ارسال

اعتراضات پرستاران و متحد آنان در مبارزه

شهرام امانتی

به دنبال دست اندازی در مفاد تفاهم نامه ای از طرف دولت که به تفاهم نامه اصفهان معروف است موجب آن گردید تا اعتراضاتی در میان پرستاران صورت گیرد که پس از مدتی دانشجویان رشته پرستاری نیز به این اعتراضات پیوستند و اعتراضاتی را در برخی از دانشگاه ها ترتیب دادند.

تفاهم نامه اصفهان که دو سال قبل از سوی وزارت بهداشت ارائه گردیده بود دستورالعملی را تصویب نموده بود که به موجب آن ظرفیت بیمارستان ها را برای پذیرش بیماران افزایش داده و چون کمبود قابل ملاحظه ای در نیروی پرستار از لحاظ کمیت وجود داشته و همچنین رابطه عرضه و تقاضا در بیمارستان ها توازن نداشته که به دلیل کمبود پرستار بوده پس بیمارستان های بیشتری را در سطح ایران آموزشی نموده تا این کمبود نیرو در مراکز درمانی جبران گردد.اما در ابلاغیه ای که 23 اردیبهشت ماه امسال اعلام گردید دولت طرحی را تحت عنوان "پرستار بیمارستان " مطرح کرد طبق این ابلاغیه ، وزارت بهداشت بیمارستان ها را جهت کار و آموزش نیروی تازه محور قرار داده است یعنی روانه نمودن نیروی کارورزی دیده با آموزش در بیمارستان ها به بازار کار.

بازتاب ابلاغیه ای که به آن اشاره شد موجب شد تا اعتراضاتی کتبی از سوی نهادهای پرستاری به وزارت بهداشت و درمان ارسال گردد چون این شکایات کتبی موثر واقع نگردید اعتراضات به تحصن در مقابل وزارتخانه بهداشت و درمان یا بیمارستان ها و محوطه دانشگاهها کشیده شود.

باید دید که آیا هدف دولت به واقع پایین آوردن بحران بیکاری است ؟ آیا هدف دولت ارایه خدمات مطلوب به بیماران و مددجویان است ؟

اهداف دولت برای به اجرا در آوردن این طرح هیچیک از موارد بالا نیست.اگر هدف دولت پایین آوردن سطح بیکاری در میان پرستاران است بنا به داده های آماری متفاوت که از سوی خود دولت اعلام گردیده در حال حاضر مابین 10 تا 24 هزار فارغ التحصیل بیکار در سطح کشو است که هر ساله نیز از هر چند هزار پرستاری که فارغ التحصیل میگردند فقط 30 تا 50 درصد آنها تحت استخدام موقتی و پیمانی در آمده و مابقی به صف بیکاران می پیوندند.

تغییر در تعاهد نامه اصفهان و ابلاغیه تازه وزارت بهداشت در موازات با همان طرح کارورزی دولت می باشد که هدف آن بدست آوردن نیروی کار ارزان قیمت ،با بهره گیری از این نیروی کار ارزان درآمد کلانی را از مراکز درمانی با پذیرش بی حد وحصر مددجو و بیماران به جیب زده و در نهایت صاحب پرستارانی غیرمعترض گردیده که بدلیل ترس از بیکاری مجدد قدرت هرگونه اعتراضی از آنها سلب گردیده است.

سرمایه داری دولتی ایران طراح اصلی این پروژه است اما این طرح همچنین پیشنهادکننده هایی نیز برای به اجرا در آمدن به دولت داشته است و این پیشنهاد دهندگان سهامداران بخش خصوصی هستند که دولت را تشویق به انجام آن نموده اند. هرچند تصمیم گیرندگان بخش خصوصی در عرصه سرمایه گذاری خصوصی سهم آنها 7% هست و منافع مشترک آنها با منافع دولت سرمایه داری ایران ،بخش خصوصی در بین سازمان نظام پزشکی و رانت های وابسته به جناحهای دولتی که بافت آن را تشکیل داده و به وسیله این رانت ها می توانند دولت را دو چندان برای به اجرا در آوردن این طرح تشویق نموده تا کلان سود خود را به آسانی از نیروی کار ارزان بدست آورد.

اهداف اینگونه طرحها برای هر دو بخش سرمایه،چه دولتی وچه خصوصی آنگونه که مسئولان رژیم اعلام نموده اند راه حلی برای بحران بیکاری و کاهش آماری فارغ از تحصیلان بیکار است و باز بر طبق آمار ارایه گردیده توسط منابع دولتی تا سال 1400 شمسی حدود 11.5 میلیون فارغ التحصیل بیکار در کشور است که پرستاران نیز شامل این انبوه بیکاران خواهند بود .پس اینگونه طرح ها نمی توانند باعث رفع بحران بیکاری گردند .

در این میان پرستاران برای مطالبات خود چه باید کنند ؟ .پرستاران نیز باید درک نمایند که آنها نیز نیروی کاری هستند که به ازا کارشان دستمزد دریافت می کنند.با دسته بندی های به ظاهر اجتماعی که برخی از مصلحین نظام اسلامی _بورژوازی بنام طبقه متوسط یا قشر نیمه مرفه سعی دارند تا در میان طبقه کارگر گسست ایجاد نمایند و مبارزات آنها را بصورت پراکنده و مقطعی نگاهداشته تا آنان با خیالی آسوده به حاکمیت ننگین خود تداوم بخشند.

متحد پرستاران ایران جنبش کارگری ایران است و در سایه این همبستگی و همصدایی است که میتوان سد راه اجرای احکام غیرانسانی رژیم گردید.نیروی کار ارزانی نیز که اکنون طعمه رژیم اسلامی شده تا آنها را چه بعنوان طرح کارورزی یا طرح پرستار بیمارستانی و یا طرح هایی اینچنینی در آینده ،روانه بازار گرداند،این نیروی کار ارزان نیز خود قربانیان سیستم فاسد نظام سرمایه داری حاکم بر ایران هستند که برای فرار از بیکاری و سختی معیشت مجبورند تا تن به چنین طرح های استثمارکننده ای دهند ،با اینان نیز باید متحد گردید.

تنها با حضور در میدان و آتحاد طبقاتی و مبارزاتی است که میتوان رژیم را به عقب نشاند. در پایان باید اشاره ای نیز به سازمان نظام پرستاری داشت.این سازمان خود محصول دوره ای از مبارزات پرستاران ایران است در دهه 70 شمسی که پرستاران پیشرو خواستار برپایی شورای پرستاری بودند اما عوامل رژیم با فریب و وعده سازمان نظام پرستاری را تحمیل نمودند که چگونگی شکل گیری آن در این موضوع مد نظر نیست. این سازمان نیز با سیاست های دولت هماهنگ بوده و همانگونه که وزارت بهداشت اعلام کرده بود ابلاغیه با مشورت با سازمان نظام پرستاری نوشته شده بود.سازمان نظام پرستاری همیشه کوشیده تا اعتراضات پرستاران را به فاز اداری برده و حق آنان را ضایع نماید.

پرستاران باید تنها به نیروی خود متکی باشند نه به سازمان نظام پرستاری یا دفاتر نمایندگان ولی فقیه،ولی فقیهانی که مردم دست تنگ و ندار را برای شفا روانه امام رضا در مشهد کرده و خود برای درمان به بیمارستان های لندن می روند. بدون شک تنها راه برای بدست آوری برابری و آزادی ،سرنگونی رژیم اسلامی می باشد و پرستاران نیز باید با متحد واقعی خود یعنی در جنبش کارگری ایران همگام با طبقه کارگر و همرزمان خود برای محو این سیستم ظالمانه به پیش گام بردارند.




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result