آنتونیو نگری؛ رهبر جنبشهای” نیروی کار” و “خودمحتاری کارگری” دهۀ ٦٠ و ٧٠ در گذشت
پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۲

آنتونیو نگری، فیلسوف بحثبرانگیز که در ایتالیای تحت سلطه فاشیسم به دنیا آمده بود، زمانی چشم از دنیا بست که یک دولت راست افراطی در وطنش بر سر کار است. آقای نگری که همه او را “تونی” صدا میزدند و خودش هم کتابهایش را با این اسم امضا میکرد، روز شنبه گذشته در نود سالگی درگذشت.
او از رهبران سابق جنبشهای چپ رادیکال و ضد روند جهانی شدن بود و بیش از نیمی از عمر خود را به مبارزات سیاسی و فکری چپگرایانه اختصاص داده بود.
نگری زمانی که در وطنش بود، با رهبری جنبشهای «نیروی کارگر» و سپس «خودمختاری کارگر» در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ الهامبخش مبارزات سیاسی بود و تا زندانی شدن در این راه پیش رفت.
او وقتی به تبعید آمد، در اوایل قرن بیست و یکم، در تکامل مارکسیسم ، به ویژه با دو کتاب امپراطوری و بیشماران، که در هر دو را با مایکل هارت، فیلسوف و منتقد آمریکایی نوشت، بر جنبشهای ضد جهانی شدن تاثیر گذاشت.
او در واقع به مرجع مجبوب جنبشهای ضد جهانی شدن در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ تبدیل شد؛ نسلی که پس از سقوط دیوار برلین هنوز فکر رهایی از سرمایهداری را کنار نگذاشته بودند.
در ایتالیا، مرگ این فیلسوف واکنشهای شدیدا متفاوتی را به دنبال داشته است.
جنارو سانگیولیانو، وزیر راستگرای ف افراطی رهنگ ایتالیا، بلافاصله در واکنش به درگذشت نگری، او را “استاد بد” خواند و لوکا کاسارینی فعال چپگرا و از رهبران جنبش ضد جهانی شدن ایتالیا در فیسبوک نوشت: تو برای همیشه در قلب و ذهن من خواهی ماند، استاد، پدر و پیامبر عزیز.
این تضاد در ادای احترام به آنتونیو نگری، در واقع نمایانگر رادیکالیسم موجود در افکار اوست که هرگز تا پایان عمر محو نشد.
آنتونیو نگری در اول اوت ۱۹۳۳ زمانی که بنیتو موسولینی نخستوزیر ایتالیا بود در پادووا در شمال این کشور و در نزدیکی ونیز به دنیا آمد. پدرش از طبقه کارگر و یکی از بنیانگذاران حزب کمونیست ایتالیا در کنگره لیورنو در سال ۱۹۲۱ بود که برای جنبش کارگری این کشور کنگرهای سرنوشتساز به شمار میرفت.
پدر آنتونیو به دست فاشیستها دستگیر شد و در سال ۱۹۳۶ درگذشت و پس از مرگ پدر، مادر آنتونیو به تنهایی، این پسر سه ساله را به همراه دو فرزند دیگر بزرگ کرد.
آنتونیو نگری از همان ابتدای دوران تحصیلات عالی درخشید و کار تدریس را در ۲۵ سالگی در همان دانشگاه پادووا آغاز کرد و همزمان عازم سفرهای متعدد به کشورهای مختلف به ویژه شمال آفریقا و خاورمیانه شد.
نگری جوان که به شعبه حزب سوسیالیست در شهر پادووا رفت و آمد داشت (اما خیلی زود از آن دوری جست) اولین بار در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ با زندگی در یکی از کیبوتصهای اسرائیل عملا به کمونیست گروید.
اما شاید در آن زمان هنوز به تمامی نمیدانست که این واژه چه چیزهایی را میتواند در بر داشته باشد؛ به همین دلیل، تحقیق درباره این که آرمان کهن کمونیسم چیست، به مرکز فعالیتها و به ویژه تحقیقاتش تبدیل شد: از کتاب «مارکس فراتر از مارکس» که در سال۱۹۷۹ انتشار یافت، تا یکی از آخرین آثارش با عنوان «ابداع اشتراک انسانها» منتشرشده در سال ۲۰۱۰.
سال ۱۹۶۰ که قیام بوداپست رخ داد، جناح چپ حزب کمونیست ایتالیا از جناح ارتدوکس این حزب جدا شد. رهبران فکری این جنبش انقلابی که همچنان به آرمانهای آنتونیو گرامشی وفادار بودند، در نشریهای به نام «دفترچههای سرخ» گرد هم آمدند.
آنتونیو نگری که در دهه ۱۹۶۰ استاد جوان موسسه علوم سیاسی دانشگاه پادووا بود، به همراه چهرههای چپگرایی چون ماریو ترونتی در این نشریه مینوشت.
این افراد در گسست با حزب کمونیست ایتالیا، جنبشی مارکسیستی اما نامتعارف را ایجاد کردند که بعدا اوپرائیسم یا کارگرگرایی نامیده شد.
نگری درباره این دوره از زندگیاش گفته بود که همچون خرانی در صحرا بودند که در شنها به دنبال راه میگشتند یا همچون جامعهشناسانی پابرهنه که با تحقیق درباره کارگران و پرولتاریا به مبارزه میپرداختند.
همزمان با مه ۶۸ در فرانسه، نگری در ایتالیا رهبری “نیروی کارگر”را برعهده گرفت که یک گروه انقلابی بانفوذ در ونیز و میلان بود. خودش معتقد بود که مه ۶۸ در ایتالیا ۱۰ سال به طول انجامید.
برخی از اعضای این گروه به مبارزه مسلحانه روی آوردند و خود نگری نیز متهم به ۱۰ قتل و مشارکت در ربایش و قتل آلدو مورو، نخستوزیر وقت ایتالیا و رهبر حزب دموکرات مسیحی این کشور شد.
به همین دلیل بود که نگری به “استاد بد” معروف شد زیرا منتقدانش معتقد بودند که او الهامبخش خشونت سیاسی در میان معترضان بود.
