای یمن تهدید به انتقام کردهاند. آیا منطقه با تشدید تنش تازهای روبهرو خواهد شد، یا تهران تضعیفشده حوثیها را در درازمدت وادار به مذاکره خواهد کرد؟
حوثیهای یمن چگونه به حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران واکنش نشان خواهند داد؟ این شبهنظامیان شیعه زیدی که پیشتر اعلام کرده بودند که در چنین حالتی واکنش نشان خواهند داد، تاکنون خویشتنداری کردهاند. وضعیت پرتنش به نظر میرسد، اما دستکم فعلاً انفجاری نیست.
حوثیها که خود را “انصارالله” یا “یاران خدا” مینامند، از سال ۲۰۱٤ بخشهای بزرگی از شمال و غرب یمن، از جمله صنعا، پایتخت این کشور، را در کنترل خود دارند. پیشروی آنها در سال ۲۰۱۵ به مداخله ائتلافی به رهبری عربستان سعودی انجامید. جنگی که پس از آن آغاز شد، طبق آمار سازمان ملل، بیش از ۱۵۰ هزار کشته بر جای گذاشت. در سال ۲۰۲۲ آتشبسی برقرار شد، اما یمن عملاً همچنان تقسیمشده باقی ماند. ایالات متحده در ژانویه ۲۰۲٤ بار دیگر حوثیها را در سطح بینالمللی بهعنوان سازمانی تروریستی طبقهبندی کرد.
حوثیها در جریان جنگ غزه، اسرائیل و نیز کشتیهای تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن، یکی از مهمترین مسیرهای تجاری جهان، را هدف حملات خود قرار دادند. هدف این حملات ابراز همبستگی با حماس و در عین حال فشار بر اسرائیل و متحدانش بود. ایالات متحده، بریتانیا و همینطور اسرائیل بارها با حملات هوایی به مواضع حوثیها، واکنش نشان دادهاند.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا این شبهنظامیان در پی حملات به ایران بار دیگر دست به تشدید تنش خواهند زد یا نه. توماس فولک، رئیس بخش خاورمیانه و شمال آفریقای “بنیاد کنراد آدناور”، وضعیت را از منظر تهران تحلیل میکند. او میگوید: «از طریق ضدحملههایی که رژیم ایران اکنون انجام میدهد میتوان دید که واقعاً بحث بر سر نبردی برای بقا است.»
به باور فولک، تهران در چنین وضعیتی میکوشد شبکه متحدان منطقهای خود، مانند حزبالله را که پیشتر به اسرائیل حمله کرده است، فعال کند. او میگوید: «اگر رژیم به این نتیجه برسد که این آخرین نبرد اوست، همه امکانات را بسیج میکند و میکوشد همه شرکای خود را درگیر این نبرد کند.» به گفته او، این شامل حوثیها هم میشود.
با این حال، عبدالغنی الاریانی، از مرکز مطالعات راهبردی صنعا، تردید دارد که حوثیها به چنین درخواستی پاسخ دهند. او میگوید: «حوثیها در این تقابل نقشی نخواهند داشت.» به گفته او، ارزش راهبردی آنها تاکنون این بوده است که «به نیابت از ایران بیثباتی ایجاد کنند و در عین حال این امکان را به ایران بدهند که مسئولیت آن را انکار کند.» اما اگر ایران خود آشکارا وارد عمل شود، به گفته الاریانی، این الگو اهمیت خود را از دست میدهد.
با این حال، در کوتاهمدت اقدامهای نظامی همچنان قابل تصور است. توماس فولک میگوید: «بسیاری از تأسیسات نظامی حوثیها در حملات آمریکا در تابستان گذشته نابود شدهاند.» با این حال آنها هنوز «به اندازهای قدرت دارند که دستکم برای چند هفته بتوانند اهدافی را در منطقه هدف قرار دهند». به گفته او، این امر بهویژه شامل حملات موشکی و پهپادی و نیز حمله به کشتیرانی میشود.
اما الاریانی بیشتر انتظار اقدامهای محدود را دارد. او میگوید: «آنها ممکن است اقدامهایی نمادین انجام دهند، اما حملههای واقعاً جدی انجام نخواهند داد.» به گفته او، این جنبش در حال حاضر بیشتر در پی تثبیت موقعیت خویش است. پشت صحنه نیز تلاشهایی برای بازگرداندن عربستان سعودی به میز مذاکره در جریان است.
عبدالغنی الاریانی میافزاید: «با این حال فکر میکنم اسرائیل ممکن است به آنها حمله کند، که در آن صورت آنها را مجبور به واکنش خواهد کرد.» بنابراین به گفته او، تشدید تنش میتواند از بیرون نیز تحمیل شود.
توماس فولک میگوید تضعیف پایدار تهران پیامدهای مستقیمی نیز برای حوثیها خواهد داشت. به گفته او: «اگر بتوان این رژیم را یا از میان برداشت یا چنان تضعیفش کرد که دیگر تهدیدی ایجاد نکند، این امر در میانمدت به تضعیف یا حذف گروههای نیابتی، از جمله حوثیها، خواهد انجامید.» به گفته فولک، بدون جریان مالی، ارسال سلاح و پشتوانه ایدئولوژیک ایران، شبهنظامیان حوثی یکی از ارکان مهم قدرت خود را از دست خواهند داد و جامعه بینالمللی خواهد توانست «با قاطعیت بیشتری علیه حوثیها اقدام کند.»
با این حال، الاریانی نسبت به نادیده گرفتن شتابزده ایران هشدار میدهد. به گفته او، تهران حتی اگر تضعیف هم شود، «پس از این جنگ نیز همچنان در منطقه نقش خواهد داشت». در عین حال او احتمال میدهد که نظم سیاسی تازه در منطقه، حمایت ایران از شبهنظامیان نیابتی را محدود کند.
او میگوید: «فکر میکنم حوثیها در آینده دیگر حمایت چندانی از ایران دریافت نخواهند کرد.» به گفته او، این امر میتواند آنها را «وادار به مذاکره بر سر توافق صلحی عادلانه و متوازن در یمن کند.»