آیا برای سازماندهی طغیان اجتماعی و شورش گرسنگان آمادگی داریم؟«سخنی با پیشروان سوسیالیست»
چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

نیما مهاجر
شهریور ۱۴۰۵
در حالی که آمار فائو میانگین تورم خوراکی جهان در سال ۲۰۲۵ را ۳.۴ درصد محاسبه کرده، تورم خوراکی ایران در ماههای اخیر به محدوده ۱۳۰ درصدی رسیده است. این یعنی سرعت گرانی غذا در ایران ۴۰ برابر میانگین جهان است. چهار ماه تورم سه رقمی طبق آخرین گزارشهای مرکز آمارسازی جمهوری اسلامی، تورم نقطه به نقطه کشور در مرداد به ۸۹ درصد رسیده است؛ یعنی متوسط قیمت سبد کالا و خدمات خانوار نسبت به مرداد سال قبل تقریباً ۲ برابر شده است. ماه گذشته تورم نقطه به نقطه روغن و چربیها به ۲۵۸ درصد و تورم لبنیات و تخممرغ به ۱۶۳.۷ درصد رسید. فقط در فاصله یک ماه، سبزیجات بیش از ۹ درصد و شیر، پنیر و تخممرغ ۸.۶ درصد گرانتر شدهاند. این وضعیت ایران را در رتبه دوم گرانی غذا در سطح جهان قرار داده است. در صدر جدول، ونزوئلا ایستاده است؛ کشوری که تورم خوراکی آن در ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۵۸۵ درصد رسید. در یک هفتهی گذشته و به دنبال تشدید تحریمهای اقتصادی و محاصرهی دریایی توسط دولت آمریکا شاهد جهش دوبارهی قیمتها در ایران هستیم که با سقوط ارزش ریال در برابر نرخ دلار، کمبود ارز، توقف واردات و تعطیلی کارخانهها و مراکز تولید داخلی همراه بوده است. مجموعهای از فشارهای اقتصادی که یک ابرتورم را در چشمانداز قرار داده است. این بدان معنا است که میلیونها نفر در ایران با بحران گرسنگی و سوءتغذیه روبرو هستند و دیری نمیپاید که میلیونها نفر دیگر به همین سرنوشت دچار میشوند. این در حالی است که اکثریتی چند ده میلیونی در ایران تقریبا تمام حقوق و درآمد ناچیز خودشان را صرف اجاره مسکن و تامین غذا میکنند، افزایش قیمت خوراکیها در چنین شرایطی به این معناست که آنها باید ۳۰ یا ۴۰ درصد کمتر غذا بخورند.
اما بحران اقتصادی تنها عامل گسترش گرسنگی نیست. جنگهای ارتجاعی و امپریالیستی در ایران و خاورمیانه یکی دیگر از عوامل فلاکت اقتصادی و وخامت زندگی روزمره در ایران است. جنگ عاملی است که به گرسنگی ابعادی هولناک و جهانی میدهد. خرداد ماه امسال سازمان ملل اعلام کرد که جنگ ایران، گرسنگی جهانی را به سطحی تاریخی رسانده است. ۴۵ میلیون نفر در نتیجه این جنگ در معرض گرسنگی حاد قرار گرفتند. گزارش گاردین، برنامه جهانی غذای سازمان ملل (WFP) نیز افزود: ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و نیروهای نیابتیاش، در کنار دیگر بحرانهای جهانی، شمار افرادی را که با گرسنگی روبهرو هستند به سطحی بیسابقه رسانده است. در این گزارشها برنامه جهانی غذا میگوید اکنون ۳۶۳ میلیون نفر در سراسر جهان در معرض گرسنگی حاد قرار دارند که ۴۵ میلیون نفر از آنها نتیجه مستقیم درگیری در خاورمیانه و افزایش قیمت نفت ناشی از آن است. وابستگی غذا و انرژی در جهان، اثر مستقیم جنگ اخیر، بر افزایش قیمت مواد غذایی بوده که عمدتاً ناشی از افزایش هزینههای حملونقل است. کارل اسکاو مدیر اجرایی موقت برنامه جهانی غذا در این رابطه گفت: «قیمت غذا و انرژی آنقدر به هم وابستهاند که در برخی مناطق، اگر قیمت انرژی ۳۰ درصد افزایش یابد، تورم غذایی تقریباً به همان میزان بالا میرود». وی در ادامه میافزاید: دو قحطی بزرگ در سال ۲۰۲۵، در غزه و سودان بودند. همگان میدانیم که این قحطیها بیش از هر چیز بر اثر سیاستهای فاشیستی و نسلکشی دولت نتانیاهو در فلسطین و جنگ و دخالتگری گروههای ارتجاعی و امپریالیستی در سودان به وقوع پیوست.
در کنار جنگ، شرایط آب و هوایی و وضعیت زیستمحیطی نامساعد در سطح جهان نیز مزید بر علت شده است. شاخص لحظهای کشاورزی بلومبرگ که ۱۰ محصول اصلی را دنبال میکند، در ماه اوت امسال بیش از ۱۳ درصد افزایش یافت و شدیدترین رشد خود را از ژوئیه ۲۰۱۲ ثبت کرد. قیمت محصولات کشاورزی در اوت بیشترین جهش ماهانه بیش از یک دهه اخیر را ثبت کرد و نگرانیها درباره تورم غذایی بالا رفت. گندم نقشی کلیدی در این جهش داشته و بهای آن اخیرا به بالاترین سطح در سه سال گذشته رسیده؛ چراکه حمله به بنادر دریای سیاه، میزان محمولههای ارسالی از یک منطقه بزرگ تولیدکننده را بهشدت کاهش داده است. با تقویت پدیده النینو و افزایش نگرانیها درباره وضعیت آبوهوا، بهای شکر و کاکائو نیز بیش از ۲۰ درصد افزایش یافت. هرچند معمولا زمان میبرد تا گرانی محصولات کشاورزی به قفسههای فروشگاهها برسد، این افزایشها روی هزینههای روبهرشد انرژی و حملونقل در پی جنگ ارتجاعی و امپریالیستی آمریکا و ایران سوار شدهاند. آبوهوای نامساعد نیز به یک دردسر مضاعف تبدیل شده؛ به طوری که انتظار میرود یک پدیده قدرتمند النینو (El Niño) تا سال آینده نیز خطراتی برای محصولات کشاورزی ایجاد کند. این شرایط باعث افزایش قیمت کالاهای کشاورزی شده است؛ زیرا نگرانیها درباره تأثیر این پدیده آبوهوایی بر روند رشد محصولات در منطقهی غرب آفریقا افزایش یافته است.
هر سه عاملی که در دور اخیر بیشترین تاثیر را بر گرانی غذا و مواد خوراکی گذاشته است، یعنی تورم و جنگ و بحرانهای زیست محیطی، ریشه در سیاستهای سرمایهداری و مناسبات تولید آن دارد. سیستم سرمایهداری با انباشت ثروت در یکسو، در سوی دیگر قحطی و بیکاری و گرسنگی را انباشته میکند. این وضعیت احتمال انفجار اجتماعی و شورش گرسنگان را به شدت بالا برده است. تودههای کارد به استخوان رسیده در ایران در یک دههی گذشته چندین قیام انقلابی را با رنج و خون و اشک از سر گذراندهاند. البته همزمان وحشت را بر پیکر نظام جمهوری اسلامی مستولی کرده و نه تنها دیکتاتوری حاکم را ناچار به احتیاط کردهاند بلکه عقبنشینیهایی را نیز به ایدئولوژی حاکم تحمیل کردهاند. با این حال وضعیت اقتصادی روز به روز وخیمتر و برای میلیونها کارگر و خانواده هایشان غیرقابل تحملتر میشود. جمهوری اسلامی تکلیف خود را با این وضعیت روشن کرده است و اعدام و کشتار و شکنجه را به عنوان مهمترین استراتژی بقای خود برگزیده است. در سوی دیگر کوچکترین روزنههای اعتراض به فقر و گرسنگی مسدود شده است و با سرکوب وحشیانه پاسخ میگیرد. این در حالی است که میلیونها نفر امکان تامین حداقلهای زندگی را نیز از کف دادهاند. مجموعهای این عوامل و واقعیتهای اجتماعی خبر از شورش گرسنگان دارد. سوال اینجاست: آیا پیشروان سوسیالیست آمادگی لازم برای سازماندهی یا حداقل تأثیرگذاری بر قیام گرسنگان را در صفوف خود بوجود آوردهاند؟ بدون سازماندهی پیشروان سوسیالیست در صفوف تشکیلات سراسری و ارتباط زنده و ارگانیک تشکیلات پیشروان با تودههای خشمگین و معترض، افق روشنی برای آینده وجود ندارد. رژیم اسلامی با کشتار هولناک دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که در قساوت و ددمنشی حد و مرزی نمیشناسد و اینبار بدون شک تودهها نیز دست روی دست نمیگذارند.
