ارسال

ورزش در چنبره تضادها

کارو آزادی

ورزش یکی از پدیده های مهم اجتماعی در قرون متمادی تاریخ بشر بوده که ریشه اش به یک نیاز مهم انسان برمی گردد، انسان برای بازتولید جسمی و فکری خود به ورزش نیاز دارد.

اما امروزه ورزش به غیر از جوابگوئی به نیاز پایه ای انسان، تبدیل به ابزاری مهم در اقتصاد و سیاست شده است. نظام کنونی در یک قرن گذشته بیش از همه ی تاریخ بشر از ورزش استفاده سیاسی کرده است. مثل همه پدیده هایِ جامعه سرمایه داری ورزش در این سیستم، امکانی برای سرمایه گذاری و سودآوری است. ورزش یکی از پولسازترین صنایع است. مهمترین باشگاههای دنیا مخصوصا باشگاه های فوتبال، محل سود نجومی بزرگترین سرمایه داران دنیا هستند. ورزشکاران از نقطه نظر سرمایه گذاران صنعت ورزش، انسان هائی با مهارت نیستند که با مهارتشان در رقابت های ورزشی، صحنه های زیبا و لذت بخش خلق می کنند، انها ابزار هستند، ابزار بالا بردن قیمت سهام باشگاه ها، ابزار معاملات کلان میان مافیاهای ورزشی، ابزار دسترسی به سودهای سرشار و غیره. سال 2016 میلادی مجله یِ فوربز اسامی ده تن از ثروتمندترین میلیاردرهای دنیا را منتشر کرده بود که همه انها در کنار مالکیت بنگاه های مهم اقتصادی، بدون استثنا صاحب باشگاه های ورزشی هم هستند.

در ایران هم باشگاه های مهم فوتبال یکی از مهمترین مراکز رقابت اقتصادی میان سرمایه داران هستند برای مثال باشگاه راه آهن در فرابورس ایران با قمیت بیش از ٤ میلیارد تومان در اختیار شرکت هواپیمائی فراز قشم قرار گرفت، باشگاه تراکتورسازی تحت مدیریت سرداران سپاه عاشور میباشد و سهامش میان مؤسسات مهم جمهوری اسلامی مثل مؤسسه مالی و اعتباری کوثر و مؤسسه مهر ایرانیان وابسته به سپاه پاسداران و شرکت سایپا دست به دست شده و در ارتباط با خصوصی سازیها هم باشگاه ها یکی از مهمترین عرصه های رقابت مافیائی میان سران اقتصادی در جمهوری اسلامی بوده و این داستان همچنان ادامه دارد.

در واقع ورزش کە وسیلە است برای سلامت جسمی ، روحی و سرگرمی انسانها بە طرز فاحشی از این وظیفە دور شدە و تبدیل بە امری برای سودآوری سرمایەداران طمع کار و سواستفادە سیاستمداران حقە باز شده است.

اگه بخوایم به ورزش در ایران بپردازیم باید گفت که ورزش در ایران میدان دامن زدن به شووینیسم، اختلافات قومی-ملی ،فساد ،خرافه پراکنی، پول شویی، حق خوری، و درامدهای هنگفت برای مسئولین و کارگزاران شده است.

بنا به ماهیتِ دینی حکومتِ ایران و دیدگاهی که به زنان دارد، زنان ورزشکار، شرایط دشوار و نابرابری را سپری میکنند .از فتواهای این امام و آن امام جمعه گرفته، تا سانسور کردن خبرهای موفقیت زنان در عرصه های بین المللی و بی توجهی به انها تنها گوشه ای از مشکلات و موانع ورزش کردن زنان تحت حاکیت جمهوری اسلامی است. وقتی زنی با این موانع مقابله میکند و به عرصه های جهانی راه پیدا میکند و مدالی را ازان خود میکند این کارش ازدید عواملِ جمهوری اسلامی مایه ننگ است :

علم الهدا امام جمعه مشهد:" اینکه یک خانم ورزشکار ایرانی باظاهر نامناسب مدال میگیرد و پرچم ایران بالا میرود ،ننگ است و ورزش کردن زنان خلاف ایه قران است."

جوادی املی " :فضیلت زن در این نیست که پایش را دراز کند و مدال بگیرد."

علوی گرگانی: "ورزش قهرمانی زنان مطلوب نیست."

مراجع تقلید علوی گرگانی، حسینی زنجانی و صافی گلپایگان: "در پاسخ به ایسنا گفتند که اعزام ورزشکاران زن به رقابت های برون مرزی، حرام ،مخالف عفاف و ناجایز است."

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسدارن هم از زبان علی خامنه ای اعلام کرد که ":دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و در منظر نامحرم، غالبا موجب جلب نظر مردان و در معرض فتنه و به فساد کشیده شدن اجتماع و منافی با عفت بانوان است و لازم است ترک شود."

در واقع دیدگاه تبعیض امیز نسبت به زنان تنها مربوط به مراجع تقلید نیست درون مسئولین هم وضع به همین شیوه است، مثلا تیم فوتبال زنان ملوان، از پرافتخارترین تیم های باشگاهی در فوتبال بانوان ایران بود. مسعود رضائیان مدیرعامل آن، پیشتر گفته بود: باشگاه ملوان بسیار عیالوار است و وقتی یک کشتی، در طوفان اسیر می‌شود بار خود را خالی می‌کند که منظورش این بود زنان را از ورزش بیرون کنیم. همین اقا بعد از اعلام انحلال تیم فوتبال بانوان ملوان اذان کرد:" امکان جابه‌جایی بازیکنان تیم زنان ملوان با وانت بار وجود ندارد در حالی که می‌توان پنج، شش نفر از بازیکنان مرد ملوان را با وانت، جابه‌جا کرد."

ورزش ایران تقریباً از اواسط دهه ی۷۰ آرام ‌آرام درهایش را به رویِ مدیرانی که از سپاه وارد اتاق‌های مدیریتی میشدند باز کرد. با پایان جنگ، سپاهیان وارد عرصه‌های جدیدی شدند، نفت، مخابرات، راه‌سازی و پل‌سازی و هر جای دیگری را که غارت و دزدی و پول شوی امکان داشت و حالا ورزش این امکان را فراهم کرده است. این داستان برای امروز و دیروز نیست و مدت‌هاست که رد پای سرداران سپاه پاسداران در عرصه ورزش اشکار است به طوری که این روزها به هر گوشه ورزش ایران که نگاه کنید حتما نامى از سرداران سپاه را خواهید دید. سردارانى که یا مدیرعامل باشگاه‌ها هستند و یا ریاست فدراسیونها یا هیئت‌هاىِ ورزشی را برعهده دارند و یا در حال خرید و فروش تیم‌ها هستند. در دهه‌ هفتاد با توجه به اهمیتی که فوتبال در سطح بین‌المللی یافت و نقش تأثیرگذاری که در معادلات سیاسی پیدا کرد جمهوری اسلامی هم به اهمیت آن واقف شد و سیاست رژیم در ارتباط با این ورزش محبوب، تغییر پیدا کرد و تیم‌های ورزشی یکی پس از دیگری به تملک سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و صنایع سنگین کشور و وزارت‌خانه‌ها و سرمایه‌داران وابسته به نظام در امدند و مدیریت انها به نیروهای حزب‌اللهی رژیم داده شد از جهت ديگر ورزش در ايران محل خوبی برای درآمد‌زايی سران سپاه است و علاوه بر آن میتواند در انتخابات حکومتی هم به کارشان بیاد. سران سپاه در رشته های مختلف ورزشی پول پارو میکنند به احساسات ناسیونالیستی و قوم پرستانه دامن میزنند، حق کسانی که واقعا لیاقت حضور در میادین قهرمانی را دارند را میخورند، جوانان را از ورزش کردن نا امید میکنند و ورزش کشور را به وضعی می کشانند که می بینیم.

خیلی از ورزشکاران، از خانواده های زحمت کشی هستند که با هزار بدبختی و تحمل شرایط اسفبار که میشود به عدم امکانات ورزشی ، حق خوریها، ساپورت نکردن مالی و همینطور مشکلاتی که در اعزام با آن مواجه هستند (در هنگام اعزام به مسابقات برون مرزی باید سند یا ضمانت های کلان داشته باشند که مبادا نخواهند به کشور خودشان بازگردند و درکشوری دیگر پناهنده شوند) اشارە کرد را موفقیت خود را باز میکنند و با هزار امید و ارزو ورزش میکنند مسابقه شرکت میکنند، در مسابقات اول میشوند، ولی پسر رئیس فدراسیون یا اقازاده ی فلانی و پسر فلان سرمایه گذار، برای مسابقات جهانی اعزام میشود یا اگه با هزار بدبختی بذارند جوان زحمتکشی از طبقه فرودست جامعه برای مسابقه اعزام شود و مقام اول ، دوم یا سومی بیارد و جایزه یا پولی بهش تعلق بگیرد، مسئولان ریز و درشت ازبالا تا پایین هرکدامشان یک قسمتی از آن را میدزدند.

خیلی از ورزشکاران ،قهرمانهای بزرگی بودند مدالهای زیادی هم اوردن ولی گوشه های خیابان در حال دس فروشی جانشان را از دست دادند مثلا در خصوص مرگ ایرج خدری ،روزنامه ها تیتر زدند": ایرج خدری بسکتبالیست ملی پوش، دست فروش از دنیا رفت. "

ایرج خدری مردی که هم در ورزش پله های موفقیت را طی کرد و هم در هنر مقابل دوربین چندین کارگردان مطرح نقش آفرینی کرد، آخر عمری شده بود گوش‌نشین میدانهای تهران همدمش هم شده بود عروسک‌هایی که باید فروخته می شد تا هزینه های درمان خودش و همسرش و البته مخارج دو فرزند خردسالش را تامین میکرد .تا زنده بود هیچ مسئولی در فکرش نبود، ولی همه مسئولان در تشیع پیکرش مقابل دوربین ها قرار گرفتند و اشک تمساح ریختند و از خوبی هایش گفتن و از اینکه قدرش را ندانستند. ایرج خدری وقتی که زنده بود خبرنگاری باهاش مصاحبه کرد همان زمان خدری خواهان شغلی بود تا از فروختن عروسک و CD در میدان امام حسین دست بکشد اما این اتفاق برایش رخ نداد و توقع خودش را تا سر حد اینکه فقط می‌خواهد ماموران سد معبر شهرداری بساطش را با خودشان نبرند و اجازه دهند دستفروشی کند پایین اورد. خدری به خاطر مشکلات خود و خانواده‌اش، مقابل دوربین صداوسیما گریه کرد. ایرج خدری اولین قهرمان و ورزشکاری نبود که اینگونه زیست و اینگونه مرد، آخرین هم نخواهد بود. ورزشکارانی هم هستن که به مسابقات رفتن، برنده شدن، عنوان قهرمانی را کسب کردن ولی چون از قشر زحمت کش جامعه هستند فقط تا وقت مسابقه دادن برای مسئولین اهمیت داشتند بعد از آن دیگر هیچ.

خیلی دردناک است که قهرمان بین المللی در یک رشته ی ورزشی باشید اما هنوز هم برای تامین معاش زندگی کنار خیابان دستفروشی کنید.

این سرنوشت دردناک و مشترک بسیاری از جوانان ورزشکاری است که از طبقه زحمتکش جامعه هستند. آنهایی که حتی مدال های جهانی کسب کردند اما حالا بدون هیچ گونه امکاناتی، برای برآورده کردن مخارج زندگی خودشان مشکلات زیادی دارند. انها هنوز کنار خیابان دستفروشی می کنند و حتی کسب مدال رقابت های جهانی و آسیایی هم تضمینی برای ساختن آینده انها نبوده. در شرایطی که ورزشکاران خانواده های ثروتمند یا از خانواده مسئولان و کارگزاران حکومت که اغلب ناکارآمد و پرادعا هم هستند قراردادهایشان با گذر از مرز چند صد میلیون تومان به بیش از یک میلیارد تومان می رسد این جوانان قهرمان و البته دستفروش چه جایگاهی در ورزش کشور دارند؟

در اینجا به ورزشکارانی که کنار خیابان دستفروشی می کنند و کسی هم هرگز باور نمی کند این دستفروش ها افتخارآفرین در میادین بین المللی باشند اشاراتی میکنم:

"امید ستایش‌پور از قهرمانانِ رشته پاور لیفتینگه که مدال‌های زیادی از بازی‌های کشوری و آسیایی در کارنامه خودش دارد و حالا کنار خیابان، شال و روسری می فروشد.

مجتبی مرادی در سال ۱۳۹۰ در مسابقات کشتی آزاد جهان موفق شد مدال برنز رو به دست بیاورد و امروز برای امرار معاش، چاره ای جز فروش سمبوسه در کنار خیابان ندارد .

محمد یوسف رئیسی ،مردی که کاپیتان سابق تیم ملی کریکت بزرگسالان ایران و سرمربی تیم ملی کریکت ایران بود ،حالا کنار خیابان بطری بنزین میفروشد.

صادق پاکدامن، عضو تیم ملی نجات غریق ایران که در مسابقات جهانی ادلاید مدال طلای این رشته را به گردن آویخت و چندین مقام قهرمانی کشور و مدال طلای جهانی را در رشته نجات غریق در کارنامه افتخارات متعدد اما بی آب و نام خود دارد در خیابان‌های برازجان فلافل می‌فروشد.

سجاد پیرآقا یارچمن، پسری که در المپیک ناشنوایان ۲۰۱۳ توانست مدال نقره پرتاب دیسک رشته‌ دو میدانی را برای تیم ملی کسب کند در تبریز کنار خیابان ها بساط سیگار فروشی به راه انداخت است.

فرشاد درکه، قهرمانِ کیک بوکسینگ ایران ، ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺯﯾﺮ سینکﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﯾﮏ ﻣﻐﺎﺯﻩﻓﺴﺖ ﻓﻮﺩ فروشی است" و خیلی از ورزشکاران دیگری که شرایط مشابهی دارند و لازمه یاداوری شود در کردستان قهرمانان ورزشی هستند که بنا به شرایط بد معیشتی، به کار کولبری و ... مشغول هستند و اینها در حالی است که فساد مسئولین سر به فلک کشیده است.

روزنامه یِ صدایِ عدالت چند سال قبل به موضوع فساد در فوتبال اشاره کرد و نوشت": واقعیت این است که آنچه در عرصه‌ی فوتبال ایران می‌گذرد یک تراژدی بزرگ است. مافیای فوتبال ایران، به عنوان یک کارتل بزرگ اقتصادی که شما بخوانید دلالی و کارچاق کنی که سال‌هاست همانند زالو به جان بودجه ورزش کشور افتاده و عجب روزگار سرمستانه ای را سپری می کند."

پول‌شویی هم واقعیتی غیرقابلِ انکار در ورزش امروز است، پول‌شویی همیشه در لفافه قرار داشته و جزئیاتِ آن کمتر فاش میشود. برخی از مواردی هم که بازتاب قابل توجهی در رسانه‌ها داشته بدون این که به سرانجامی برسد به حال خودش رها شده است، مثل ناپدید شدن چند صد میلیون پول در یکی از باشگاه های کشور.

با نگاهی به گزارشِ سالانه‌ی سازمان شفافیت بین‌الملل، در مورد فساد اداری و اقتصادی در کشورهای مختلف دنیا که در سال 2015 منتشر شد، نشان میدهد":در میان ۱۷۵کشور، ایران در رده‌ی 130قرار گرفته است "در خصوص باشگاههای ورزشی وامکاناتِ ورزشی هم باید گفت طبق گفته ی معاون وزیر ورزش و جوانان "4هزار پروژه نیمه کاره وجود دارد". این خود گویای همه چیز است میروند کلنگ میزنند و ولش میکنند بعد هم در بوق کرنا میدمند که باشگاهای ورزشی می سازیم.

رژیم جمهوری اسلامی، رژیمی نیست که بهبود شرایط ورزش برای همە جوانان را ازش انتظار داشت. موانع و مشکلات موجود در ورزش هم مانند تمام معضلات دیگر جامعە با وجود این رژیم نە تنها کاهش پیدا نمیکند بلکە هر روز افزایش پیدا میکند. با این وجود فقط در سرنگون کردن این رژیم ضد انسانی مشکلات امروز ورزش قابله تحقق است ولی در شرایط امروز جوانان ما باید در هر صورت بر موانع و مشکلاتی که رژیم برای ورزش درست کرده است غلبه کنند و در قدم اول باید سیاستهای رژیم در خصوص تفرقه اندازی از طریق دامن زدن به تعصبات قومی و عرق ملی را خنثا کنند، ورزشکاران از هر ملیتی که باشند نباید بگذارند رژیم با ترفندهای رزیلانه موجب تفرقه و نفاق در میان آنان شود. در اینجا لازمه اشاره کنم که ورزشکاران هم به سیاسیتهای رژیم تمکین نکردند برای مثال: فتوا میدهند زنان نباید ورزش کنند و به مسابقات برون مرزی بروند، زنان با عظم راسخ تری به مسابقات میروند و مقام های چشمگیری در سطح جهانی کسب میکنند. عکس قهرمانی دختران را که به نظرشان پوششان مناسب شئون اسلامی نیست سانسور میکنند ولی دختران ورزشکار انقدر جهانی میشوند که روزنامه و خبرگزاریهای خارجی، عکسشان را چاپ میکنند و تیتر اول روزنامه ها قرار میدهند. وقتی با پارتی بازی، اقازاده ها و امثالهم را به جای فرستادن ورزشکاران لایق، به مسابقات بین المللی میفرستند سرشان به سنگ میخورد و به شکل مفتضحی شکست میخورند. دستور صادر میکنند که دختران نباید دوچرخه سواری کنند، جوانان به صورت صدها نفری مانور دوچرخه سواری اجرا میکنند، سالن ورزشی جوانان اگاه و فعالی را که در حال اگاهگری در نسل جوان هستند را پلمپ میکنند یا از دادن مجوز باشگاه خودداری میکنند جوانان برای ورزش به پارکها یا کوهها میروند و اینها نمونه های کوچکی از مقاومت جوانان در برابر رژیمی است که برای ورزش کردنشان ده ها مانع ایجاد کرده است.

باید گفت میشود در میادین ورزشی و مسابقات، صحنه های زیبا و لذت بخش از انسان دوستی و اتحاد خلق کرد .باید همان صحنه ها را تکرار کرد که در المپیک ریو وقتی نیکی هامبلین از نیوزلند در وسط دیگر دوندگان به زمین افتاد، دآگوستینو از آمریکا بلافاصله توقف کرد و برای کمک رساندن به وی از ادامه دو خودداری کرد. عرصه های ورزشی میتواند صدای اعتراض باشد مثل همان کاری که کالین کپرنیک کرد یعنی هنگام خواندن سرود ملی امریکا به زمین نشست. باید میادین ورزشی مملو از خلاقیتهای ورزشی، صمیمیت، زیبایی و به یک معنا، ورزش سالمِ بدون رقابتهای مخرب، بدون سود و سرمایه باشد.




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result