ارسال

ان جی اُ ها و شیفتگان جامعه ی مدنی در ایران

جهان امروز

جامعه ی مدنی، جامعه ی بورژوایی است. جامعه ی کارگران، جامعه ی سوسیالیستی است.

در دهه 1980 میلادی با پایان اعلام نظم نوین جهانی از سوی سرمایه جانی، نو لیبرالیسم به سان ایدئولوژی این روند به گسترش ابزار مناسبات حاکم پرداخت، و آن جی اُ ها به سان طرحی نو در جهان گردانی سرمایه دستور یافت. نگارنده این نوشتار، برای نخستین بار در سال ۱۳۷۷یعنی 19 سال پیش، این در همان کلنگ آغازین این پروژه در ایران، در نوشتارها و گفتگوهای تحلیلی با بازتاب در رسانه به ویژه در ماهنامه جنس دوم، آن را مورد نقدی کوبنده قرارداد. مدافعینی از جمله در آمریکا در شمار کاظم علمداری و نیره توحیدی از دانشگاهی در آمریکا با رویکرد به خاتمیسم، با هراساندن ناشر ماهنامه که «بار دیگر نارنجک اندازان به میدان آمده‌اند»! مانع ادامه نشر و بازتاب گسترده نقد ان جی اُ ها شدند. ایدئولوژی نولیبرالیسم، بر ضرورت افزایش «سازمان های غیردولتی» پافشاری کرد و تشکیل ان جی اُها به‌سان نمادی از جامعه‌ مدنی،با پشتیبانی سازمان ملل، نیز به سان ابزار سرمایه، در دستور کار قرار داد.(1) دفتر عمران سازمان ملل، در سال 1993 ابزار پنج گانه برای رسیدن به توسعه انسانی را دموکراسی، اقتصاد بازار آزاد، خصوصی سازی، اطلاع رسانی و سازمان های غیردولتی اعلام کرد. در سال ۱۹۹۳، دفتر برنامه عمران سازمان ملل UNDP، ابزار های لازم برای دستیابی به توسعه انسانی را جامعه ی مدنی یا دموكراسی، اقتصاد بازار آزاد، خصوصی سازی، اطلاع رسانی و سازمان های غير دولتي اعلام کرد. این دفتر و دیگر ارگان های وابسته به سازمان ملل خواستار آن شدند که دولت های عضو با به کارگیری این ابزار به اهداف استثمارگرانه و برنامه ریزی شده‌ی خویش دست یابند. سازمان ملل متحد و ارگان های وابسته به آن به سان نهادهای دولتهای سرمایه‌داری، و همچنین بنیادهای بین‌المللی وابسته، با تمام توان ماموریت یافتند تا پروژه جامعه مدنی به ویژه ان جی اُ ها را از نظر اقتصادی و سیاسی، پشتیبانی و مدیریت کند. اهمیت تشکیل «سازمان هاي غير دولتی» برای سرمایه جهانی تا آن جا است كه سده ی بيست و يكم را سده ی «سازمان های غير دولتی» خوانده‌اند. در این میان یکی دیگر از سازمان های به ظاهر «غیر دولتی» ایرانی که از دولت سوئد تقاضای کمک مالی نموده، «مرکز توانمند سازی سازمان‌های جامعه مدنی ایران»(2) یکی از سازمان های وابسته به حکومت اسلامی است که به منظور حمایت، آموزش و ارتقای کیفی «سازمان های غیر دولتی» مطلوب رژیم و ظاهرا در راستای اجرای دستور العمل‌های سازمان ملل برای رشد و توسعه سازمان‌های غیر دولتی و جامعه مدنی تشکیل یافته است.

نقش نهادِ جامعه ی مدنی

هدف اولیه این نهاد هدایت «سازمان‌های غیردولتی» به مسیر از پیش تعیین شده دولتی است. بنا به گزارش روزنامه آفتاب وابسته به باند اصلاح طلبان حکومتی:

«این مرکز با هدف افزایش توانایی عملیاتی سازمانهای جامعه مدنی با بهبود دسترسی آنها به منابع اطلاعات و دانش فنی و فراهم ساختن منابع انسانی و ظرفیت سازی مدیریتی و ایجاد بستر و زمینه های لازم برای تبادل تجربیات سازمانهای جامعه مدنی در داخل کشور و سایر کشورها و توانمندسازی سازمانهای جامعه مدنی با هدف افزایش این سازمانها در توسعه پایدار فعالیت خود را پی می گیرد. این مرکز از تاریخ April 2005در مرحله پایداری با همکاری سازمان دفاع از قربانیان خشونت (3) [در پوشش «سازمان غیردولتی» اما وابسته به وزارت اطلاعات]، نقشی فعال در عرصه‌های داخلی و بین المللی با موضوع حقوق بشردارد، بار دیگر[درپوشش ] طرح توانمندسازی سازمانهای جامعه مدنی ایران در محورهای زیر آغاز نمود:

- برگزاری دوره‌های آموزشی و توانمندسازی سازمانهای جامعه مدنی به شکل مجازی و کارگاه های آموزشی .

- فراهم نمودن امکان دسترسی سازمانهای جامعه مدنی به اطلاعات و ارتباطات از طریق راه اندازی کافی نت ، سایت و خبرنامه الکترونیکی سازمانهای غیردولتی به دو زبان فارسی و انگلیسی .

- تقویت روابط بین الملل در سازمانهای جامعه مدنی و برگزاری کنگره ملی و جشنواره نشریات سازمانهای غیردولتی...» (4)

سهراب رزاقی مدیرکل دفتر تحقیقات سیاسی وزارت کشور و از نزدیکان سعید حجاریان بنیانگزار وزارت اطلاعات و سازمانده ونفرنخست اتاق فکر باند خاتمی و دوم خردادی هاست. رزاقی عضو هیئت مؤسس جبهه مشارکت اسلامی اداره این تشکیلات «غیردولتی» را به‌عهده دارد! دبیر اجرایی این مرکز سعید نوری نشاط از همکاران وزارت اطلاعات است. نام این مرکز بنا به سیاست های برون مرزی رژیم به «مرکز مطالعات و آموزش سازمان های جامعه مدنی ایران» تغییر کرد). 5) تا مانند پستانک کودکان شیرخوار در دهان بسیاری بچرخد. و غمبار آنکه ورد زبان برخی افراد درون گرایش های چپ و سوسیالیست نیز شده است و در نوشتارها و گفتارهایشان بدون آشنایی و آگاهی از اختراح و اهداف «جامعه مدنی» که تاریخی به دیرینگی انقلاب ضد فئودالیستی 1789 فرانسه دارد، و ستون ماندگاری سرمایه‌داری بوده‌اند، هنوز در ایران تکرار می کنند.

مرکز توانمند سازی مناسبات سرمایه داری در ایران

ارگان این مرکز که سردبیری آن را سهراب رزاقی و بخش انگلیسی آن را سعید نوری نشاط به عهده داشتند، داوطلب (والنتیر) نام گرفت. سعید نوری نشاط سالها مدیر عامل خانه فرهنگ و توسعه پایدار، مدرس مرکز کارورزی سازمان‌های غیردولتی و مسئول روابط بین الملل مرکز مطالعات و تحقیقات زنان، (دارای نقش مشورتی سازمان ملل)، نماینده سازمان دفاع از قربانیان خشونت (دارای نقش مشورتی سازمان ملل) در اجلاس های بین المللی و سردبیر نشریه مدافعین Defender نشریه فارسی و انگلیسی این سازمان و هماهنگ کننده همايش سراسرِي نمايندگان تشکلهاي غيردولتي ايران نیز می باشد. سعید نوری نشاط کارگشای چند مصرفه ای است برای پیش برد سیاست های حکومت اسلامی و نیز در «سازمان‌های غیر دولتی».

مرکز توانمندسازی ... در دو بخش داخلی و خارجی، سیاست های رژیم را پیش می برد. در آغاز دهه ۸۰ شمسی، گفت و گوهای سه جانبه‌ای بین دفتر برنامه عمران سازمان ملل متحدUNDP ، دولت اسلامی سرمایه در ایران و سازمان های جامعه مدنی شکل گرفت. این مرکز در هفدهم تیرماه ۸۱ با سخنان «شو» معاون ریاست برنامه عمران ملل متحد در تهران بنیانگزاری خود را با شرکت عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی، زهرا شجاعی رئیس مرکز مشارکت زنان ریاست جمهوری، فخرالسادات محتشمی پور مدیر کل بانوان وزارت کشور، زهرا اشراقی مشاور معاون اجتماعی وزارت کشور و شماری از کارگزاران بالای حکومتی جشن گرفت.

بودجه مالی این مرکز «غیردولتی به وسیله ی برنامه عمران سازمان ملل و دولت جمهوری اسلامی برآورده می شود. رزاقی با مدیریت این پروژه با چهار کارگاه آموزشی آغاز به کار کرد. اولین کارگاه برای «چگونگی دریافت مقام مشورتی از شورای اقتصادی اجتماعی ملل متحد» در تاریخ ۲۶ و ۲۷ تیر ۱۳۸۱ در تهران برگزار شد. نشریه داو طلب شماره ۲مرداد ۸۱) ارگان این بنیاد فریب) به آشکار از زبان سعید نوری نشاط برملا می سازد: «کسب مقام مشورتی سازمان ملل توسط سازمانهای غیر دولتی، موجب اعتبار و افزایش موقعیت چانه زنی توسط این سازمان ها در سطح بین المللی خواهد شد. این «مرکز توانمند سازی» رژیم، در کارگاه دوم و سوم (مرداد ماه ۱۳۸۱) به آموزش شیوه جذب کمک مالی و پروژه نویسی برای کسب کمک های مالی پرداختند. شرکت کنندگان در این کارگاه های آموزشی که بین ۲۵ تا ۳۰ نفر بودند، تا از تجربیات کارگزاران، دیپلمات ها و سیاست بازان دغل باز حکومتی در بازار سرمایه درس آموزی کنند.

از جمله اساتید این دوره‌ی « پول سازی» بزرگمهر زیاران و جواد امین منصور مدیر کل و معاون امور اقتصادی و بین الملل وزارت امور خارجه بودند(6) بزرگمهر زیاران سفیر سابق دولت جمهوری اسلامی در ژنو، خود از فاسدهای حکومتی و ناقض حقوق بشر و مدافع جنایت های رژیم در نشست های سازمان ملل در ژنو بوده است.

ان جی اُ ها وظیفه مند هموار سازی، ادغام ونرمالیزه کردن راه جهانی سازی به ویژه در خاورمیانه و ایران اسلامی بودند. به این هدف باید دیدگاه حاکم بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ همساز باشد. در ایران، تا نیمه نخست سالهای خورشیدی1370 بیشترین سازمانهای دولتی از نهادهای خیریه و مذهبی بودند که با کلید خوردن پروژه دولت دو خردادی‌ها، این روند به سود سازمانهای غیردولتی «جامعه مدنی» و قابل کنترل با معیاری اسلامی چرخش داده شد. بنا به آمار وزارت کشور، در سال 1379 دارای 250 سازمان غیردولتی زنانه بودیم که برخی ثبت شده و برخی بدون ثبت فعالیت می کردند و از این شمار، 70درصد انجمن های خیریه بودند. در سال 1380 بیش از 590 سازمان وجود داشت که نسبت سازمان های غیر مذهبی افزایش یافته بود. در سال 1380 نزدیک به 140 سازمان به این جمله اضافه شدند که 45درصد فرهنگی، 21درصد اجتماعی و 16درصد خیریه بودند. در دولت خاتمی به‌یاری عناصری از قماش نشاط و رزاقی‌ها، بیش از 37000 سازمان غیر دولتی ثبت شده گزراش شد، که 17000 مورد از نیروی انتظامی، 2000 مورد از «سازمان ملی جوانان»، 1700 مورد از مرکز آموزش عالی و صدها مورد نیز از «مرکز امور مشارکت زنان» مجوز گرفته اند. رئیس مرکز امور مشارکت زنان، رشد سازمان های غیردولتی زنان را در سال های گذشته 318درصد اعلام کرده است. این روند با تلاش «کنشگران داوطلب،‌مرکز مطالعات و آموزش،‌سازمان‌های جامعه مدنی» به رهبری سهراب رزاقی و نشاط فاطمه شعبانی، موسس «شورای مرکزی شبکه ارتباطی سازمانهای غیر دولتی زنان» و امید معماریان ها، شدت تازه ای نمی یابد.(7)

وظیفه ان جی اُ ها در رقابت اقتصادی -سیاسی بین جناح باند دوم خردادی‌ها و مصلحت طلبان حکومتی در برابر سران سپاه و اطلاعاتی ها در بیان فشرده رزاقی آشکار است:«متاسفانه ضعف جامعه مدنی و بخش خصوصی در ایران باعث شده نظامیان وارد این عرصه شوند.یکی از شاخص‌هایی که در آینده برمبنای آن می‌توان گفت جامعه مدنی در ایران قوی و قدرتمند شده، این است که جامعه مدنی بتواند نظامیان را دوباره به پادگان‌ها برگرداند. یعنی به همان وظایف و نقش اصلی‌ایی که نظامیان باید بر عهده داشته باشند.»(با رادیو دویچه وله‌ی فارسی آلمان، جامعه مدنی باید بتواند نظامیان را به پادگان‌ها برگرداند • مصاحبه دکتر سهراب رزاقی، فعال جامعه مدنی)

این استاد سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، مدیریت سازمان چتری ان جی اُ ها را زیر نام «کنشگران داوطلب» در ایران بر عهده داشت که با روی‌کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد، برکنار شد و دفتر وی از سوی نهادهای امنیتی پلمب و رزاقی برای کوتاه مدت بازداشت و راهی هلند گردید تا مجالی دوباره یابد و به ماموریت خود بازگردد. برای شیفتگان جامعه مدنی، در ایران است که می‌گوید: «درشرایط کنونی ما می‌توانیم حداقل از ۹ روایت و قرائت از جامعه مدنی در عرصه تئوریک سخن بگوییم. اما برای شروع گفت‌وگو می‌توان یک تعریف کلی از جامعه مدنی ارائه داد: جامعه مدنی عرصه‌ای از جامعه است که در آن جنبش‌ها، گروهها و نیروهای اجتماعی مستقل، داوطلبانه و خود- سازمان‌یافته برای تحدید قدرت سیاسی، دفاع از حقوق‌بشر، حقوق شهروندان، توسعه، دموکراسی، و دفاع از حقوق صنفی‌شان فعالیت می‌کنند.مانند سازمان‌های غیردولتی، موسسات و سازمان‌های غیر انتفاعی، اتحادیه‌های کارگری و کارفرمایی، اتحادیه‌های صنفی، جنبش‌های مدنی - سیاسی مدنی را، که در ایران شکل گرفته است و از آن به نام جنبش سبز یاد می‌شود، راهبری کند. »( 8). در نشریه جامعه مدنی به سوی آینده، به سرپرستی رزاقی می خوانیم:

«در سال‌های پایانی هزاره دوم و سالهای آغازین هزاره جدید، جهان با یک انقلاب صنفی انجمنی مواجه بوده که تحولات و دگرگونی‌های عمیقی در مناسبات و روابط قدرت سیاسی و اجتماعی به وجود آورده است و محور و مرکز این تحول بزرگ سازمان‌های جامعه مدنی هستند که توانسته‌اند امروز به عنوان یک بازیگر اصلی و تاثیر گذار در پارادایم جدید توسعه جغرافیای قدرت تبدیل شوند. به گونه ای که با تغییر در مفهوم سنتی قدرت، جغرافیای جدیدی از قدرت ترسیم نموده‌اند. آنان توانسته‌اند موج سوم فرایند دموکراتیک سازی در جوامع مختلف را گسترش دهند....

در این برهه تاریخی، ‌آنان تلاش می‌کنند بار آن امانتی که طی قرون بر دوش دولت و بخش خصوصی بود را به عهده گیرند و به انجام رسانند.»

این پروژه با یارانه های دولتی در ایران و نیز دولتی برون مرزی از جمله از بنیاد فریدریش ایبرت آلمان – وابسته به سوسیال دمکراتهای آلمان، که سال ۱۹۲۵ به نام نخسیتن رئيسr Friedrich Ebert, Weimarrepublikens نامگذاری شد. شعبه های خود را در دوران خاتمی گسترش می دهد.

با هجوم دوباره سران سپاه به قدرت سیاسی و واپس راندن رفرمیستهای حکومتی، در هلند مرکز گرفت و پی در پی با دویچه وله صدای آلمان، گفتگو دارد و از این رادیو تبلیغ می‌شود. بخشی از فعالیت های مرکز ان جی اُها به سرپرستی رزاقی، نشان دهنده اهمیت این پروژه برای بقاء و حکمرانی مناسبات سرمایه داری است.

وظایف

«برگزاری کارگاه‌های آموزشی از سال ۱۳۸۱، آموزشِ:

- چگونگی دریافت مقاوم مشورتی از شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل، شیوه‌‌های جذب منابع مالی تهران، پروژه نویسی، ووو. ماتریس و استراتژی سازمان‌های غیردولتی (9 گانه):

- گسترش همکاری با دولت و بخش خصوصی

- تسریع در مقررات زدایی ...

- پرهیز از ورود در عرصه فعالیت‌های سیاسی

برگزاری سمینار بازسازی های اجتماعی جامعه ایران، بررسی نقاط حساس و بحران های فراروی جامعه ایران

سمینار:

بازسازی اجتماعی جامعه ایران مسئولیت مشترک»

با شرکت ۱۳۰ ان جی اُ در ۵ گروه کاری :

حکومت قانون و حکومت گری خوب»، ارتقای خدمات اجتماعی، اولویت‌ها و چالش‌ها، بازسازی اقتصادی، راهی به‌سوی توسعه پایدار»، همگرایی و واگرایی در جامعه ایرانی، ائتلاف برای صلح، ووو

سازمان جامعه مدنی، اولویت ها و چالش ها.

گفتگو و بازسازی جریان تصمیم‌گیری میان سازمانهای جامعه مدنی دولت و بخش خصوصی. موضوع ۲۳ میلیارد اعتبار برای نهادهای مدنی و حدود نظارت ... فرصت ها گفتگوها بین بازیگران جامعه...

- همکاری بین سه بازیگر دولت، ان جی اُ ها و بخش خصوصی.

راه‌کارهای تحقق زبان‌های مشترک.»

در اینجا تمام تلاش‌ها برای دادن نقش سیاهی لشکر به کارگران و حکومت شوندگان صورت می گیرند. در این سناریو،، برای توده های مردم هیچ نقش دیگری جز داوطلبین اسارت در میان نیست. تنها بازیگران اصلی دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی که ضلع سوم سه گوش (مثلث) مناسبات سرمایه داری را تشکیل می دهند. «مجاب کردن دولت برای خصوصی سازی و کوچک کردن دولت».آماده سازی برای شرکت در نشستهای جهانی جامعه اطلاعاتی، اقیانوسیه، ژنو ووو.

این ها تنها گوشه ای از وظایف سازمان جامعه‌ی مدنی در همین حکومت اسلامی را نمایان می‌سازند.

بورژوازی جهانی در تلاش است تا اعتراض‌ها و اقدامات کارگران برای خودرهایی و نیز جنبش اجتماعی را به فعالیتهای مدنی و در قفس جامعه ی مدنی ریل بندی کند. این پروژه در دولت حسن روحانی کلید خورد و برای دومین دور ریاست جمهوری، این باند ادامه می یابد. شیفتگان جامعه‌ی مدنی، بی حَسَن یا با حَسن با ندای ترامپ پس از بازی اوباما، شیپور حقوق بشر در دست، بازیگران جامعه مدنی را برای پایکوبی به رقصی دست در دست فرا می‌خوانند. نهادهای غیر دولتی ان جی اُها، نهادهای دولتی سرمایه داران هستند. جامعه‌ی مدنی و فعالیت‌های مدنی در این وادی، سرابی است ارتجاعی، انحلال گر خودسازمانیابی طبقه کارگر است، برای کمونیست ها، قبای نخ نمایی است. جامعه‌ی مدنی، جامعه ی بورژوایی است. جامعه ی کارگران، جامعه ی سوسیالیستی است. دیر از خواب دوشین برخاستگان، طبل جامعه مدنی تازه بر دوش افکندگان، گویا در بامداد خمار، دهل زنان خویش را در قفا دارند و رهبر ارکستر را بر سکوی رهبری سمفونی تا سازها، همنوا نواخته شوند. طبقه کارگر با حزب کمونیست خویش- حزب کمونیست ایران- شوراهای کارگران، شوراهای تهی دستان شهر روستا، و ارگان های مردم نهاد را در برابر ان جی اُ ها یعنی نهادهای جامعه ی مدنی سازمان داده و ساختار می دهند تا انقلاب را پیشتاز باشند.

25 خرداد ماه 1396

منابع و زیر نویس ها

1) ر.ک: عباس منصوران، «سازمان های غیر دولتی»، جنس دوم، ش 9، ص 111، تهران 1379.

(2Organization For Defending Victims Of Violence- ODVV(

3 (Iranian civil society organization resource center

)(4 http://www.aftabir.com/links/item/7487

(5 Iranian civil society organization training & research center.

(6) نشریه داوطلب شماره ۲ مرداد ماه ۱۳۸۱

(7 http://www.volunteeractivists.org/advocacy/library/تاریخ 2013-09-18-10-57-12 (8 http://dw.de/p/NW62 تاریخ 25.05.2010.



ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address