ارسال

سازمانیابی شوراها، ‌ضمانت اجرایی ودفاع از روند رهایی در کردستان

جهان امروز

همه پرسی روز 25 سپتامبر در کردستان عراق دربرابر همه‌ی تردیدها، تهدیدها با شرکت افزون بر 75درصد توده‌های مردم و با رای افزون بر 92 درصد آری، در میان بیم و امید انجام گرفت. این بازتاب یک آرزوی دیرینه بود، پاسخ آری به حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش و سپهر آرزوی مردمی که برای آزادی و رفع ستم از مردمی که به خلق مبارز شهرت یافته‌ است. این پاسخ آری به آرزوها و مبارزه‌ای از میان خون و آتش گذشته‌ی صدها ساله‌ی مردمانی رزمنده برای آرمانی دیرین و شیرین در نخستین گام بود. کردستان، با جغرافیای غنی، دارای شرایط اقتصادی، جغرافیایی، زبان، فرهنگ و سنت‌های ویژه‌ خویش که زحمتکشان‌اش دارای همه‌ی شاخص‌های یک ملت (ناسیون) متمایز از دیگر ملیت‌های ساکن عراق، به رفع ستم دولت مرکزی و سلطه گر رای داد. بدون ابهام وتوهم که این روند به معنای دستیابی کامل آن یعنی رهایی ازستم و استثمار طبقاتی، هیچگاه به وسیله‌ی بورژوازی و کارگزاران سرمایه با هر نام و هرنشان و هر پرچم و رنگی به دست نمی‌آید. حزب کمونست ایران و سازمان کردستان حزب (کومه له) به استناد به برنامه‌های خود زیر نام پشتیبانی از جنبش انقلابی خلق کرد، حق تعیین سرنوشت به دست خویش تا جدایی را به رسمیت شناخته و ازآن دفاع می‌کند. در حالیکه این گام را نه استراتژی بلکه تاکتیکی در خدمت اهداف سوسیالیستی طبقه کارگر و رفع ستم طبقاتی می‌داند. چنین نگرشی، از همین روی، همزمان، تبلیغ و ترویج اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران و همبستگی ملیت‌ها را به پیش می‌برد. این پشتیبانی از آگاهی به این واقعیت که تاریخ برقراری «حکومت- ملت»های «مستقل و مترقی» با سلطه‌ی جهانی شدن و امپراتوری‌های جهانگستر سرمایه به موزه‌ها سپرده شده، پشتوانه می‌گیرد و نیز از آگاهی به‌این واقعیت که دیری است مفهومی به نام «ناسیونالیسم» و «بورژوازی ملی مترقی» و «مستقل»، دیگر جایی در اقتصاد سیاسی و سیاست اقتصادی و جغرافیای جهان ندارد. از همین روی، تمامی ناسیونالیست‌های امروزین، متحدین خود را در میان احزاب، نیروها، دولت‌های‌ ارتجاعی منطقه، سرمایه‌داران منطقه‌ای و جهانی می‌جویند.‌ پشتیبانی از گام همه‌پرسی، پاسخی است اصولی، با توجه به یک حق تاریخی، تاثیرگزاری مثبت بر شور و شادابی و امید به رهایی و مبارزه در کردستان عراق و نیز در دیگر بخش‌های کردستان، ایجاد مجال و فضای مادی و ذهنی برای دخالتگری آگاهانه توده‌های مردم در تعیین سرنوشت خویش، در سازماندهی‌های شورایی، در اتحاد طبقاتی کارگران همه‌ی بخش‌های کردستان، و طبقه کارگر در منطقه و در سازمانیابی ارگان‌های طبقاتی و مبارزاتی کارگران، زنان و تهی دستان، در زدودن حاکمیت و فرهنگ‌ و سنت‌های ارتجاعی ناسیونالیستی، مذهبی و دیگر ایدئولوژی‌های بورژوایی. بر مبنای این ساز و کارها که از جمله‌ی عناصری تعیین گری‌اند می باشد که می‌توان این روند را مثبت ارزیابی کرد. همزمان، با توجه به اینکه رفع نهایی ستم ملی و تعیین سرنوشت خلق ها به دست خویش و نه به دست سوم شخص‌ها،‌ بل‌که به صورت آگاهانه دیگر نه در گنجایش احزاب بورژوایی و «بورژوازی محلی» تا مغز استخوان وابسته، درهم‌ بافته‌ و ساختاریافته در بازار جهانی سرمایه، بل‌که به دوش انقلاب سوسیالیستی و طبقه کارگر آگاه و برخوردار از حزب کمونیست خویش است.

این گام تاریخی در کردستان عراق در نخستین روزها به تهدیدی خونین گرفته شده است. از جمله سرپاسدار، محمد باقری رئیس ستادکل نیروهای مسلح حکومت سرمایه در ایران روز 26 سپتامبر یعنی یک روز پس از همه پرسی، درپی دیدار با سرلشکر عثمان الغانمی رئیس ستاد ارتش عراق در تهران، در میان خبرنگاران با گستاخی بیان کرد که: «ما در این دیدار راجع به عدم پذیرش همه پرسی اخیر در کردستان عراق گفتگو کردیم و اعلام می‌کنیم که تغییر جغرافیای عراق و جداشدن بخشی از آن به هیچ وجه قابل قبول نیست و ما آن را به رسمیت نمی‌شناسیم. » و سرکردگان جنگ‌طلب تهدید کردند که حکومت‌های اسلامی ایران و حکومت دست نشانده عراق: «عراق یکپارچه و واحد را قبول دارد و مرزهای مشترک ما همانطور که نخست وزیر عراق اعلام کرد، با دولت قانونی عراق است و ما هیچ حاکمیتی را برای احزاب و گروهها در شمال عراق با مرزهای ایران قائل نیستیم. این نظر نیروهای مسلح دو کشور است.» و تهدید کردند که« فردا تیم های عملیاتی ایرانی و عراقی از مرزهای مشترک دوکشور از سمت ایران بازدید می کنند و ما نیز آمادگی خود را برای استقرار دولت عراق در مرزهای مشترک اعلام کردم.» «عمر چلیک» وزیر امور اروپایی ترکیه غروب روز رای‌گیری ۲۵ سپتامبر، گفت «تصمیم منطقه کردستان عراق برای مشمول کردن کرکوک» در همه‌پرسی جدایی» و «فراخوان بارزانی برای تبدیل کردن عراق به حمام خون» بود.

این یک اعلام جنگ آشکاری است از سوی حکومت پاسد‌اران ویرانی و مرگ و به معنای محاصره و تدارک اشغال نظامی. این شیپورهای جنگی زمانی از سوی حکومت‌های اسلامی درایران و عراق و ترکیه دمیده می‌شود که هریک از این کشورها در گرداب‌‌ بحران‌های اقتصادی و سیاسی دست و پا می‌زنند و بقا خویش را در این تدارک و دخالت نظامی می‌بینند، در حالیکه روی دیگر این دخالت، پای‌گذاردن در میدان کوه آتش فشانی است که جنگ‌طلبان و اشغالگران را به خاکستر و گرداب آتش می‌نشاند.

آشکار است که نیروها و دولت اقلیم با توجه و رویکرد به منافع طبقاتی خویش، با بهره گیری از احساسات و آرزوی یک حق تاریخی، در پی سهم و رانت اقتصادی و سیاسی خویش‌اند. آنان در این بازار طلایی، در مبادله گاز و نفت و دلار و سلاح با الیگارش‌های روس و امپریالیسم آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی سرمایه و کارگزاران منطقه‌ای‌شان، در ردیف اسراِییل و ... زیر پرچم ناسیونالیسم، و شعار «رفع ستم ملی»، مجالی برای مشروعیت و امتیاز گیری و سهم د رقدرت سیاسی یافته‌اند.

نگاهی به دارایی‌ها و هستی اجتماعی و دسترنج کارگران و زحمتکشان این منطقه، ‌و جنگ‌های غارت‌گرانه‌ای که برای ربایش به سوی منطقه دراز شده، روی دیگر شرایطی است که علیرغم تهدید‌های نظامی و اشغال، به سازش و همدستی دولت‌های سرمایه‌داری، کارتل‌ها و شرکت‌های جهانی سرمایه، در داد وستد با دولت‌ اقلیم می‌کشاند. به نمونه، ترکیه با ۹ میلیارد دلار و ایران با ٧ میلیارد دلار داد و ستد تجاری با اقلیم، نخستین و دومین شرکای تجاری با بورژوازی در اقلیم کردستان هستند. کردستان عراق در هر صورت استقلال از دولت مرکزی عراق و یا در حال تعلیق بین استقلال و خودمختاری، سرچشمه‌ا‌‌ی است برای چپاول و غارت و استثمار.

به گونه‌ای که اقلیم کردستان را "دبی جدیدی" می‌نامند که در حال بهره‌برداری است. نشریه سرمایه‌گذاری "اف دی آی" در جدول فرصت‌های سرمایه‌گذاری‌های خارجی در خاورمیانه، به شهر اربیل مقام پنجم داده است. تبدیل کردستان به منطقه آزاد تجاری (Free Trade Zone) ۱۱ سال پیش در سال ۲۰۰۶ از سوی دولت اقلیم به تصویب رسید که بر مبنای آن،‌ سرمایه گزاران چه از قماش سران سپاه و شکنجه‌گران حاکم بر ایران،‌ چه روس و چه آمریکا و چین و...، امکان خروج سود، و ارزش‌های اضافی و انباشت‌ و سرمایه‌ها را در هر زمان دلخواه به خارج از کردستان با برخورداری از معافیت‌های مالیاتی، و مجاز و معاف از هرگونه درجه استثمار و فارغ از ‌رعایت قانون کار،‌ زمینه بسیار دلخواهی را برای سرمایه‌گذاری وکمپرادُریسم در اقلیم کردستان مهیا ساخت. به علاوه، اقلیم کردستان برخوردار از زمینه مادی خودکفایی تولیدات کشاورزی و دامپروری و نیز صدور مازاد این فرآورده‌‌ها به دیگر مناطق، اما با دلالی سوداگران، خویش را وابسته و معادن خود را به بازار حراج عرضه کرد. در ژوئن 2016 ، ده شرکت بزرگ معدنی جهانی برای سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری از بخش معادن این منطقه، به رقابت پرداختند. در ماه ژوئن سال گذشته، قرارداد بین اقلیم با غول بزرگ نفتی روسیه موسوم به "روس نفت"، برای استخراج نفت و همچنین انتقال و تصفیه نفت، بسته شده است؛ در چهارچوب این قرارداد پیش‌بینی شده است که "روس نفت"، نفت خام اقلیم را خریداری کرده و برای تصفیه به آلمان سرازیر کند.

روز دوشنبه ١٨ سپتامبر ٢٠۱٧، یعنی ۶ روز مانده به همه‌پرسی، شرکت "روس نفت" از پروژه بزرگ گازرسانی، از اقلیم به اروپا پرده برداشت؛ بنا به این قرارداد، خط لوله‌ای برای انتقال گاز طبیعی از منطقه کردستان عراق به سمت ترکیه و اروپا ایجاد می‌شود.خبرگزاری "رویترز"، همراه با این گزارش، و با اشاره به همه‌پرسی در اقلیم کردستان، نوشت: با احداث این خط لوله، کردستان عراق می‌تواند به یکی از بزرگترین صادرکنندگانِ گاز به ترکیه و اروپا تبدل شود. بنا به ارزیابی‌‌ها، ذخایر مطمئن گاز طبیعی، افزون بر 703 میلیارد مترمکعب برآورد شده است. ترکیه از سالها پیش با دولت اقلیم به توافق رسید که سالیانه، صدور بیش از 10 میلیارد مترمکعب گاز تا سال 2020 از کردستان عراق انجام گیرد و افزایش این حجم را تا مرز 20 میلیارد متر مکعب در سال پیش بینی کرده‌اند. در سال 2016 میلادی صادرات نفت خام اقلیم به ترکیه نزدیک به 500 هزار بشکه در روز بوده است. در همین حال، صادرات نفت خام با ماشین‌های نفت‌کش نزدیک به 38 هزار بشکه در روز گزارش شده است. غارتگران، ریز و درشت، شرکت‌های بزرگ و کوچک نفتی دراقلیم، شبانه روز در فعالیت هستند و غول‌های نفتی در شمار "اکسان-موبیل"، "توتال" و شرکت‌های نفتی ترکیه، "روس نفت" و استات اویل نروژ و سلاطین نفتی همانند بیژن مصور رحمانی عضو هیئت مدیره و رئیس شرکت ها و گروه های اقتصادی بسیار که مهم ترین آن ها شرکت نفتی دی ان (DNO) اینترنشنال (دفتر مرکزی در اسلو نروژ) و شرکت نفتی راک (ًRAK) از جمله در کردستان و راس الخیمه و... همه دست اندر کار غارت‌اند.

در چنین شرایطی، احزاب دخالتگر در قدرت سیاسی و رهبران اقلیم، پیشاپیش همه پرسی را نه برای «استقلال» که برای چانه زنی با دولت مرکزی و منطقه از جمله ایران و ترکیه و سهم بیشتر اعلام کرده‌اند. دخالت نظامی در کرکوک و میلیتاریزه کردن منطقه از سوی ایران و عراق و ترکیه، سپردن مرزها به دست ارتش عراق و ترکیه و پاسداران حکومت اسلامی، خطری است که بیش‌ از همه کارگران و زحمتکشان تمامی کردستان‌ها را نشانه گرفته است. کارگران و زحمتکشان شهر و ده در کردستان، ضمانت دستیابی به آزادی و تعیین آگاهانه‌ی سرنوشت خویش را با سازماندهی شوراهای خودگردان که بذرهای دولت کارگری و‌‌ انقلابی آینده‌اند و گردان‌های مقاومت برای رهایی می‌یابند. با چنین برآمدی است که می‌توان از سازش‌ها و به داد ستد گذاردن آرزو و خواست تاریخی مردم، جلوگیری کرد و‌ خودگردانی آگاهانه و انقلابی را در برابر هجوم و اشغال ضمانت دستیابی به رهایی و سوسیالیسم دانست.



ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address