سوسیالیسم

به پیروی از فرم شعر "آزادی" اثر پل الوار

فریدون ناظری

در فراخنای شب،
یا سپیده ی سحر،
از شهر و روستا،
بر متن خشم ها،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

بر موج مشت ها،
بر سرخی عَلَم،
با سرعت فشنگ،
در جنگ توده ها،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

از کوچه های تنگ،
از بامهای پست،
از عمق خانه ها،
بر سنگفرش و قیر،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

از قعر کان ها،
از پشت دستگاه،
یا دار قالی و،
انواع سوله ها،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

با کینه ام به خصم،
با عشق من به دوست،
با نفرتم ز خَس،
با خاطرم به گل،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

از نوک قله ها،
از دشت پر زِ مین،
بی ترسی از کمین،
با عشق، امید و کین،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

بربال تندباد،
همچون عقاب شاد،
شاهین تیز پر،
یا باز سرفراز،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!

در آب بیکران،
تیز و شناکنان،
بر کوهه های آب،
در جنگ کوسه ها،
به سویت می پویم راه:
سوسیالیسم!



به سوی قله

فریدون ناظری

به سوی قله میرانم
ره است ناصاف، میدانم
سر هر پیچِ چندین راه
خس و خار گشته مهمانم.

برای انتخاب راه
کمی در فکر میمانم.
صدای باد چون زوزه
برفته در تن و جانم

تو گویی در مهِ تاریک
کسی بگرفته دامانم
به تندی می کنم فریاد
کمی نور است، درمانم.

یکی میکوبدم با خشم
به گرز و تیر بهتانم
یکی میگویدم با مهر
کمیت خود بجنبانم

به سوی چشمه ی خورشید
لگام اسب بچرخانم
مه و تاریکی و انوار
به جنگ و من خروشانم

بتوفم در میان کوه
که من فرزند طوفانم
نه از دشمن هراسم هست
نه غافل از رذیلانم

هلا جنگاور همراه
رفیق شوق و حرمانم
به زیر تهمت و نفرت
و یا رگبار خصمانم

پلنگ آسا و با نقشه
کنار جمع یارانم
برای فتح و آزادی
به سوی قله میرانم.



شعر عباس سماکار: برای پسرم سرکو

برای پسرم سرکو

انتظارم از پائین می جوشد
 وتا به بالا می رسد نفسم با تو تنگ می شود آن بالا
و آن بالا
گره می خورم در طناب
از پس دود مرگ
که می جوشد
و برمی آید از پائین دلم با تو تا بالا

  کجائی حالا سرکو
در بخار مه و آسمان آیا

  آن بالا چه کار می کنی عزیزم
پرواز
درهم خفه و تندیده با  آویزه ی طناب و نفس تنگی و کابوس صبح آیا

  ترا از رویا و نفس تنگی بتوانم باز بشناسم اگر
شاید با آن چهره خفه
که نمی توانش بازشناخت
که چه کشیده است در لحظه تاب خوردن بر نخ مرگ
و عرقی که برنشته است
از پس خفه گی و خواب
و سخت چسبیده است بر پوستش
به گاه صبح
اگر
اگر

  واقعا کجائی حالا عزیزم
و ما چکار می کنیم حالا