جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

آسوشیتدپرس: موتورسواری زنان در خیابان‌های تهران؛ نشانه‌ای تازه از تغییرات اجتماعی در ایران


خبرگزاری آسوشیتدپرس، روز چهارشنبه 21 آبان، در گزارشی، به تغییر نگاه تدریجی جامعه ایران نسبت به استفاده زنان از موتورسیکلت پرداخته و نوشته است که با وجود موانع قانونی و فرهنگی، شمار بیشتری از زنان ایرانی در سال‌های اخیر جسارت موتورسواری در خیابان‌های پرترافیک تهران را پیدا کرده‌اند. این گزارش با روایت تجربه شخصی م. بهنام، زنی ۳۸ ساله که با موتور زردرنگش در پایتخت تردد می‌کند، به بررسی تضاد میان قوانین و واقعیت زندگی شهری پرداخته و از نشانه‌هایی سخن می‌گوید که حاکی از تغییر نگرش عمومی و گسترش مطالبه برای برابری و استقلال زنان در ایران است.

به روایت آسوشیتدپرس، وقتی م.بهنام برای نخستین بار شجاعت کافی پیدا کرد تا با موتورسیکلت زردرنگش در خیابان‌های پرترافیک پایتخت ایران به سمت کافه‌ای که اداره می‌کند برود، نگرانی اصلی‌اش ترافیک نبود. او خود را برای نگاه‌های سرزنش‌آمیز، توهین‌های لفظی و حتی احتمال بازداشت به دلیل موتورسواری به‌عنوان یک زن در تهران آماده کرده بود. خانم بهنام اما بر خلاف تصورش، دریافت که این، امری عمدتا پذیرفته شده است و زنان توانسته‌اند بخشی از انتظارات جامعه از خود را تغییر دهند. خانم بهنام پس از رسیدن به کافه‌اش، به آسوشیتدپرس گفت: این برای من مسئله بزرگی بود.» واقعاً نمی‌دانستم چطور باید این کار را انجام دهم. در ابتدا خیلی استرس داشتم، اما کم‌کم نحوه برخورد مردم با من و واکنش‌هایشان خیلی به من دلگرمی داد. البته این تحول شامل همه نمیشود، به‌ویژه در شرایطی که سیاستمداران تندرو همچنان خواستار اجرای سختگیرانه قوانین حجاب هستند و دولت در پی جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، فشار بر روشنفکران را افزایش داده است. 

مقررات رانندگی و چالش‌های فرهنگی، سد راه موتورسواری زنان
خبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه مینویسد که موتورسواری زنان در ایران با دو مانع اصلی مواجه بوده است. نخست، مقررات ایران: گواهینامه موتور تنها برای مردان صادر می‌شود چرا که تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی، تصریح میکند که صدور گواهینامه موتورسیکلت «برای مردان» برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است، بدون آنکه به وضعیت زنان اشاره‌ای شود.
ابوالفضل موسوی‌پور، رئیس پلیس راهور تهران بزرگ، در شهریورماه در گفت‌وگویی با ایسنا خطاب به زنانی که بدون گواهینامه موتور تردد می‌کنند، گفته بود: این مسئله تخلف نیست؛ بلکه جرم است و همکارانم با این افراد برخورد می‌کنند، زیرا در حال حاضر هیچکدام از این خانم‌ها گواهینامه ندارند و ما نمی‌توانیم خلاف قانون عمل کنیم.

عامل دوم، جنبه فرهنگی ماجراست. هرچند زنان امروز در ایران می‌توانند شاغل باشند، در بیشتر مناصب سیاسی فعالیت کنند و گواهینامه رانندگی داشته باشند، اما پس از انقلاب اسلامی، نظام حاکم برداشتی کاملاً محافظه‌کارانه از اسلام شیعه را اعمال کرده است. از جمله قانون اجباری بودن حجاب، که پس از مرگ مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ و خیزش پس از آن، بیش از پیش مورد اعتراض قرار گرفته است. برای بسیاری از زنان، ممنوعیت موتورسواری در تضاد کامل با واقعیت خیابان‌های تهران است. شهری که روزانه بیش از ۴ میلیون خودرو و حدود ۴ میلیون موتورسیکلت در خیابان‌های آن تردد می‌کنند. برخی از زنان موتور سوار میگویند: زنان جمعیت موتورسوران ایجاد کرده و بیشتر از 500 موتور سوار در آن عضویت دارد. 

برای دهه‌ها، زنان با چادرهای مشکی روی موتورهایی که مردان می‌رانند، در سطح شهر دیده می‌شدند. اما امروزه در کنار زنانی که به حجاب اجباری نه گفته‌اند، زنان باحجابی را نیز میتوان دید که خطر کرده و خودشان -بدون همراه مرد- سوار موتور شده‌اند تا از پرداخت عوارض طرح ترافیک اجتناب کنند. هرچند این گروه هنوز درصد کمی از موتورسواران را تشکیل می‌دهند، اما حضورشان در خیابان‌ها محسوس‌تر شده است. خانم بهنام به آسوشیتدپرس گفت: «اینجا هیچ بیانیه سیاسی یا دستور کار اجتماعی در میان نیست. محل کار من در مرکز شهر است و مجبورم هر روز از ستارخان بیایم. ترافیک و مشکل پارکینگ، به علاوه محدودیت‌های طرح ترافیک، واقعاً دیوانه‌کننده بود.

روزنامه شرق در شهریورماه نوشت: « اکنون زمان آن فرا رسیده است که از دیوارهای نامرئی قضاوت‌های فرهنگی و بوروکراسی اداری عبور کنیم. موتورسواری برای بانوان نه‌تنها یک وسیله نقلیه، بلکه نمادی از حق انتخاب، استقلال و حضور برابر  در جامعه است.»
خانم بهنام می‌گوید موتورسواری برایش نخستین تجربه مثبت تعامل با پلیس را رقم زده است: برای اولین بار، یک مأمور پلیس -البته پلیس راهور- باعث شد احساس دلگرمی و امنیت بیشتری کنم. می‌توانستم احساس کنم که نوعی حمایت وجود دارد. حتی زمانی که به من تذکر دادند، هشدارهای فنی بود. مثلاً درباره محل پارک یا اینکه همیشه کلاه ایمنی داشته باشم.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: