ارسال

موصل در انتظار آینده ای نامعلوم !

نصرت تیمورزاده

با تصرف مسجد جامع النوری در روز پنجشنبه هشتم تیرماه- بیست ونهم ژوئیه - سخنگوی ارتش عراق اعلام کرد که: "دولت افسانه ای داعش سقوط کرد"، این همان مسجدی است که ابوبکر البغدادی تشکیل "خلافت اسلامی عراق و شام" را در آنجا اعلام نموده وپرچم داعش از سال 2014 برسر مناره این مسچد در اهتزاز برد. حیدرالعبادی نخست وزیر عراق بلافاصله بعد از آن در یک پیام تلویزیونی پایان کار داعش در موصل را اعلام نمود. ظاهرا به نظر می اید که نبردهای موصل به روزهای پایانی خود نزدیک می شوند. از زمانیکه بعد از ماه ها آمادگی همه گروها وائتلاف های درگیر در عراق در بیست و هشتم مهرماه سال گذشته نخست وزیر عراق آغاز حمله را با یک پیام تلویزیونی مبنی براینکه "فرزندان موصل زمان پیروزی فرا رسیده است" اعلام نمود، نزدیک به نه ماه می گذرد. شاید در آنزمان به سختی می شد هزینه پرداخت شده به این "پیروزی" را گمانه زد ولی در این فاصله تصاویری که از این "فرزندان موصل" در مدیای جهانی به ثبت رسید، تصاویر کشت و کشتاری بود که نیروهای در گیر در این نبرد از خویشتن به جای گذاشتند. بدن هایی که تکه پاره شدند ، آنانی که آواره گشتند، آنانی که خانه و کاشانه شان در زیر بمب های هوائی به تلی از خاک تبدیل شده و آنانی که گوشت دم توپ بازیگران این نبرد خونین گردیدند. البته در نبرد بین قاتلین مردم شاید جبهه ای "پیروز" شود ولی چگونه می توان بر فراز ویرانه های موصل چشم بر چشم مردم افکند و به آنان گفت که پیروز شدید.

جبهه ای که بابیش از سی هزار نیروی نظامی وتحت حمایت ائتلاف بین المللی متشکل از شصد کشور مصمم بود که موصل را از چنگال سه تا چهار هزار نفر از نیروهای داعش پس بگیرد، اکنون خود را در نقش فاتحان بعد از یک جنگ می بیند. ارتش عراق در اطلاعیه هایی که قبل از حمله پخش کرد نوشت: "به کودکان خود بگوئید این بازی رعد وبرق قبل از باران است". شاید برای فرماندهان ارتش عراق و ائتلاف بین المللی صفیر بمب ها وگلوله هایی که بر سرمردم می بارد ، صدای رعد وبرق را در ذهنشان تداعی کند ولی برای آنانی که این "رعد و برق" خانه و کاشانه شان را به آتش کشیده وتن های رنجورشان را تکه پاره می کند نه "رعد و برق پیش از باران"، که پیام آور نابودی همه آن علائقی است که بیان دلبستگی ها، آرزوها و رویاهایشان است. این رعد و برق وباران پس از آن که بیش از نه ماه طول کشید اکنون دارد به بهای کشته شدن هزاران نفر از مردم و به خاک کشیده شدن یک شهر میلیونی به پایان خود نزدیک می شود. اکنون همه آن جبهه ای که به دور موصل حلقه زده بودند، صحبت از "آزاد سازی" موصل می کنند و اما مردم موصل نه تنها در جریان این آزاد سازی قربانی شدند در فردای آزاد سازی هم قربانی رقابت هایی خواهند گشت که خود یکی از مولفه های هرج و مرج کنونی در عراق و خاورمیانه و اتفاقا عروج جریاناتی به غایت ارتجاعی نظیر داعش گردید.

کافی است به ترکیب محاصره کنندگان موصل نظری بیفکنیم: نیروهای وابسته به دولت اقلیم از شرق، همان هایی که در جریان پیشروی داعش به سوی شنگال مردم بیدفاع را به حال خود رها کرده و راه فرار را در پیش گرفتند. تا در شرایطی دیگر و برای منافعی دیگر به مقابله با داعش بپردازند. یگان های ارتش و پلیس عراق از جنوب، همان هایی که در لحظه پیشروی داعش به موصل و تصرف آن اسلحه بر زمین نهاده و پا به فرار گذاشتند، اکنون در خدمت ائتلافی از همه جنایتکاران میدان نبرد به جبهه جنگ گسیل شده اند. شبه نظامیان سنی از شمال و بالاخره شبه نظامیان شیعی و حشدالشعبی از غرب.

اینان هرکدام با منافع و رویاهای خویش در "آزاد سازی" موصل شرکت کردند. زمانیکه این فاتحان ظاهرا آخرین سنگرهای داعش را در موصل فتح کرده و پیروزمندانه تمام شهر را در اختیار بگیرند، در آنموقع چه نیرویی این توانایی را دارد که منافع متضاد آنان را به زیر یک چتر جمع کرده و نطفه نبردهای خونینی را که بسیار پیش تر از محاصره و "آزادسازی" موصل بسته شده است، به نوزادی هزار سر تبدیل نکند. چه کسی می تواند مدعی شود که سقوط موصل پایان داعش است. این درست است که موصل شهر اعلام خلافت اسلامی و مرکز سازماندهی و پایتخت اقتصادی داعش بود، ولی چه کسی می داند آنانی که در صفوف داعش جهت برپایی خلافت اسلامی جنگیدند با آزاد سازی موصل، کدام نقطه از جهان را به میدان نبردهای خونین خویش با مخالفان و رقبایشان تبدیل نکنند. معلوم نیست آن بخش از سنی ها که در قامت داعش نیروی انتقام گیری خود را از دولت شیعی عراق و فراتر از آن ایران می دیدند ، چرا باید به این شکست تن داده و خود را به یوغ فرمانبری جمهوری اسلامی و نیروهای حشد الشعبی بدهند و چه کسی می تواند مدعی شود که در پس شکست داعش در موصل، گذرگاهی برای عبور آنان به سوریه باز نشود.

ادعا می شود که نیروهای وابسته به دولت اقلیم و نیروهای سنی تعهد کرده اند که پس از آزاد سازی موصل وارد آن نشوند. معلوم نیست چه کسی قرار است و می تواند افساری بر رویاهای بلند پروازانه این نیروها بزند. کدام امتیاز را دولت اقلیم از دولت مرکزی خواهد گرفت که در آزادسازی موصل شرکت کند و بعد از آن سر به زیر افکنده و به مناطق تحت نفوذ خویش باز گردد.چه کسی بربلند پردازی های اردوغان دهانه خواهد زد. مگر نه اینکه وی عراق و سوریه را در رویاهای بازگشت خویش به امپرطوری عثمانی بخشی از چارچوب قلمرو خود می داند. چه کسی می تواند این تعهد را بدهد که جمهوری اسلامی بطور مستقیم و یا از طریق نیروهای پرورش یافته اش که عراق را بخشی از مرزهای دفاعی استراژیک خود می داند، موصل آزاد شده را دودستی تقدیم رقیبان کند. اگر حضور جمهوری اسلامی در عراق عنصر مهمی در سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی از یکسو و مهار ایران توسط ائتلاف آمریکا، عربستان، اسرائیل و بخشا ترکیه از سوی دیگر است، در آنصورت کدام عقل سلیمی می تواند تصور کند که جمهوری اسلامی موصل آزاد شده را دو دستی تحویل رقیبان جهانی و منطقه ای خویش دهد. چه کسی می تواند مدعی شود که عربستان سعودی – رقیب منطقه ای جمهوری اسلامی – که جبهه نیرومندی از کشورهای اسلامی – عربی جهت انزوای ایران سازمان داده، در نبرد نیابتی جاری در یمن در مقابل هم صف کشیده و اکنون با ورود ترامپ به کاخ سفید از پشتیبانی گسترده امپریالیسم آمریکا برخوردار است، اجازه دهد در عراق یک دولت شیعی تحکیم یافته و جمهوری اسلامی ایران بساطش را گسترش دهد.

آیا این تصوری ساده اندیشانه نیست که فاتحین این "آزاد سازی" همه تضادها و منافع گوناگون خود را جهت پایان دادن به تراژدی دردناک مردم موصل و سرتاسر عراق به کنار نهند. و آیا این تصوری ساده اندیشانه نیست که شکست داعش در موصل را پایان کار یک جنبش ارتجاعی - اسلامی جهانی دانست که در بستر هرج و مرج حاکم بر جهان شکل گرفته است. چه کسی می تواند مدعی شود که"آزادسازی" افغانستان پایان طالبان و القاعده بوده ویا ورود نظامی فرانسه به مالی، پایان منازعات و جدال های قومی و مذهبی در آن کشور گردید. چه کسی نمی داند که سال هاست دیگر میدان حضور القاعده به مرزهای افغانستان محدود نشده و شاخه های آن سرتاسر خاورمیانه وحتی بخشی از آفریقا را به میدان عملیات جنایتکارانه خویش، هر چند با نام های متفاوت تبدیل کرده است. طالبان، القاعده، جبهه نصر، داعش، بوکو حرام، الشباب و ... همه شاخه های گوناگون و متنوع یک جنبش ارتجاعی – اسلامی در مقیاس جهانی است که در دل هرج و مرج حاکم بر جهان و در غیاب و ضعف یک بدیل رادیکال و انقلابی خود را به مثابه بدیل نظم ویرانگر امپریالیست عرضه می دارد.

همه فاکتورها و منافع متضاد همه نیروهای در گیر در این"آزادسازی" تصویر تاریک و دردناک منازعات و تصادمات جدید را در این منطقه نشان می دهد، تصادماتی که در بستر آن مردم بیشتری از ساکنان این مناطق قربانی خواهند شد.

اگر قرار است شهری، منطقه ای و یا کشوری آزاد شود تنها وتنها با به میدان آمدن مردمی می تواند به واقعیت بپیوندد که بر نیروی مقاومت و مبارزه خود تکیه کرده و افقی فرای رقابت های دول امپریالیستی و قدرت های منطقه ای و جریانات به غایت ارتجاعی اسلامی در مقابل خویش قرار دهند.این آن پرسش اساسی است که در مقابل مردم عراق ، منطقه و به گزاف نخواهد بود اگر بگوییم جهان معاصر قرار گرفته است.

دهم تیر ماه 1996
اول ژوئیه2017



ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address