ارسال


کشورهای حاشیه خلیج ، قتلگاه کارگران مهاجر

روزنامه تایمز هندوستان به نقل از خبرگزاری رویترز تیتر زده بود که دبی خطرناک است . ماجرا شرح حال نان آور 47 ساله ی خانواده ای بود که تابوتش را از دبی به روستایی در ایالت تلانگانا هند حمل کرده و تحویل همسرش دادند. همسرش می گفت سال گذشته که برای چند روز به دیدار آنها آمده بود از سلامتی کامل برخوردار بوده و اکنون در اثر یک سکته جانش را از دست داده بود. وقتی ساعتها بدون استراحت در گرمای سوزان کشورهای خلیج به کار کشیده می شوی، وقتی خروج از به اصطلاح خوابگاهها برایت ممنوع است در این صورت مرگ ناشی از سکته چندان هم غریب نیست.

بخش بزرگی از این کارگران مهاجر از مناطقی می آیند که خشکسالی تمام هستی شان را به نابودی کشانده و آنان را به کارگران مهاجر تبدیل کرده است. آنها در آفتاب سوزان در امارات متحده عربی، کویت، قطر، عربستان و بحرین در کارگاههای عظیم ساخت و ساز که به یمن دلارهای نفتی برپا شده اند، آخرین رمقهایشان را به حراج می گذارند. و بازماندگانی که ناگهان با تابوت عزیزانشان روبرو می شوند. تنها از همین ایالت هند سالیانه ده هزار نفر راهی کشورهای حاشیه ی خلیج می گردند.

خانواده های زیادی از بلندی های نپال از هند ، از پاکستان واز نواحی میلیونی بنگلادش تعطیلات عید میلاد مسیح را در تب دیدار همسرانشان، پدرشان، برادرشان و بچه هایشان می سوزند که قرار است فرصتی بیابند و اجازه ای از صاحب کار تا از بازارهای برده داری مدرن در امیرنشین های خلیج به دیدار خانواده هایشان بروند. دیداری کوتاه تا این احساس دست دهد که گویا در جهان بردگان هم خانواده ای موجود است و چشمانی که انتظار دیدار را می کشند. مرخصی سالیانه در این اردوگاههای کار ، کالای لوکس است. در بسیاری از قرار دادها حتی سفری کوتاه فقط هرچند سال یک بار قید شده اند. این تراژدی البته تنها گریبان آنانی را که در بعد میلیونی به عنوان کارگران مهاجر برجهای پرتلالو متروپلهای خلیج را بالا می کشند، نمی گردد. بازماندگان این مهاجرین اما با خیال اینکه عزیزانشان نه زنده که در تابوت برگردند در واهمه ای دائمی به سر می برند.

کافی است که در فرودگاه کاتماندو پایتخت نپال، در کراچی پاکستان نگاهی به تابلوی پروازها افکند تا فهمید که سه چهارم پروازها یا راهی کشورهای خلیج هستند و یا از آنجا می آیند. مردان و زنانی که با صورتهای چروکیده و بی رنگ با بار اندکی که حتی نمی توان به سختی نامشان را بار گذاشت راهی سفری می شوند که باید روزانه سیزده تا چهارده ساعت کار کنند .

مهاجرت جهت کار در کشورهای خلیج از دهه ی هشتاد قرن گذشته آغاز شده است ولی سرعت سرسام آور ساخت و ساز در دو دهه ی اخیر میلیونها کارگر مهاجر را به آنجا کشانده است. طبق آمار "سازمان حقوق مهاجرین" هفده درصد شاغلین در کویت را کارگران مهاجر ساختمانی تشکیل می دهند که تعدادشان به 18600 نفر می رسد، در عربستان 4280000 نفر ، در دبی 500000 نفر در بحرین 154000 نفر در عمان 600000 کارگر مهاجر در بخش ساخت و ساز اشتغال دارند. زمانی که اخبار وضعیت غیر انسانی حاکم بر کارگران ساختمانی پروژه های ورزشی برای جام جهانی فوتبال سال 2022 در قطر به میدیای جهانی راه پیدا کردند تازه معلوم شد که کارگران مهاجر در چه جهنم سوزانی جان می کنند. در بین سالهای 2010 تا 2013 سالیانه در قطر 231 تا 241 مرگ و میر کارگران مهاجر ثبت شده است. طبق گزارش وزات خارجه هند در سال 2014 279 کارگر مهاجر جان خود را از دست دادند. در سال 2014 در پروژه های ساختمانی مربوط به پروژه های جام جهانی فوتبال 109 کارگر جان باختند. در سال 2014 معادل 450 کارگر مهاجر هندی در دبی جان خود را از دست داده و تابوتهای آنان به خانواده هایشان بازگردانده شد. از 5875 کارگران مهاجر هندی که در سال 2015 در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج جان باختند واین رقم بیش از مجموعه سربازان کشته شده آمریکائی در جنگ عراق است. ،سهمیه ی عربستان سعودی 2691 نفر بود. واقعیت امراین است که نود یک درصد این مرگ و میرها نباید به مثابه مرگ طبیعی بلکه آشکار به مثابه قتل به حساب آیند. حاکمان قطر مجبور گشتند با توجه به اینکه اتحاد بین المللی سندیکاههای کارگری (آی تی یو سی) و سازمانهای مدافع حقوق بشر و حتی فدراسیونهای جهانی فوتبال به گزارش های رسیده حساس شدند، برخی تسهیلات جهت رعایت حقوق شناخته شده ی بین المللی این کارگران به وجود آورند. از جمله این تسهیلات می توان از استراحت اجباری بین ساعت یازده و نیم تا سه بعداظهر در اوج گرمای بیش از 40 درجه درتابستان نام برد. کارگران البته این سه و نیم ساعت را با اضافه کاری در شب باید جبران کنند. همین تسهیلات اندک سبب شده است که از تعداد مرگ ومیر کارگران کاسته شود. البته این تسهیلات فقط شامل حال کارگران پروژه های مربوط به جام خهانی فوتبال است که در معرض دید همگان قرار گرفته اند. مضحک اینکه حاکمان قطر از این فرصت استفاده کرده و خود را پیشقراولان رعایت حقوق کارگران در این منطقه قلمداد میکنند ، از آنرو که کارگران مهاجر در عربستان و یا امارات تنها در رویاهایشان میتوانند تصور همین اندک تسهیلات را بکنند.

تعدادی از این کارگران منتظر نمیمانند تا در اثر سوانح در محل کار و یا فشار ناشی از گرمای سوزان نقطه پایانی بر زندگیشان گذاشته شود . آنها گزینه به اصطلاح کم دردتری یعنی خودکشی را انتخاب میکنند ، همانگونه که جوان بیست و هشت ساله از جنوب هند که در یک شرکت تمیزکاری اشتغال داشت و در سال 2011 خود را از طبقه 147 برج خلیفه در دوبی یعنی بلندتدرین برج جهان به پائین پرتاب نمود. در سپتامبر 2016 در " دوحه " یک کارگر دیگر هندی که با کارفرما برسر مزدهای عقب مانده و تمدید ویزا مشاجره کرده بود ،خود را حلق آویز نمود.طبق گزارش " سازمان حقوق مهاجرین " و برمبنای اطلاعات مقامات دولتی بین سالهای 2007 و2013 هفتصد کارگر مهاجری هندی دست به خودکشی زده اند.طبق همین گزارش هشتاد و یک در صد خودکشی ها در کویت توسط کارگران مهاجر از جنوب آسیا صورت میگیرد.سازمان عفو بین الملل بارها به دولتهای کشورهای آسیای جنوبی در ارتباط با وضعیت اسفناک کارگران مهاجر اعتراض کرده و از آنها خواسته است که اقدامات جدی در این زمینه به عمل آورند.ولی برای این دولتها پولهای ارسال شده توسط این کارگران مهاجر ارزشمندتر از جان آنان است.یادمان نرود که عربستان سعودی در سه ماهه آخر سال گذشته میلادی از تمدید ویزای چهل هزار نفر ازکارگران مهاجر پاکستانی به بهانه اقدامات پیشگیرانه علیه تروریسم خودداری کرده وآنان را به خیابان پرتاب نمود و فراموش نکنیم که همه این سیاستهای ضد انسانی در منطقه ای از جغرافیای جهان اتفاق میافتد که صاحبان قدرت بر کوه عظیمی از ذخایر نفتی نشسته و هر ثانیه و دقیقه برحجم ثروت خود از گذر چپاول نیروی ارزان کارگران و به بردگی کشاندن آنان می افزایند.

پرسش اساسی اما این است که آیا باید به این جهان بیرحم تن داد و یا نظم واژگونه حاکم را به زیر کشید.

2017-12-25| ۱۳۹۶-۱۰-۰۴




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result