ارسال


قوانین ضد مهاجران در قدم بعدی، دامنگیر همه شهروندان خواهد شد

در تقویم سازمان ملل متحد روز ۱۸ دسامبر برابر با ۲۷ آذرماه، به احترام میلیون ها انسانی که کشور خود را به امید یافتن زندگی بهتر ترک کرده اند، روز جهانی مهاجرت نام گرفته است. مجمع عممومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۹ این روز به نام روز مهاجران نامید، تا عکس العملی باشد در مقابل رفتار غیر انسانی که در کشورهای مختلف جهان با مهاجران صورت می گیرد. آمارهای انتشار یافته از جانب سازمان ملل متحد نشان می دهند که امروزه از هر ۳۵ شهروند جهان، یکی مهاجر است. تا پیش از نیمۀ دوم قرن ۲۰، عمده‌ترین مهاجرت‌های جهانی، از اروپا به سایر نقاط دنیا بود. نزدیک به ۶۰ میلیون اروپایی، به سایر مناطق جهان مهاجرت کردند. اما در دهه‌های اخیر، این روند بالعکس شد. حالا مردمان جنگ‌زده، از خاورمیانه و آفریقا و اروپای شرقی به امیدِ حداقلی از امنیت و حداقلی از زندگی پشت دروازه‌های اروپا نشسته‌اند.

امروز در بیشتر نقاط مهاجران نه فقط از حقوق شهروندی یکسان با دیگران برخوردار نیستند، بلکه عملا و حتی در مواردی قانونا مورد تبعیض قرار میگیرند. در بعضی از کشورها این کلمات به هیچ وجه درجه وخامت زندگی و بی حقوقی مهاجران را بیان نمی کند. حال و روز کارگران افغانستانی در ایران کم از بردگی نیست. با زنان آسیای جنوب شرقی، در شیخ نشین های خلیج در هنگ کنگ، در تایلند، مانند بردگان رفتار می شود .عشرتکده های اروپائی پر از زنان اروپای شرقی و ـسیائی هستند، که به بردگی جنسی کشیده شده اند.نیروی کار ارزان کارگران مهاجر آسیائی و شرایط برده وار زندگی آنها در پناه آسمانخراش ها، در کشورهای حاشیه خلیج، داد سازمانهای حقوق بشری جهان را هم در آورده است.کارگران کشاورزی مراکشی در اسپانیا تحت غیرانسانی‌ترین شرایط جان می‌کنند. مکزیکی های مهاجر در آمریکا، در قوانین و در رفتار روزانه، مدام مورد تحقیر قرار میگیرند. مردمی که از مناطق جنگ زده خاورمیانه می گریزند تا خود را به نقطه امنی برسانند، در مسیر، مرگ و در مقصد، تحقیر انتظارشان را می کشد.

در سند مصوب سازمان ملل برای تعیین روز جهانی مهاجران آمده که به تصویب خود دولتها نیز رسیده ، آمده است: ''مهاجران بزهکار نیستند، بلکه انسان‌هائی هستند که می‌خواهند با حرمت و امنیت زندگی کنند''.اما علیرغم وجود چنین مصوبه ای سران کشورهای توسعه یافته غربی در عین بکار گرفتن مهاجران با دستمزدهای ناچیز، مدام به منظور تشدید استثمار آنها، قوانین ضد مهاجرتی وضع می کنند.

دولتهای پیشرفته سرمایه داری تا توانستند از قبل استثمار نیروی کار ارزان مردم کارگر و زحمتکش در آسیا و آفریقاو آمریکای لاتین ، سرمایه انباشت کردند، اما دولت های امروزشان، که بر ثروت و قدرت استعمارگران دوره گذشته تکیه زده اند، در قبال شرایط فلاکتباری که بر زندگی این مردم تحمیل کرده اند، مسئولیت نمی پذیرند. این در حالی است که هنوز هم سیر ثروت های مردم این قاره ها به سوی کشورهای پیشرفته روان است. اگر حتی بپذیریم که پناهجویان از فقر و فلاکت اقتصادی می گریزند و در جستجوی کار و زندگی بهتری هستند، باز سئوال این است که کشورهایشان را چه کسانی غارت کردند و عقب مانده نگهداشتند و در دام گرسنگی و جنگ و بیماری های هولناک رها کردند. آیا آنها همین اکنون هم به غارت و بهره کشی خود را از این مناطق ادامه نمی دهند؟

'' سازمان جهانی مهاجرت'' که یک سازمان دولتی مستقر در ژنو است و نگاه بورژوا لیبرالی نسبت به مسئله مهاجرت دارد، از یک دید استراتژیک به منافع سرمایه جهانی، دولتهای اروپائی توصیه می کند که به مهاجرین نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان یک فرصت نگاه کنند. این سازمان اعلام کرده است مشاغلی که مهاجران دارند و درآمدی که به کشور خود می فرستند بخش مهمی از اقتصاد جهانی را تشکیل می دهد. به گفته این سازمان، مهاجرین سهم بزرگی در رشد و بهبود اقتصادی کشورهای پیشرفته دارند، به همین دلیل کشورهای ثروتمند نباید درهای خود را به روی آنها ببندند. به عقیده مقامات این سازمان، '' زمانی که بیکاری رو به افزایش است، احتمالا به نظر، منطقی می رسد که مهاجرت را محدود کنند، اما عملا آمار نشان می دهد که این دو با هم رابطه مستقیمی ندارند.مهاجران عمدتا مشاغلی دارند که شهروندان کشورهای صنعتی از انجام آن خودداری می کنند.'' همچنین به گفته این سازمان : ''با کاهش تولید مثل و افزایش طول عمر در کشورهای ثروتمند ، بسیاری از آنها تا 50 سال آینده با کمبود نیروی کار مواجه خواهند شد.''

اما واقعیتی که توده کارگران و اقشار پائین مردم در کشورهای پیشرفته سرمایه داری باید بدانند، این است که تصویب قوانین و تشدید سیاست های ضد مهاجرتی در این کشورها ، تنها دامنگیر مهاجرین نخواهد بود. این قوانین و این سیاست ها در عین حال این کشورها را از لحاظ اخلاقی هم به قهقرا خواهد برد. این جهت گیری راه را برای به قدرت رسیدن احزاب دست راستی تر هموار میکند. به قدرت رسیدن این احزاب به معنی آن است که در قدم های بعدی به همه دست آوردهای پیشرو و انسانی در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که طی سالها مبارزه طبقه کارگر به دولت ها تحمیل شده است، تعرض خواهد شد. این تعرض هم اکنون آغاز شده است. اکثریت مردم در کشورهای اروپائی و قبل از همه طبقه کارگر این کشورها، قربانیان بعدی این سیاست ها خواهند بود. دولت های اروپائی اگر در پیشبرد این سیاست موفق شوند، انسانیت را در خود این کشورها نیز قربانی خواهند کرد.

2017-12-17| ۱۳۹۶-۰۹-۲۶




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result