ارسال


بیکاری هیولائی است که پشت در هر کارگر شاغلی خوابیده است

جدید ترین آمارها و اطلاعات انتشار یافته از جانب منابع خبری مختلف در داخل کشور در مورد بیکاری حاکی از آن است که این بزرگترین معضل اجتماعی جامعه ایران، علیرغم وعده های گاه و بیگاه مسئولین رژیم نه تنها نشانی از کاهش ندارد، بلکه روز به روز در حال افزایش است. از اینرو مبارزه بر علیه بیکاری عرصه مهم و اساسی جنبش کارگری در ایران است. در خبرهای روز گذشته آمده بود که در خرمشهر جوانان بیکار طی تظاهرات گسترده ای با سردادن شعارهایی همچون "نه به بیکاری" و "کار؛ حق مسلم ما است"، خواستار رفع معضل بیکاری در استان خوزستان شدند. هم چنین در شهر تبریز، کارگرانی که بصورت دسته جمعی از کارخانه ماشین آلات صنعتی تراکتور سازی اخراج شده بودند، در پشت درهای بسته کارخانه دست به تظاهرات زدند و حواستار بازگشت به کار و دریافت فوری ۷ ماه دستمزد معوقه خود شدند. حرکات پراکنده از این دست، بطور روزمره در جریان است. اما ابعاد فاجعه گسترده تر از آن است که با این سطح از مبارزات کارکری بتوان با آن دست و پنجه نرم کرد.

به عنوان مثال دبیر جامعه اسلامی کارگران استان اصفهان" اعلام کرده است که در سال جاری ۲۷ هزار کارگر بیکار شده و تقاضای بیمه بیکاری کرده اند.

به گفته این کارگزار رژیم، رکود اقتصادی و تعطیلی کارخانجات در این استان روندی رو به افزایش دارد و بیکار شدن کارگران شاغل به روندی روزانه تبدیل شده است، به نحوی که اکنون به طور میانگین در هر خانواده سه نفر بیکارند. رقم ۲۷ هزار بیکار شده مربوط به کارگرانی است که شرایط دریافت حق بیکاری را داشته‌اند و تحت پوشش بیمه بیکاری قرار گرفته‌اند و آن دسته از کارگران را در بر نمی‌گیرد که به خاطر نوع قراردادشان از جمله قراردادهای موسوم به قرارداد سفید از مزایای بیمه بیکاری محرومند.

بنابر آمارهای رسمی، استان های کرمانشاه، چهارمحال بختیاری و کردستان در ایران بالاترین رقم بیکاری را دارند. تا جائیکه آمار بالای بیکاری دهها هزار نفر از مردم این استانها را ناچار کرده است که به کار پر مخاطره و سخت کولبری روی بیاورند. این در حالی است که جمهوری اسلامی طی چند روز گذشته، بدون نشان دادن هیچگونه بدیل و جایگزینی ، رسما این تنها محل تامین معاش بخور و نمیر را ممنوع اعلام کرده است.

بیش از یک ماه پیش "عبدالرضا رحمانی‌فضلی" وزیر کشور ایران ضمن اینکه متوسط بیکاری در ایران را ۱۲ درصد اعلام می کرد، اعتراف کرده بود که ''در بعضی از شهرها بیکاری به ۶۰ درصد رسیده است.

اما تعریف مرکز امار ایران برای نشان دادن میزان بیکاری به روشنی نشان می دهد که جنین آمارهائی اگر حتی جعلی هم نباشند، چگونه عملا واقعیت موجود را پرده پوشی می کنند. بر اساس این تعریف، مرکز آمار ایران تمامی افراد ۱۰ ساله و بیشتر که در طول هفته آمارگیری حداقل یک ساعت کار کرده و یا بنا به دلایلی بطور "موقت" کارشان را ترک کرده باشند، شاغل محسوب کرده است.

گزارش سال ۲۰۱۷ بانک جهانی درباره محیط کسب و کار که اخیرا منتشر شده، ایران را از لحاظ شرایط لازم برای تسهیل فعالیت اقتصادی در میان صد و نود کشور جهان، در رده صد و بیستم قرار داده است.

اما آنچه که امروز در پشت سر تعطیل شدن بنگاهها و موسسات تولیدی بخش خصوصی جریان دارد، این واقعیت است که در کنار ورشکستگی این مراکز کار شاهد تمرکز سرمایه و فربه شدن هر روزه بخشهای اقتصادی تحت کنترل سپاه پاسداران و دیگر نهادهای نزدیک به سپاه هستیم.

روحانی آمده بود تا بخش خصوصی سرمایه داری ایران را نجات دهد، اما مطابق اعتراف خود مقامات و دولتی و اخبار منتشر شده، در دور 4 ساله قبلی ریاست جمهوری روحانی بیش از 60 درصد کارخانه های صنعتی و مراکز تولیدی وابسته به بخش خصوصی تعطیل شده اند و بقیه هم با کمتر از نصف ظرفیت خود کار می کنند. اما روند ورشکستگی و تعطیل شدن شرکتها تنها به بخش خصوصی محدود نمانده است، بلکه دهها مرکز تولیدی و خدماتی وابسته به دولت نیز یا ورشکسته شده اند و یا با کمک خزانه دولت موقتا سر پا نگه داشته شده اند.

واقعیت این است که فساد نهادینه شده در دستگاههای دولتی رژیم اسلامی، امکان عبور رژیم از این مشکل را در بخش دولتی نیز از بین برده است. اگر بنگاههای بخش خصوصی به دلیل ضعف قدرت سرمایه و ناتوانی در رقابت با کالاهای وارداتی و ارزان قیمت از خارج، به ورشکستگی کشیده می شوند، بنگاههای دولتی به دلیل فساد نهادینه شده در این موسسات به همان سرنوشت دچار می شوند. در چنین موقعیتی است که اقتصاد شبه دولتی وابسته به سپاه و مافیای اقتصادی در کمین نشسته است تا این موسسات به آستانه ورشکستگی کامل برسند، سپس کنترل آنها را بدست بگیرد و با استثمار شدید تر کارگران از طریق حاکم کردن نظم پادگانی، آنها را به موسساتی سودآور تبدیل کند.

دلایل تعطیل شدن یکی پس از دیگری کارخانه ها و مراکز تولیدی و هجوم سرمایه بخش خصوصی به سوی دلالی و بازرگانی هر چه باشد، این موج تازه و البته ادامه دار از تعطیل مراکز کار و تولید در بخش خصوصی و دولتی و کنترل آنها بوسیله بخشهای دیگر سرمایه در ایران، در همه حال نشان از تشدید مشقات زندگی کارگران شاغل و بیکار در ماههای آینده دارد.

بیکاری در ایران یعنی از بین بردن امنیت شغلی و ایجاد تفرقه در میان کارگران، یعنی سوق دادن خانواده های کارگری به زندگی کردن در زیر خط فقر مطلق و تحمیل مرگ تدریجی، معضلی که اختلالات روانی، افسردگی، عدم اعتماد بنفس، از پیامدهای آن است. این تراژدی غم انگیز به اینجا ختم نمی شود، متلاشی شدن خانواده های کارگری، روآوری به اعتیاد و تن فروشی از سرناچاری و گاها خودکشی و دیگر آسیب های اجتماعی ادامه این روند است و قربانیانش را از میان زنان و مردان، جوانان و نوجوانان و کودکان جامعه می گیرد.

بیکاری هیولائی است که پشت در هر کارگر شاغلی خوابیده است. از اینرو علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. لغو کلیه قراردادهای موقت که دست کارفرما را در اخراج کارگران باز میگذارد. به کرسی نشاندن مطالبه عادلانه کار یا بیمه بیکاری مکفی. این حق اما با یک مبارزه متشکل و سازمانیافته و با برپائی جنبشی علیه بیکاری متحقق خواهد شد. خیل عظیم بیکاران و آگاهی بر خطرات آسیب های دردناک اجتماعی که در کمین بیکاران و خانواده هایشان نشسته است، ظرفیت های بالای اعتراضی، بخصوص در میان قشر تحصیل کرده بیکاران، که همه آرزوهای خود را بر باد رفته می بینند، به وجود آورده است. شکل گیری آگاهانه و قدم به قدم این اعتراضات در عین حال زمینه ساز برپائی تشکل های توده ای و طبقاتی ادامه کار کارگران خواهد بود.

2017-12-24| ۱۳۹۶-۱۰-۰۳




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result