ارسال

گفتگوی جهان امروز با صلاح مازوجی
در رابطه با اوضاع سیاسی کنونی

جهان امروز: اخیرا کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران سومین پلنوم خود را برگزار کرد. ویژگی ها و یا فاکتورهای جدیدی که بویژه بعد از روی کار آمدن ترامپ در آمریکا در رابطه با اوضاع سیاسی جهانی و منطقه می توان به آنها اشاره کرد کدام ها هستند؟

صلاح مازوجی: اگر بخواهم بسیار کوتاه به خطوط عمده تغییراتی که در اوضاع جهان در شش، هفت ماه گذشته و بعد از ورود ترامپ به کاخ سفید اتفاق افتاده و در گزارش سیاسی کمیته اجرایی به پلنوم کمیته مرکزی نیز مورد تأکید قرار گرفت اشاره کنم، باید گفت که ادعاها و وعده های ترامپ به بازگرداندن قدر قدرتی و نقش رهبری به آمریکا در مواجهه با واقعییات موجود در جهان بی پایه بودن خود را هر چه بیشتر نشان داده است. چون در دنیای واقع پایان نقش رهبری آمریکا ریشه در افول قدرت اقتصادی آن در برابر قدرت های رقیب جهانی داشت. البته ترامپ و تیم همراهش با آگاهی به همین واقعیت سعی کردند از بازگرداندن قدرت اقتصادی به آمریکا آغاز کنند. تلاش برای خروج از قراردادهای همکاری های اقتصادی منطقه ای و جهانی، تلاش برای ایجاد تعرفه‌های گمرکی و مالیات بر کالاهای غیر آمریکایی و فراهم کردن تسهیلات لازم را برای سرمایه ‌گذاری و رشد اقتصادی در آمریکا، تشدید سیاست مهاجر ستیزانه، تهاجم به سطح دستمزدها، افزایش هزینه نظامی به بهای قطع ابتدایی ترین خدمات اجتماعی به سنگدلانه ترین شکل و کم کردن مالیات سرمایه داران در طرح بودجه سالانه، و در یک کلام تقلا برای محدود کردن تأثیرات جهانی شدن سرمایه بر اقتصاد آمریکا در همین راستا انجام گرفت. حتی زدن زیر تعهدات آمریکا در قبال حفظ محیط زیست به این منظور انجام گرفت، که سرمایه گذاری در صنایع معدنی مانند نفت و زغال سنگ را افزایش دهد. دولت ترامپ حاضر نیست هیچ درجه ای از نرخ رشد اقتصادی را فدای محیط زیست بهتر بکند. بنا به منطق اینها طبیعت و همه نیازها و آرمان های انسانی باید مطلقا تابع بازتولید سرمایه شود. اما این تلاش ها در برابر منافع نهادهای بین المللی سرمایه داری مانند بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی که خود آمریکا در آن نقش مهمی دارد، در برابر نیاز کمپانی های چند ملیتی و کمپانی های صنایع دیجیتال و دیگر شرکای جهانی که منافع همه آنها در گرو گسترش تجارت آزاد است، تاب مقاومت ندارد. در نشست گروه بیست کشور صنعتی جهان همه شرکت کنندگان بر ضرورت تجارت آزاد تاکید کردند. آلمان و ژاپن قراردادهای جدیدی برای گسترش مناسبات اقتصادی امضا کرده اند، چین بی وقفه در صدد است که بازارهای جهانی جدیدی را به تصرف در آورد. با توجه به این وضعیت واقعی و محدودیت های آمریکا در مقابله با ادامه روند رو به افول قدرت اقتصادی است که دولت آمریکا در هیچ نقطه ای از جهان نمی تواند رهبری خود را اعمال کند.

دولت ترامپ برای تحمیل بخش بیشتری از هزینه های ناتو هم پیمانان اروپایی خود را تحت فشار قرار داده، به تحریم های اقتصادی و تهدیدهای نظامی علیه کره شمالی برای ممانعت از گسترش سلاح‌های اتمی آن ابعاد تازه ای بخشیده،‌ جهت تغییر معادله قدرت در برابر روسیه و کنترل مداخله گری رژیم اسلامی ایران در سوریه سیاست جنگی فعالانه تری در پیش گرفته است، در عراق حمایت های نظامی خود از دولت عبادی را افزایش داده، حمایت های نظامی و تسلیحاتی از حکومت عربستان سعودی را از نو برقرار کرده و در افغانستان برای جلوگیری از سقوط دولت دست نشانده اش حضور نیروهایش در این کشور را تمدید کرده است. همه این اقدامات برای ممانعت از بدتر شدن معادله قدرت به زیان آمریکا است. اما ترامپ با ادعاهای بلند پروازانه بازگرداندن قدرت به آمریکا نه تنها نمی تواند نقش رهبری بر جهان را به آمریکا باز گرداند، بلکه نمی تواند مانع روند رو به افول قدرت آمریکا در مناسبات بین المللی گردد.

جهان امروز: در این اوضاع چرا سیاست "رژیم چنچ" یا تغییر رژیم جمهوری اسلامی مسئله روز نیست؟ آیا شما تلاش های آمریکا و متحدینش در همکاری با بخشی از اپوزیسیون راست و ناسیونالیست را در این راستا ارزیابی نمی کنید؟

صلاح مازوجی: بنا به همین واقعیت هایی که مورد اشاره قرار گرفتند دولت آمریکا نمی تواند در مناطق بحرانی جهان به سبک و سیاق گذشته دولت های سرکش و یاغی را از سر راه بردارد. برای نمونه در خاورمیانه و برای کنترل مداخله گری های رژیم اسلامی ایران در کانون های بحران این منطقه و رفع خطراتی که از جانب این رژیم متحدین آمریکا در منطقه را تهدید می کند، دولت ترامپ تلاش کرده است تا با تکیه بر ظرفیت ها و توانایی های متحدین استراتژیکی چون عربستان سعودی، اسرائیل و تا اندازه ای ترکیه و هم پیمانان دیگرش در سطح منطقه دخالتگری های آن را تحت کنترل در آورد. بنیه نظامی حکومت عربستان را تقویت کرده، با حمایت بیشتر از عبادی و تشویق دولت های عربی به عادی سازی مناسبات با دولت عراق، سعی کرده تا حدودی این دولت را از زیر نفوذ رژیم ایران بیرون بیاورد. حضور نظامی فعالانه تر آمریکا در بحران سوریه هم به همین منظور کمک می کند.

از طرف دیگر تحریم سپاه پاسداران و تمدید تحریم های اقتصادی مربوط به گسترش برنامه های موشکی رژیم اسلامی، حضور مک کین سناتور آمریکایی و یا فرستاده دولت عربستان در همایش های سازمان مجاهدین خلق و دیدار هیئتی از مجلس سنا با رهبری این سازمان یا تلاش هایی که از جانب برخی از متحدین منطقه ای آمریکا برای ایجاد نوعی هماهنگی در بین احزاب و نیروهای ناسیونالیست کردستان ایران به عمل می آید، اینها همه بخشی از سیاست تشدید فشارهای کنترل شده دولت آمریکا بر رژیم اسلامی در ایران هستند. تشدید این نوع فشارها هنوز به معنای تغییر استراتژی آمریکا در قبال رژیم اسلامی نیست. دولت ترامپ پروژه ای برای سرنگونی و تغییر رژیم حاکم بر ایران را ندارد. تشدید این فشارها می تواند با این هدف نیز انجام گیرد که در ادامه رژیم اسلامی را پای میز مذاکره بنشاند و محدودیت های بیشتری را در بازی رقابت های منطقه ای به آن تحمیل کند.

بنابراین برخلاف آن بخش از نیروهای جنبش چپ ایران که از سیاست رژیم چنج آمریکا سخن می گویند و یا آن بخش از اپوزیسیون بورژوایی که روی سیاست رژیم چنج آمریکا حساب باز کرده اند، سیاست رژیم چنج در میان نیست. دوران سیاست رژیم چنج آمریکا سپری شده است. اگر در دوره بعد از جنگ سرد آمریکا برای تأمین رهبری خودش بر جهان به نمایش قدرقدرتی نظامی نیاز داشت، اکنون سالها بعد از لشکرکشی به افغانستان و عراق با هزینه های سنگین سیاسی، مالی و تلفات انسانی که برای آمریکا در بر داشتند اوضاع فرق کرده است.

جهان امروز: با توجه به توضیحاتی که دادید کلا رابطه آمریکا و غرب را با جناح اصلاح طلب رژیم چگونه می بینید؟ آیا می شود سیاست رژیم چنچ را امید آنها به استحاله رژیم از کانال این جناح موضوعی جدی ارزیابی کرد؟

صلاح مازوجی: نه سخنان رکس تیلرسون که طی آن تأکید کردند سیاست شان در قبال ایران حمایت از عوامل داخل کشور به منظور انتقال مسالمت آمیز قدرت است و نه طرح تحریم های جدید رژیم اسلامی ایران از جانب مجلس سنا موسوم به طرح "مقابله با اقدامات بی‌ثبات کننده ایران" هیچکدام به معنای سیاست رژیم چنج آمریکا نیست. سخنان وزیر خارجه آمریکا را می توان به معنای ادامه همان حمایت ضمنی از اصلاح طالبان و اعتدال گریان حکومت اسلامی در برابر جناح اصول گرا و سپاه پاسداران برای تغییرات مسالمت آمیز در ساختار قدرت در ایران تلقی کرد، که البته بر خلاف دولت های اروپایی بسیار ناشیانه آن را پیش می برند. در واقع با آمدن ترامپ و قدرت گیری دوباره جمهوری خواهان در اهداف استراتژیک آمریکا در قبال رژیم جمهوری اسلامی تحولی اساسی روی نداده است. آنچه روشن است دولت آمریکا اکنون در موقعیتی نیست که برای مقابله با بلند پروازی های رژیم جمهوری اسلامی در منطقه و دخالت گری های آن یک اجماع بین المللی نظیر آنچه در مقابل برنامه های هسته ای علیه رژیم اسلامی ایران بوجود آورد شکل بدهد. نه اتحادیه اروپا، نه ژاپن و نه چین و ... حاضر نیستند برای تضمین منافع آمریکا و متحدین آن در این منطقه تحریم های اقتصادی و تجاری علیه رژیم اسلامی اعمال کنند. از این رو آمریکا برای تشدید فشارهای خود بر رژیم جمهوری اسلامی اساسا به توانایی ها و ظرفیت هم پیمانان خود در سطح منطقه متکی است.

تمدید بخشی از تحریم های اقتصادی و تشدید فشارهای آمریکا علیه رژیم اسلامی، کمپانی های و سرمایه گذاران کشورهای خارجی را برای سرمایه گذاری در ایران و گسترش مناسبات اقتصادی با این کشور محتاط می کند. و این یک مانع جدی بر سر راه پیشبرد برنامه های اقتصادی نئولیبرالی دولت روحانی است. تشدید این فشارها در همانحال دستاویز و شرایط مناسبی را برای جناح اصول گرا و تثبیت بیشتر موقعیت سپاه در منازعات درونی فراهم می کند و به سپاه پاسداران امکان می دهد که هر چه بیشتر مانند یک دولت موازی دولت روحانی عمل کند.

جهان امروز: در مقابل اوضاعی که نظام جهانی سرمایه داری به اکثریت مردم جهان تحمیل کرده، صدای مقابل را چگونه می بینید؟ به عبارتی دیگر جنبش های اعتراضی و آزادی خواهانه را در چه سطحی ارزیابی می کنید؟ نقطه قوت ها و ضعف های این جنبش ها کدام ها هستند؟

صلاح مازوجی: در برابر اوضاع وخامت باری که نظام طبقاتی حاکم به کارگران و اکثریت ساکنین کره زمین تحمیل کرده است، در برابر تأثیرات پیامد ویرانگر بحران جهانی سرمایه داری بر زندگی محرومان جامعه، شاهد تداوم اعتراضات کارگران و اقشار محروم در گوشه و کنار جهان بویژه در کشورهای پیشرفته سرمایه داری هستیم. بر بستر این اعتراضات علیه برنامه های ریاضت اقتصادی ما شاهد ابراز وجود اجتماعی جریان های چپ در یونان، اسپانیا، آمریکا و بریتانیا و ... بوده و هستیم. این جریان ها اگر چه هویت خود را ضدیت با برنامه های ریاضت اقتصادی تعریف کردند، اما به دلیل ماهیت مواضع و سیاست هایی که داشتند نتوانستند دست به ریشه ببرند و به بسیج طبقه کارگر علیه کمپانی ها و صاحبان سرمایه که پایه مادی پیشبرد برنامه های ریاضت اقتصادی هستند کمک کنند. این جریان ها هر چند از پایه اجتماعی برخوردار بودند اما برای تخفیف برنامه های ریاضت اقتصادی به اصلاحات از بالا از طریق همین پارلمان های بورژوایی که ابزار حاکمیت سرمایه و دور کردن مردم از دخالت در سیاست و اداره جامعه هستند امید بستند. اما همانطور که ترامپ و رشد جریان های دست راستی در اروپا محصول بن بست نئولیبرالیسم و بی آلترناتیوی بورژوازی در مقابله با بحران کنونی هستند، به صحنه آمدن این نوع از جریان های چپ هم از پدیده های این دوران گذار می باشند. تجربه تاکنونی نشان داده است که این نوع جریان های چپ نمی توانند به نیازهای مبارزه طبقاتی در این دوره پاسخ دهند و به حاشیه می روند. تناقض اینجاست، در حالی که شرایط عینی در جهان سرمایه داری تعرض جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر را می طلبد، این جنبش در آستانه صدمین سالگرد انقلاب اکتبر و با گذشت هفده سال از قرن بیست و یکم هنوز خود را از زیر آوار شکست انقلاب اکتبر و ناکامی موج خیزش های انقلابی در قرن بیستم بیرون نکشیده و در پراکندگی بسر می برد. زمینه های عینی و توانایی های بالقوه تعرض سوسیالیستی در بحران سرمایه داری و وضعیت فلاکت باری که به اکثریت ساکنین این کره خاکی تحمیل کرده است نهفته است. گام نهادن در جهت تبدیل این پتانسیل بالقوه به امکانات بالفعل به استراتژی رادیکال سوسیالیستی و حزب اجتماعی کمونیستی نیاز دارد. مهیا کردن این ملزومات و این آمادگی فقط در جریان نبرد روزانه کارگران و با حضور در جنبش های پیشرو اجتماعی که نظام سرمایه داری را به چالش می کشند کسب می شود. با چه باید کرد سوسیالیستی و گرد آوردن ماتریال انسانی موجود در احزاب کمونیستی است که می توان نیاز به گسترش همکاری های انترناسیونالیستی را پاسخ داد و نهادینه کرد. در غیاب این آمادگی همکاری ها و آن همبستگی پر شور مبارزاتی که برای نمونه در برابر گروه بیست کشور صنعتی بر پا گردید نمی تواند نهادینه شود و به سکویی برای تجدید قوا و پیشروی های بعدی تبدیل گردند.

جهان امروز: بگذارید کمی مشخص تر به مواردی در مورد کشورهای منطقه صحبت کنیم. تحولات جدید در عراق که در این مدت با مسائلی از قبیل جنگ با داعش، مسئله کرد، نفوذ ایران بر بخشی از نیروهایش و ... درگیر بوده را چگونه می بینید؟

صلاح مازوجی: عراق طی یک ماه گذشته و بعد از بازپس گیری موصل از داعش شاهد تحولات سیاسی تا حدودی تازه بوده است. جدایی عمار حکیم از مجلس اعلا و اعلام تشکیل جریان حکمت ملی و تلاش برای اینکه بیشتر با هویت ملی و عربی شناخته شود تا مذهبی، آنهم در شرایطی که هفت ماه به انتخابات سراسری عراق باقی مانده، یکی از این تغییرات در صحنه سیاسی عراق است. در همانحال دیدار مقتدی صدر با ایاد علاوی، که خودش را نماینده جریان سکولار معرفی می کند و مورد حمایت عربستان است، و بعد سفر صدر به عربستان سعودی و احتمال نزدیک شدن عبادی به این ائتلافی که عملا دارد شکل می گیرد، همگی اینها نشانه های تعییرات نسبتا جدید در صحنه سیاسی عراق هستند. از آنجا که عراق پس از سقوط صدام و تحت حاکمیت جریان مذهبی شیعه نتوانسه است خطر تجزیه را از سر دور کند. اکنون احساس می شود که تلاش هایی از جانب این نیروها در جریان است که به هویت ناسیونالیسم عربی برای یکپارچه نگاه داشتن عراق پناه ببرند. این طریقی است که می خواهند عرب سنی و شیعه را به هم نزدیک کنند. پیروزی نظامی بر داعش فاکتوری است که به این تلاش دامن زده است. پشت پرده این تلاش ها آمریکا و عربستان قرار دارند و این بخشی از تلاش های آمریکا و متحدین آن برای کنترل دخالت گری های جمهوری اسلامی است.

از سوی دیگر سفر نوری مالکی، معاون رئیس جمهوری و نخست وزیر سابق عراق به روسیه بویژه در شرایطی که آمریکایی ها با بازگشت نوری مالکی به قدرت ضدیت می ورزند و احتمال شکل گرفتن ائتلافی میان مالکی با سپاه بدر و حشد الشعبی که همگی از حمایت رژیم اسلامی ایران برخوردارند تا حدودی این جبهه بندی در صحنه عراق را نشان می دهد. اما این مانورهای سیاسی در بالا بدون آنکه قادر باشند به ابتدایی ترین خواسته های مردم تشنه امنیت و آزادی در عراق پاسخ دهند، نه تنها زمینه عینی تداوم جنگ مذهبی را از بین نمی برد، بلکه بستر مناسبی را برای ادامه حیات داعش فراهم می کند.

البته این تغییرات می تواند کار احزاب حاکم در کردستان را برای انجام رفراندوم و اعلام استقلال با موانع و مشکلات بیشتری روبرو نماید. هر چه زمان می گذرد بیشتر روشن می شود که برای انجام رفراندوم و اعلام استقلال کردستان که حق بی چون و چرای مردم کردستان است تدارک دیده نشده و ملزومات آن فراهم نیامده است. تداوم کارشکنی و فشارهای دولت مرکزی عراق، تهدیدات چند سویه و دسیسه گری های رژیم جمهوری اسلامی که حاضر نیست کردستان مستقل را در جوار مرزهای خود تحمل کند، سیاست دغلکارانه دولت ترکیه در قبال این رفراندوم، مخالفت آمریکا با این روند، عدم خودکفایی اقتصادی و وابستگی به دولت های سرگوبگر هم جوار و همه اینها در شرایطی که مردم کردستان حاکمیت احزاب سیاسی را از خود بیگانه می دانند و برای عبور از دوره دشوار و پر مخاطره ناشی از اعلام استقلال کردستان آماده نشده اند، از شور و شوق مردم برای شرکت در رفراندوم کاسته است. رفراندوم اگر چه مشروعیت و پایه حقوقی را برای استقلال کردستان عراق تأمین می کند، با اینحال بخودی خود نمی تواند چشم انداز روشنی برای خنثی کردن این دسیسه چینی ها و مانع ها و مشکلات که سر راه استقلال کردستان وجود دارند ترسیم نماید.

به رغم اینها حزب دمکرات کردستان عراق کماکان بر برگزاری رفراندوم تأکید می کند و بعد از سفر متیس وزیر دفاع آمریکا به عراق و کردستان و در خواست وی برای به تعویق انداختن رفراندوم همین موضع گیری ادامه دارد، با اینحال هنوز مذاکرات با دولت مرکزی عراق در جریان است و احتمال به تعویق انداختن رفراندوم تحت این فشارها و با گرفتن برخی امتیازات اقتصادی وجود دارد. اینها در حالی است که نیروهای سیاسی حاکم در عراق از هم اکنون این تحریکات را دامن می زنند که هدف اصلی از برگزاری همه ‌پرسی در کردستان عراق، ضمیمه کردن کرکوک با میدان‌های نفتی‌اش و مناطق مورد منازعه به اقلیم کردستان عراق است و با این تحریکات از هم اکنون دشمنی خود را با پیوستن کرکوک و مناطق بینابینی به کردستان مستقل را اعلام کرده اند و برای توطئه گری های بعدی زمینه چینی می کنند.

جهان امروز: دیدارهای هیات های بلند پایه رژیم جمهوری اسلامی با حکومت ترکیه را چگونه می بینید؟ اهداف و توافقات اخیر آنها چه هدف هایی را تعقیب می کند؟ آیا ترکیه با نزدیکی های اخیرش با ایران موقعیت خود را در بین آمریکا و غرب از دست نمی دهد؟

صلاح مازوجی: گزارش ها حاکی از آن است که مذاکرات و توافقات این سفر بیشتر ماهیت نظامی و امنیتی داشته اند. ایجاد محدودیت و مقابله با تحرکات حزب کارگران کردستان، مذاکرات در مورد وضعیت کردستان سوریه، همه پرسی در اقلیم کردستان عراق، وضعیت عراق و آریش نیروهای حشد الشعبی بعد از بازپس گیری موصل از داعش، افزایش ضریب امنیتی مرز ها و... از جمله محورهای مذاکرات بوده اند. نا گفته نماند که قبل از آن هم یک هیئت از دستگاه میت ترکیه از ایران دیدار کرده بود.

"تحولات اخیر در منطقه" و کلا موقعیت در حال گذار خاورمیانه از یک نظم امپریالیستی فروپاشیده که عمدتا تحت رهبری آمریکا شکل گرفته بود به یک نظم منطقه ای جدید، همه قدرت های منطقه ای از جمله رژیم اسلامی و دولت اردوغان را بر آن داشته که از هیچ تقلایی برای سهم بری بیشتر در آینده این منطقه کوتاهی نکنند. دولت های حاکم در ایران و ترکیه حضور نظامی فعالانه تر آمریکا در عراق و سوریه به ویژه پس از روی کار آمدن ترامپ را در راستای زیاده خواهی های خود در منطقه نمی دانند. نگرانی از احتمال تثبیت کانتون های خودگردان در کردستان سوریه، گسترش همکاری های نظامی آمریکا با نیروهای سیاسی حاکم در کردستان سوریه و نگرانی از حضور نیروهای حشد شعبی در برخی از مناطق مرزی عراق با سوریه، دولت ترکیه را بسوی برخی همکاری های موضعی با رژیم اسلامی ایران سوق داده است.

مخالفت حکومت های ایران و ترکیه با رفراندم استقلال کردستان عراق و زمینه چینی برای ممانعت و کارشکنی در انجام آن بخش دیگری از موضوعات مورد مذاکره مقامات امنیتی و نظامی دو طرف بوده است. از نظر جمهوری اسلامی، آنکارا خود سبب شده است کردستان عراق و بطور مشخص حزب دمکرات کردستان عراق بتواند به موقعیتی دست یابد که انجام همه ‌پرسی را در دستور کار قرار دهد. از نظر سران رژیم اسلامی بستن قرادادهای نفتی دولت ترکیه با اربیل علیرغم مخالفت دولت بغداد، مشارکت در آموزش نیروی پیشمرگ و تلاش برای تبدیل آن به یک ارتش، پذیرش مسعود بارزانی در قامت رئیس دولت و اهتزاز پرچم آن در آنکارا و... همه از عوامل کمک کننده به اربیل برای اعلام تاریخ همه‌پرسی بوده اند.

با اینحال دیدار مقامات نظامی و امنیتی رژیم اسلامی با ترکیه یک تغییر استراتژیک در مناسبات این دو حکومت به حساب نمی آید. ترکیه عضو ناتو و هم پیمان استراتژیک آمریکا است، دولت این کشور اگرچه امروز بر سر برخی مسائل منطقه ای با آمریکا و ناتو اختلاف پیدا کرده است، با اینحال به قیمت همکاری های موضعی و تاکتیکی با رژیم اسلامی همکاری ها و منافع استراتژیک خود با آمریکا و اروپا را به مخاطره نمی اندازد. دولت ترکیه با این نوع مناسبات و همکاری های امنیتی با رژیم ایران، تلاش می کند ضمن تأمین منافع خود قدرت چانه زنی با آمریکا و هم پیمانانش در ناتو را هم افزایش دهد. دولت ترکیه البته در سطحی دیگر در مناسبات با داعش هم همین رؤیه را در پیش گرفت.

جهان امروز: به اوضاع ایران بپردازیم. موقعیت کنونی رژیم ایران، تشدید اختلاف های جناح هایش، پاسخ این جناح ها به معضلات جامعه و بحران اقتصادی از یک طرف و تنظیم رابطه اش با روندهای جهانی و منطقه ای را چگونه می بینید؟

صلاح مازوجی: یکی از مهمترین چالش هایی که رژیم جمهوری اسلامی با آن روبرو است همان بحرانی است که اقتصاد سرمایه داری ایران را در بر گرفته است. بر خلاف ادعاهای دولت، اقتصاد ایران با رکود شدید روبرو است. یعنی کالاهایی که تولید می شوند و خدماتی که عرضه می‌ گردند به دلیل فقر و فلاکت اقتصادی و بیکاری گسترده خریدار ندارد. از طرف دیگر سرمایه داری ایران با بحران انباشت سرمایه روبرو است. یعنی بخشی از سود ها و سرمایه هایی که باید برای افزایش سرمایه‌ گذاری‌های آتی اختصاص یابند از سرمایه گذاری در عرصه تولید خارج می شوند و یا راه خروج از ایران را در پیش می گیرند. بسیاری از بانک های ایران در معرض ورشکستگی قرار دارند. در هفته های اخیر، انتشار خبر ورشکستگی موسسات بانکی و اعتباری، موقعیت شکننده اقتصاد ایران را آشکارا نشان می دهد. از سوی دیگر بحران زیست ‌محیطی و بحران کمبود آب و خشکسالی، گسترش حاشیه نشینی، افزایش شمار خانوار هایی که به معضل اعتیاد و دیگر آسیب های اجتماعی گرفتار شده اند، افزایش مرگ و میر در اثر حوادث محیط کار و ناامن بودن جاده ها ابعاد نگران کننده ای پیدا کرده است.

هیچکدام از جناح های حکومتی پاسخی برای کنترل این بحران ها ندارند. در این شرایط ناتوانی در مقابله با این بحران ها، و اختلاف بر سر چگونگی مقابله با بحران ایدئولوژیک رژیم اسلامی و روند رو به گسترش رویگردانی زنان و جوانان از رعایت قوانین اسلامی و بویژه گسترش مقاومت جانانه زنان در مقابل سیاست های زن ستیزانه رژیم که به پهنای ایران در جریان است و چگونگی مقابله با دیگر جنبش های اعتراضی، چگونگی مقابله با تشدید فشارهای دولت آمریکا و متحدین منطقه ای آن، کشمکش جناح های حکومتی را تشدید کرده است.

بعد از نمایش انتخاباتی، حملات بی وقفه علی خامنه ای به شخص حسن روحانی، تهدید وی به گرفتار شدن به سرنوشت بنی صدر، و انتقادات شدید به عملکرد اقتصادی و فرهنگی دولت وی و به دنبال آن رفتارهای تحقیرآمیز فرماندهان سپاه نسبت به رئیس جمهور رژیم بیانگر آن است که دعواها وارد فاز جدیدی شده اند. در مواردی تعارض و تنش های بین ولی فقیه و سپاه با حسن روحانی در میان طرفداران آنان با حدت بیشتری انعکاس پیدا کرده است. این تهدید ها و فضا سازی ها برای تحت فشار قرار دادن روحانی تا چینش کابینه دولت دوازدهم به شدت ادامه پیدا کرد بطوری که اصلاح طلبان حکومتی را نگران کرد. فشارهای سپاه پاسداران و جناح اصول گرا بر روحانی این هدف را دنبال می کرد که روحانی در دور دوم ریاست جمهوری که دغدغه انتخاب شدن برای دور بعدی را ندارد، پا را از دایره ی محدودی که برایش تعیین شده فراتر نبرد. چون آنها تجربه احمدی نژاد را هم دارند.

البته از قبل روشن بود که روحانی و اصلاح طلبان حکومتی با جنگ قدرت و بند و بست در بالای هرم قدرت یعنی در زمین بازی سپاه پاسداران و اصول گرایان حکومتی هیچ شانسی برای پیروزی ندارند. پایگاه اصلی روحانی و اصلاح طلبان حکومتی همان رای دهندگانی هستند که در جریان نمایش های انتخاباتی نیروی خود را نشان می دهند. یعنی بخش هایی از طبقه متوسط و مرفه جامعه که خواهان حفظ وضعیت موجود هستند و اگر تغییراتی را می خواهند، آن را از طریق حمایت از اصلاح طلبان حکومتی و روحانی تعقیب می کنند و یا توده متوهمی که در میان گزینه بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند. اما روشن است که نه روحانی و نه اصلاح طلبان حکومتی جرات بسیج این نیرو و به خیابان آوردن آن را ندارند. چون همانطور که تجربه سال ۱۳۸۸ نشان داد نگران آن هستند که به میدان آوردن آنها مجرایی را باز کند که توده های سرنگونی طلب به میدان بیایند و طوفان خیزش توده ای رژیم اسلامی را با همه جناح هایش جارو کند.

به رغم این توضیحات این نکته را باید مد نظر داشته باشیم، که سپاه پاسداران در راستای استراتژی تضمین بقای نظام اسلامی، نمی خواهد موقعیت اصلاح طلبان و اعتدال گرایان حکومتی زیاده از حدی که لازم است تضعیف شود، از این رو فشارها کاملا کنترل شده هستند. چون اینها بخشی از پایه اجتماعی حکومت هستند و بخش هایی از سرمایه داران بخش خصوصی و طبقه متوسط را به همراه دارند. تشدید این جدال ها در دوره بعد از نمایش انتخاباتی نشان می دهد، که سپاه پاسداران با تکیه بر اهرم های قدرتی که در دست دارد و جهت مواجهه با بحران های همه جانبه ای که رژیم بدان گرفتار است، در نظر دارد در این دوره مانند یک دولت موازی عمل کند.

جهان امروز: در مورد اختلافات رژیم اشاراتی داشتید. همانگونه که واقفیم اقشار متوسط جامعه بخشی از پایه های اجتماعی جناح اصلاح طلب است. در مقابل این مسئله چه باید کرد. چگونه می شود روی این بخش جامعه تاثیر گذاشت که بجای تکیه به جناحی از رژیم و یا ناسیونالیسم ایرانی، به نیروی خود متکی گردد؟

صلاح مازوجی: حاکمیت هر رژیم و طبقه ای که در اقلیت قرار دارد علاوه بر تکیه بر نیروهای سرکوب و دستگاه های فریب فقط هنگامی تداوم می یابد که این اقلیت بتواند همراهی یا حداقل بی طرفی قشرهایی را به دست آورد که پیوند مستقیم و بلاواسطه ای با تحول انقلابی در جامعه ندارند. این امر بویژه در مورد حکومت  های سرمایه داری صادق است. در ایران تغییر و تحولات سرمایه داری ایران در دو دهه گذشته، گسترش کارگاه های کوچک، مغازه ها و فروشگاه های زنجیره ای، عریض و طویل تر شدن دستگاه های اداری چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی و برآمدن یک قشر وسیع تکنوکرات، وجود طیف بسیار گسترده ای از مدیران بلند مرتبه و اشرافیت اداری که از امتیازات و اقتدار سازمانی در این نهادها برخوردارند، به اقشار گسترده ای از خرده بورژوازی مرفه و طبقه متوسط شکل داده که رژیم اسلامی روی همراهی آنها حساب می کند. رژیم بخشی از حاکمیت خود را بوسیله همین قشر تکنوکرات و مدیران بلند مرتبه و اشرافیت اداری که از امتیازات دولتی برخوردارند اعمال می کند. این اقشار منافعی را نمایندگی می کنند که حتی در ظاهر هم نمی تواند بیان منافع عینی عموم جامعه باشد. در جریان بحران های سیاسی که منافع اقتصادی این اقشار به مخاطره می افتد و همراهی آنها با دستگاه حاکمیت متزلزل می گردد، دستگاه حاکمیت نیز بشدت متزلزل و ضربه پذیر می گردد. رفتار و سمت گیری این اقشار به موقعیت عینی و ذهنی دو طبقه اصلی در جامعه یعنی طبقه سرمایه دار و طبقه کارگر بستگی دارد. این نیروها را نمی توان با کار تبلیغی و روشنگرانه جلب جبهه انقلاب کرد. طبقه کارگر تنها در صورتی که بتواند نیروی اجتماعی خود را بطور سازمانیافته به صحنه مبارزه سیاسی بیاورد، حمایت جنبش های پیشرو اجتماعی را جلب کرده باشد و در نقش رهبری جامعه ظاهر شود قادر خواهد شد بر سمتگیری این اقشار جامعه تأثیر بگذارد. البته شناخت درست از اوضاع سیاسی و شرایط مبارزه طبقاتی که طبقه کارگر بر متن آن نبرد خود را پیش می برد و اتخاذ سیاست و تاکتیک های درست و بموقع عامل مهمی در سمتگیری سیاسی اقشار خرده بورژوازی مرفه جامعه است. روند انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ درستی این امر را به نحو برجسته ای نشان می دهد. شعارهای صلح، حق تعیین سرونشت ملیت ها و راه حل رادیکال مسئله ارضی، در لحضه ای سرنوشت ساز قشرهای گسترده ای از مردم روسیه را که خودبخود متزلزل بودند به سپاهی کارساز برای انقلاب بدل ساختند و تمام دستگاه قدرت ضد انقلابی را متزلزل و متلاشی کردند.

جهان امروز: مایلم تاکید بیشتری روی جنبش کارگری که در این دوره با تحولاتی از قبیل مبارزه بر علیه لایحه پیشنهادی دولت انتخاباتی روحانی به مجلس در رابطه با اصلاح قانون کار، وعده های دروغین انتخاباتی، تحمیل فشار و بگیر و به بند بیشتر فعالین کارگری و ... روبرو بوده است توضیحات بیشتری بدهید؟ در رابطه با این اوضاع چگونه باید به مقابله پرداخت؟

صلاح مازوجی: همانطور که در جریان هستید، معاون وزیر کار رژیم اسلامی در اواخر تیر ماه از بازگرداندن لایحه "اصلاح قانون کار" از جانب مجلس شورای اسلامی به دولت، خبر داد. استرداد "لایحه اصلاح قانون کار" از مجلس به دولت، سرآغاز پروسه  ای تازه برای تغییر قانون کار است. معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد که این لایحه به هیئت سه جانبه ای مرکب از نمایندگان دولت، نمایندگانی از کارفرمایان بخش خصوصی و نمایندگان تشکل های کارگری وابسته به دولت داده می شود تا با بررسی های باصطلاح کارشناسانه و با رعایت نظرات این شرکای اجتماعی جهت تصویب و تبدیل شدن آن به یک لایحه قانونی آماده گردد. با این صحبت ها روشن است که تغییر قانون کار در راستای تأمین منافع بیشتر کارفرمایان بخش خصوصی و دولتی همچنان در دستور کار است. در این رابطه لازم است همراه با فعالین کارگری گوش به زنگ باشیم. یکی از شگردهای رژیم می تواند این باشد که تغییرات مورد نظر در قانون کار را ماده به ماده از تصویب وزارت کار بگذراند و به آنها جنبه قانونی بدهد. برای نمونه "طرح کارورزی" که در اوایل خرداد ماه سال جاری از جانب دولت حسن روحانی رونمایی شد، در واقع ادامه همان "لایحه اصلاح قاون کار" و "طرح استاد – شاگردی" است که توسط دولت احمدی نژاد در سال ۱۳۸۶ ارائه گردید و فقط فرم آن عوض شده است. دولت روحانی با اجرایی کردن این طرح می خواهد نیروی کار فارغ التحصیلان جویای کار را با قیمت یک سوم حداقل دستمزد رسمی در اختیار کارفرمیان بخش خصوصی و دولتی قرار دهد. هدف این طرح اشتغال زایی نیست، بلکه ارزان تر سازی نیروی کار است. دولت با اجرای طرح کارورزی فارغ التحصیلان جویای کار را کف بسته و بدون آنکه حق چانه زنی داشته باشند در اختیار کارفرمایان قرار می دهد. طرح کارورزی در عالم واقع تغییر بند "ب" ماده ۱۱۲ از فصل پنجم قانون کار است که مطابق آن افراد بالای ١٨ سال کارآموز تلقی نمی شوند و باید مزد کامل دریافت کنند. این طرح همچنین با بند "الف" ماده ١١٣ قانون کار که دوره کارآموزی را جزء سابقه کارآموز می‌داند، مغایرت دارد و با بند ج ماده ١١٣ قانون کار که مزایای غیرنقدی و سایر مزایای دیگری را برای کارآموز در دوره کارآموزی در نظر می‌گیرد در تناقض قرار دارد. اما با وجود تحمیل این بی حقوقی های آشکار و به رغم ادامه بگیر و ببند فعالین جنبش کارگری و معلمان مبارز روند رو به گسترش مبارزات کارگران و معلمان ادامه داشته است. در همین دو، سه ماهه بعد از نمایش انتخاباتی ما شاهد ده ها مورد اعتصاب و اعتراض بزرگ کارگری بوده ایم. آگاهی کارگران با تکیه بر تجارب مبارزاتی خودشان و با توجه نقش فعالین کارگری به جایی رسیده که برای وعده و وعیدهای دولت ارزشی قائل نیستند.

کانون اصلی مبارزات کارگران کارخانه ها و مراکز تولیدی هستند که بیشتر از 50 کارگر در آنها کار می کنند و بویژه آن کارخانه ها و مراکز تولیدی هستند که صدها کارگر در آنها مشغول کار هستند. یعنی فشار پیامد مبارزات و اعتصابات کارگری عمدتا روی دوش این بخش از کارگران است. پتروشیمی ها، صنایع شیمیایی، صنایع فولاد، صنایع اتوموبیل سازی و حمل‌ ونقل، صنایع غذایی، بازنشستگان و معلمان از جمله ی مراکز مهم این اعتراضات هستند. در واقع این بخش از كارگران که مرکز توجه فعالین كارگرى را تشكیل مى‌دهند، هدف عمده‌ى دستگاه‌هاى ایدئولوژیك و سركوبگر رژیم نیز هستند. در این دوره تلاش برای سراسری شدن مبارزات جاری کارگران این اهمیت را نیز دارد که میلیون ها کارگری را که در کارگاه های کمتر از ۱۰ نفر کار می کنند و یا بیکار هستند را جلب مبارزات بخش های دیگر طبقه کارگر می کند.

یکی از مهم ترین نقش هایی که وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی در برابر خود قرار داده، عبارت از هدایت نارضایتی های کارگری به مجرای تشکل های ضد کارگری و زرد دولتی در خدمت چانه زنی بر سر خواسته های صنفی کارگران شاغل در چهار چوب تنگ قوانین حکومتی می باشد.

با توجه به اینکه جنبش کارگری ایران در شرایط کنونی از ستون های اصلی پیشروی خود مانند تشکل های توده ای و طبقاتی مستقل از دولت و تحزب یابی فعالان و رهبران خود محروم است، دامن زدن به اعتراضات جاری و جنبش مطالباتی کارگران از طریق دخالت در این مبارزات و افشای پیگیر سیاست ها و تضییقاتی که توسط کارفرمایان و دولت علیه بخش های مختلف طبقه کارگر اعمال می شود و انعکاس گسترده اخبار اعتصابات و مبارزات کارگری همچنان از اهمیت برخوردار است. اگر ما در جهت گیری های تبلیغی حزب تا این اندازه بر اهمیت مبارزات جاری کارگران تأکید می کنیم و این مبارزات را تنها با معیار خواسته های بلاواسطه و صنفی ای که کارگران در یک مبارزه معین مطرح می کنند نمی سنجیم، بلکه برای هر تک مبارزه ای که کارگران برای دریافت دستمزدهای های معوقه و یا خواسته های ولو جزئی برپا می کنند اهمیت قائل هستیم، اساسا به خاطر نقشی است که این مبارزات در رشد آگاهی طبقاتی و تکامل مبارزات و تشکل یابی کارگران دارند.

جهان امروز: تاکنون به مناسبت های مختلف در مورد اولویت های حزب کمونیست ایران صحبت کرده ایم. خواستم ببینم با توجه به نکاتی که در مورد اوضاع سیاسی ایران مطرح کردید در تبلیغات سیاسی این دوره به چه نکاتی باید توجه شود؟

صلاح مازوجی: ما همواره بر تقویت و ارتقاء خصلت سوسیالیستی فعالیت حزب در زمینه تبلیغ و ترویج و کار آگاهگرانه تأکید کرده ایم. تبلیغات ما نباید به تبلیغات ضد رژیمی محدود بماند، بلکه بایستی ماهیت طبقاتی نظام سرمایه داری و درعین حال امکان گذرکردن از این نظام و زمینه های عینی برپایی یک جامعۀ سوسیالیستی را به روشنی و به طور مستمر به کارگران نشان دهد. بایستی به طور مداوم به نقد آراء و افکار و سیاست هایی بپردازد که طبقه کارگر را از شناخت ریشه ای این نظام طبقاتی و از شناخت نقش تعیین کننده ی این طبقه برای دگرگونی مناسبات تولیدی موجود و از آگاهی به امکان پذیری استقرار سوسیالیسم باز میدارد.

اما تا جایی که به پاسخ مشخص این سئوال مربوط می شود، با توجه به نکاتی که در مورد تداوم و تشدید کشمکش جناح های حکومتی و تشدید فشارهای دولت آمریکا و متحدین منطقه ای آن بر رژیم اسلامی مورد اشاره قرار گرفتند، یکی از مهمترین وظایف ما این است، که نگذاریم کارگران و مردم زحمتکش و محروم جامعه برای رسیدن به خواسته هایشان به هیچ کدام از جناح های حکومتی امید ببندند. نظر به نقش رسانه های وابسته به اصلاح طلبان حکومتی و نفوذی که این جریان در میان اساتید دانشگاه ها و طیف نسبتا وسیعی از فرهنگیان و به اصلاح روشنفکران جامعه دارند، نباید این خطر را دست کم گرفت. نباید گذاشت هیچ درجه از فشار آمریکا و متحدین منطقه ای آن علیه رژیم باعث شود که مردم به دام ناسیونالیسم ایرانی بیفتند و در مبارزه برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی به احتیاط و محافظه کاری روی بیاورند. اگر داعش با حمایت عربستان سعودی در تهران مردم بی دفاع را طعمه جنایت خود می کند، برای پایان دادن به این نوع نگرانی ها باید مبارزه برای فراهم کردن ملزومات سرنگونی انقلابی رژیم را تشدید کرد، چون همه این نوع خطرات و نگرانی ها محصول سیاست ها و تداوم حاکمیت همین رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی هستند. در همانحال نباید گذاشت که مردم به دخالت قدرت های خارجی دل ببندند. باید ماهیت سرمایه دارانه و ارتجاعی نزاع رژیم با آمریکا و حکومت های ارتجاعی منطقه و بی ربطی این کشمکش ها با منافع مردم منطقه را روشن ساخت. رمز رهایی از چنگال رژیم سرمایه داری اسلامی و از دام این کشمکش های ارتجاعی در این نهفته است که کارگران و مردم رنجدیده ایران در هر شرایطی به نیروی تحول بخش خود تکیه کنند.



ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address