جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

محرومیت معلولان از کتابخانه های عمومی به سبب نبود امکانات

از نظر سازمان جهانی بهداشت، معلولیت عبارت است از هرگونه محدودیت یا فقدان توانایی در انجام فعالیت‌های معمول و متعارف که ناشی از یک نقص عضو باشد. بر اساس سرشماری جمعیت ایران در سال ۱۳۹۵، از جمعیت ۷۹۹۲۶۲۷۰ ایران، حدود ۱۲ میلیون نفر دارای معلولیت هستند. بسیاری از جمعیت معلول ایران، پس از جنگ دچار معلولیت شده‌اند و بنابراین موضوع کنار آمدن با معلولیت در کنار دیگر مشکلات معمول معلولان نیز وجود داشته است.
با وجود نقش حیاتی کتابخانه‌های عمومی در ارائه خدمت به معلولان، آمار ارائه شده توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور نیز نشانگر عدم استقبال معلولان از عضویت در کتابخانه‌های عمومی و استفاده از خدمات آن‌ها بوده است.

در ایران، تأمین منابع کتابخانه‌ای برای معلولان بسیار اندک و با تأخیر است و به‌روز نیست. کتاب‌های اندکی به بریل و گویا تبدیل شده است. از لحاظ فضای فیزیکی از استانداردهای موجود عقب است و اگر امکانات متوسطی نیز وجود داشته باشد در چند شهر بزرگ و تهران قابل دستیابی است و البته با طی مسیرهایی دور برای معلولان.
معلولان به دلیل عدم امکان استفاده‌ از دیگر خدمات رفاهی عمومی، ضعف مدیریت شهری در ارائه خدمات شهری به معلولان برای پر کردن اوقات فراغت، عدم دسترسی اغلب معلولان به دانشگا‌ها و مراکز تخصصی و یا دلایلی دیگر، یکی از گروه‌های پرمراجعه به کتابخانه‌ها هستند ولی امکاناتی که برای آن‌ها در نظر گرفته شده است بسیار کم و در شهرستان‌ها در حد هیچ است.
به هر روی، بخشی از کاربران کتابخانه‌های عمومی را معلولان تشکیل می‌دهند که بسته به نوع معلولیت، نیاز به امکانات متفاوتی دارند؛ نابینایان به منابع کتابخانه‌ای با خط بریل و کتاب صوتی، و ناشنوایان و کم شنوایان نیاز به علایم هشداردهنده و نوشته‌های راهنما بر فضای کتابخانه و انواع منابع الکترونیکی برای استفاده‌ی معلولیت‌های مختلف.
ورود به کتابخانه‌ای با درهای کم‌عرض که عبور ویلچر از آن ممکن نیست، ارتفاع بلند میز امانات و قفسه‌های تا سقف چیده‌ شده‌ی کتاب در سیستم‌های قفسه باز، راهروهای کم‌عرض بین قفسه‌ها، سالن‌های مطالعه‌ای در طبقات بالا با تنها راه دسترسی از پله و بدون آسانسور از مواردی است که معلولان جسمی-حرکتی را به زحمت می‌اندازد و در صورت نیاز به استفاده از آن کتابخانه، احساس درماندگی به فرد معلول می‌دهد.
 در پژوهشی انجام شده مشخص شده است که معلولان امکانات کتابخانه‌های تخصصی را بیشتر از کتابخانه‌های عمومی دانسته‌اند و این بدان معناست که کتابخانه‌های عمومی فاصله‌ای دور با تنظیم امکانات خود برای معلولان دارند در حالی که بخش بزرگی از جمعیتِ معلول فقط امکان استفاده از کتابخانه‌های عمومی را دارند.
گروهی از پژوهشگران در دانشگاه فردوسی مشهد  می‌نویسند:
 وضعیت ارائه تسهیلات و خدمات اطلاعاتی دچار پراکندگی بوده و در سطح کشور برنامه‌ای ملی جهت تبادل و اشتراک منابع بین تمام کتابخانه‌ها و سازمان‌های مرتبط با این گروه خاص از کاربران وجود ندارد. کمتر از نیمی از کتابخانه‌ها مجهز به چاپگر بریل یا استودیو ضبط هستند. حتی در صورت مجهز بودن کتابخانه به چاپگر بریل و استودیو ضبط، میانگین تبدیل منابع درخواستی به نسخه بریل یا گویا مقدار اندکی است.
پژوهش‌های انجام شده درباره میزان دسترس‌پذیری معلولان به فضای کتابخانه از لحاظ فیزیکی نشان می‌دهد که وضعیت دسترس‌پذیری ساختمان‌ها برای معلولان پایین‌تر از حد متوسط است. احتمالاً دلایلی همچون گرانی کاغذ و مشکل حق مؤلف نیز در این قضیه اثرگذار باشد.
برای انجام خدمات مناسب به نابینایان می‌بایست یک کتابدار نابینا و برای ناشنوایان، یک کتابدار ناشنوا یا کسی که آشنا به زبان اشاره است در کنار کتابدار معمول حضور داشته باشد تا کار خدمت‌رسانی به معلولان به درستی انجام شود.

در ایران، تأمین منابع کتابخانه‌ای برای معلولان بسیار اندک و با تأخیر است و به‌روز نیست. کتاب‌های اندکی به بریل و گویا تبدیل شده است. از لحاظ فضای فیزیکی از استانداردهای موجود عقب است و اگر امکانات متوسطی نیز وجود داشته باشد در چند شهر بزرگ و تهران قابل دستیابی است و البته با طی مسیرهایی دور برای معلولان. شاید به نظر برسد که کمبود امکانات در شهرهای دور از مرکز، فراهم کردن خدمات کتابخانه‌ای را برای معلولان سخت می‌کند همچنان که این کتابخانه‌ها تعداد منابع کتابی و خدماتی کمتری را حتی برای غیرمعلولان نسبت به شهرهای بزرگ‌تر دارند اما موضوع این است که گرچه سطح خدمات کتابخانه‌ای به عواملی همچون اندازه‌ی کتابخانه، جمعیت تحت پوشش و میزان بودجه هر کتابخانه دارد ولی می‌بایست همان سطح از خدمات به‌طور یکسان بین معلول و غیرمعلول در اختیار کاربران قرار گیرد همچنان که می‌بایست امکانات موجود به نسبت مساوی بین تمام مذاهب منطقه، جنس، نژاد و… تقسیم شود.
   در ایران سال ۱۳۹۴ استاندارد خدمات کتابخانه‌ای به نابینایان توسط اداره استاندارد نهاد کتابخانه‌های عمومی ایران تدوین شد. 
کتابداران بر این باورند که برخی بندهای مطرح شده در استاندارد نیازمند اصلاح است چرا که با توجه به پیشرفت فناوری، بعضی تجهیزات استاندارد، از قبیل رایانه بریل و رایتر بریل را مبهم دانستند و هیچ اطلاعاتی درباره آن‌ها نداشتند.
در شهرهای مختلف به دلیل کمبودِ امکانات شهری، امکان بیرون رفتن از منزل برای معلولان سخت است چه به دلایل شهری و چه به دلایل روانی که اغلب با افسردگی‌های مختلفی نیز دست به گریبان‌اند.

بنابراین کتابخانه‌ها علاوه بر انجام برنامه‌های پژوهشی برای شناخت تعداد جمعیت معلول منطقه خود و تجهیز کتابخانه به امکانات مورد نیاز، وظیفه اطلاع‌رسانی را نیز به عهده دارند. 
دسترس‌پذیری معلولان به فضای کتابخانه از لحاظ فیزیکی نشان می‌دهد که وضعیت دسترس‌پذیری ساختمان‌ها برای معلولان پایین‌تر از حد متوسط است. نکته‌ای که روشن می‌کند باید پیش از هر چیز فکری به حال وضعیت ساختمان‌های کتابخانه‌ها شود تا معلولان هم بتوانند اولاً به فضای آن وارد شوند و دوماً بتوانند از آن استفاده کنند.
نیازهای آموزشی کودکان معلول مانند دیگر کودکان است و با همان نیازهای مشابه به مدرسه می‌روند. در آموزش کودکان معلول می‌بایست بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های جسمی، امکان استفاده از منابع مطالعاتی و آموزشی برای آنان فراهم شود.
بر اساس رهنمودهای ایفلا، سالمندان و معلولان و افراد خانه‌نشین می‌توانند هدف کتابخانه‌های سیار باشند اما در ایران هنوز به این گروه‌ها فکر نشده است. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با وجود ۱۵۰ کتابخانه سیار در کشور برای دو گروه سالمند و معلول برنامه‌ای ندارد.
بر اساس آیین‌نامه، کتابخانه سیار باید ۴۰ درصد از منابع این کتابخانه‌ها به گروه کودک و نوجوان اختصاص پیدا کند. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با وجود ۱۵۰ کتابخانه سیار در کشور، هیچ کتابخانه سیاری در استان تهران ندارد و اساساً این کتابخانه‌ها مأموریتشان خدمت در مناطق دورافتاده و به‌خصوص کودکان و نوجوانان جامعه عادی هستند و برای دو گروه سالمند و معلول برنامه‌ای ندارند.
گفت‌وگوهای انجام شده با چند نفر از معلولانِ عضو یا علاقه‌مند به استفاده از کتابخانه، حاکی از عدم رضایت آنان از فضای نامناسب کتابخانه‌ها و عدم رعایت استانداردهای ساختمانی و تجهیزاتی بود. آن‌ها به‌طورکلی بیان کردند که در کتابخانه‌های کشور برنامه مشخصی برای معلولان وجود ندارد. رفت و آمد افراد معلول در ساختمان‌سازی کتابخانه‌ها در نظر گرفته نشده است و اقدام قابل توجهی در خصوص تأمین منابع برای افراد معلول انجام نشده است.
این در حالی است که در استان کردستان، بیشتر کتابخانه‌های عمومی بودجه کافی برای ارائه خدمات به معلولان ندارند و بیشتر ساختمان‌ها نیز دارای شرایط مطلوبی برای استفاده نیستند. در شهر پرجمعیتی و پرامکاناتی مثل مشهد، کتابخانه‌های عمومی از نظر دسترس‌پذیری در وضعیت ضعیفی است و سیاست مدونی برای ارائه خدمات کتابخانه‌ای به معلولان وجود ندارد.  
همه داده ها نشان می‌دهد که کتابخانه‌های ایران تا تجهیز امکانات برای دسترسی آسان معلولان راه دور و درازی در پیش دارد و تا آن وقت، معلولان، نسل از پس نسل، از خدمات عمومی مهمی چون کتابخانه که جزء حقوق مسلم شهروندی آنان است محروم‌اند.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: