ارسال


مشکلات انقلاب کارگری روسیه
به مناسبت صدمین سال این انقلاب
بخش دوم

انقلاب کارگری روسیه از همان فردای پیروزی با مشکلات عظیمی روبرو شد:

نخستین مشکلی که از همان فردای برگزاری کنگره سراسری شوراها، پیش پای حکومت نوپا قرار داشت، ضرورت عاجل خاتمه دان به جنگ بود. جامعه روسیه برای تحکیم قدرت حکومت کارگری، به صلح فوری نیاز داشت. اما در عین حال صلح بدون دادن امتیازاتی به دولتهای آلمان و اتریش، ممکن نبود. بخشی از رهبری حزب مایل به ادامه جنگ بودند تا بتوانند سرزمین هایی را که ارتش روسیه تزاری از آغاز جنگ جهانی اول در فاصله سالهای 1914 تا 1917 میلادی از دست داده بود، دوباره تصرف کنند. نخستین اختلافات در بین رهبران حزب بلشویک و حتی احزاب کمونیست در اروپا، بر سر این مسئله بروز کرد. لنین و یارانش از جمله ترتسکی از رهبران انقلاب بر مخالفتهای درونی فائق آمدند و سرانجام در سوم مارس 1918 پس از مذاکراتی سخت و طولانی، قراداد صلح با آلمان و اتریش به امضاء رسید.

مشکل دوم، لشکرکشی قدرتهای سرمایه داری اروپا و مقاومت ارتجاع داخلی برای در هم شکستن حکومت کارگری در روسیه بود. بلافاصله پس از خاتمه جنگ جهانی اول در سال 1918، چهارده دولت اروپائی، از ترس زبانه کشیدن انقلاب کارگری به کشورهایشان، برای حمله به روسیه و درهم شکستن دولت کارگری هم پیمان شدند. ارتشهای دولتهای اروپائی، از هر سو به مرزهای روسیه نزدیک شدند. هم زمان نیروهای ضد انقلابی در داخل روسیه تحت عنوان "ارتش سفید"، با پول و امکاناتی که دولتهای غربی در اختیارشان گذاشته بودند، مناطقی را به تصرف در آوردند. رهبران انقلاب به سرعت ارتشی متشکل از ملیونها کارگر و زحمتکش روسیه را برای مقابله با این تهاجم سازمان دادند. نبردی سرنوشت ساز، مقاومتی سرسختانه و حماسی تا پای جان، برای دفاع از حکومت کارگری آغاز شد. کارگران اروپائی به حمایت از هم طبقه ای های خود در روسیه برخواستند. ارتش های غربی، هم تحت فشار اعتراضات و اعتصابهای کارگری در اروپا، که خطر گسترش انقلاب به کشورهایشان را احساس کرده بودند، و هم در نتیجه مقاومت ارتش سرخ، پس از 4 سال از ادامه جنگی تجاوز کارانه، سرانجام در سال 1922 عقب از جبهه ها عقب نشستند و نیروهای "ارتش سفید" نیز، که پشتیبانی خارجی خود را از دست داده بودند، در مقابل رزمندگی ارتش سرخ دوام نیاوردند و در هم شکسته شدند.

مشکل سوم، خشک سالی و قحطی فاجعه بار متعاقب آن در روسیه بود. کمبود بارندگی بویژه در سالهای 1920 و 1921به افت شدید محصولات کشاورزی منجر شد. دولتهای سرمایه داری اروپا که در نبرد رویارو با ارتش سرخ شکست خورده و سرشکسته عقب نشینی کرده بودند، محاصره اقتصادی جنایتکارانه ای را در دوره قحطی و خشک سالی بر مردم این کشور تحمیل کردند. محاصره اقتصادی و جنگ، شدت این فاجعه را دو چندان کرده بود. حکومت کارگری ناچار شد سیاستهای سخت گیرانه ای برای توزیع عادلانه مواد خوراکی موجود، در پیش بگیرد، که این خود مشکلات جدیدی در پی داشت. در این سالهای سخت، ملیونها نفر در نتیجه قحطی و بیماریهای واگیر از بین رفتند.

مشکل چهارم، مقاومت طبقه متوسط بود. دهقانان مرفه، حاضر نبودند اضافه محصول خود را در اختیار دولت قرار دهند و آنرا در انبارها مخفی و احتکار می کردند. در بخش صنعت نیز مدیران کارخانجات فراری شده بودند و کنترل مراکز تولیدی به "کمیته های کارگری " واگذار شده بود، اما تکنسین ها و مهندسان حاضر نمی شدند که تخصص و توانائی خود را در اختیار این کمیته ها قرار دهند. در مقابل چنین فشارهائی که در ابعاد وسیع و توده ای بر حکومت کارگری وارد می آمد، دولت در مقابل مقاومت طبقه متوسط دست به یک عقب نشینی تاکتیکی زد. سیاستهای سخت گیرانه موسوم به " کمونیسم جنگی" که در سالهای بین 1917 تا 1921 در پیش گرفته شده بود، تعدیل شدند. به طبقه متوسط امتیازاتی تحت عنوان " سیاست جدید اقتصادی" داده شد، تا مقاومت آنها خنثی شود. به موجب این سیاست دهقانان مرفه می توانستند محصولات خود را در بازار آزاد بفروشند. به تکنیسین ها و مهندسین حقوق و امتیازات بیشتری داده شد. این امتیازات در محتوای واقعی خود سرمایه دارانه و یک عقب نشینی از آرمان سوسیالیستی طبقه کارگر و از قانون اساسی مصوب شورای نمایندگان سراسری محسوب می شد.

با همه این مشکلات، حکومت کارگری روسیه، به همت ملیونها انسانی که تا دیروز تحقیر شده و پایمال شده، به مثابه بردگان سرمایه از گرده شان کار کشیده می شد، امروز در موقعیت رهبری جامعه قرار داشتند و امید به رهائی را در دل صدها ملیون انسان کارگر و مردم محروم و ستمدیده در سراسر جهان زنده کرده بودند، پابرجا ماند. این پیروزی اولیه، که سوسیالیسم علمی چراغ راهنمای آن بود و دست آوردهای آنرا بر خواهیم شمرد، با فداکاری و جانبازیهای بی نظیر در تاریخ، میسر شد. حکومت کارگری در دوره های بعد هر سرنوشتی پیدا کرد، تا همین جا نقطه عطفی در تاریخ بشر بود. در چهارمین سالگرد انقلاب کارگری روسیه، لنین در سخنرانی به این مناسبت گفت:

"اين نخستين پيروزی هنوز پيروزی نهايی نيست و اين پيروزی را انقلاب اکتبر ما با سختيها و دشواريهای ناديده و رنجهای ناشنيده و يک سلسله ناکاميها و اشتباهات عظيمی که ما مرتکب شده‌ايم، بدست آورده است و اصولا مگر ميشد که يک خلق عقب مانده بتواند بدون ناکامی و بدون اشتباه بر جنگهای امپرياليستی مقتدرترين کشورهای غربی کره زمين غلبه کند! ما از اقرار به اشتباهات خود پروا نداريم و هشيارانه به آنها خواهيم نگريست تا شيوه رفع اين اشتباهات را بياموزيم. ما اين کار را شروع کرده‌ايم. و اما اينکه آيا چه موقع و طی چه مدتی و پرولترهای کدام ملت اين امر را به سرانجام خواهند رساند، مسأله اساسی نيست. مسأله اساسی اين است که يخ از جا کنده شده و بحرکت درآمده است، جاده باز شده، راه نشان داده شده است."

2017-11-08 | ۱۳۹۶-۰۸-۱۷




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result