آنکه باد میکارد، توفان درو میکند!
یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

جمهوری اسلامی گمان میکند در سایهی بحران و فضای جنگی میتواند ماشین کشتار، سرکوب و اعدام خود را دوباره رونق بخشد. هم از این رو با افزایش اعدام ها می کوشد از مردم ناراضی ایران انتقام گیردو آنها را به سکوت و تمکین وادارد. اما گویا نیفهمد که هر طناب دار، هر حکم اعدام و هر گلولهای که به سوی مردم شلیک میشود، برای مردمی که ترس را تحقیر کرده اند نه تمکین، بلکه نفرتی عمیقتر و خشمی فراگیرتر میآفریند.
سیل جمعیت خشمگین در مراسم خاکسپاری سروش کرمی، تنها نمونه ای از این حقیقت است. این مراسم تنها یک مراسم سوگواری نبود؛، آیینهای بود از خشم انباشته جامعهای که دیگر نه می بخشد و نه فراموش میکند.
حکومتی که راه هر تغییر مسالمتآمیز را میبندد، مخالفان را زندانی و اعدام میکند و جامعه را به بنبست میکشاند، خود زمینهی خطرناکترین توهمها را میسازد: اینکه رهایی شاید از بیرون و از دل جنگ ممکن شود. مسئولیت گسترش چنین توهمی بیش از هر کس بر دوش همان حکومتی است که مردم را از حق زندگی، آزادی و امید محروم کرده است.
اما مخالفت برحق ما با جنگ، نباید کوچکترین بهانهای برای سکوت در برابر اعدام، سرکوب و کشتار مخالفان باشد. نمیتوان به نام صلح، چشم بر طناب دار بست؛ همانگونه که نمیتوان به نام آزادی، از بمباران و ویرانی استقبال کرد. راه درست، کارزاری همزمان و گسترده است:
علیه اعدام و کشتار، برای آزادی زندانیان سیاسی، در دفاع از حق زندگی و آزادی، و در مخالفت قاطع با جنگ و مداخله نظامی.
نه جمهوری اسلامی، نه جنگ.
نه اعدام، نه بمباران.
آزادی، زندگی و کرامت انسانی برای مردم ایران.
بازنشر کارگران هم پیمان
