ارسال

پرسش و پاسخ شمسی خرمی و آنا محمودی در باره انقلاب اکتبر

جهان امروز

جهان امروز: صد سال از انقلاب اکتبر یکی از برجسته ترین وقایع قرن می گذرد. این انقلاب بعد از صد سال هنوز برای کارگران و مردم زحمتکش سمبل امکان پذیری  جامعه ای سوسیالیستی و برچیدن جهان وارونه سرمایه داری است و ایدئولوگ های سرمایه که به بهانه شکست این انقلاب بردگی بشریت را جاوادنه جار می زدند، اکنون بیش از هر زمانی از شبح اکتبری دیگر می هراسند. سئوال این است که شما جایگاه انقلاب اکتبر و درس های که از پیروزی و شکست این انقلاب را چگونه می بینید؟ 

شمسی خرمی:

انقلاب اکتبر یک واقعه عظیم تاریخی بود و ابعادش آنچنان گسترده بود که اگر به پیروزی کامل می رسید، می توانست دوران ساز باشد. همه به خوبی می دانیم هنوز هم بعد از صد سال نمی توان از ماه اکتبر صحبت کرد و به یاد انقلاب عظیم اکتبر نیافتاد.

دنیای سرمایه داری و نمایندگان جوامع بورژوازی در این مورد چیزی نمی گویند و یا اگر ناچار شوند به آن به عنوان یک واقعه تاریخی اشاره کنند، تبیین از آن را بعضا وارونه جلوه داده و در مواردی آن را تحریف می کنند. چرا که می دانند این انقلاب پایه های نظام سرمایه داری نه تنها در روسیه بلکه در همه دنیا را نشانه گرفته بود و بی جهت نیست و نبود که دوران وقوع انقلاب اکتبر را، به مثابه 10 روزی که دنیا را لرزاند، ارزیابی می کنند.

اگر انقلاب سوسیالیستی در روسیه به پیروزی می رسید و یک جامعه نوین بر پایه آرمان ها و اهداف و اولویت ها در دستور کار این انقلاب بر پا می شد، آنگاه با تکامل اجتماعی جامعه روسیه روبرو می شدیم. تکاملی که نه تنها رفاه و آسایش، امنیت، آزادی و زندگی ای که شایسته انسان امروزی است را برای طبقه کارگر بلکه برای تمام آحاد جامعه به ارمغان می آورد.

آنچه می خواهم در اینجا مورد تاکید قرار دهم این است که به انقلاب اکتبر باید با نگرشی طبقاتی نگریست و آن را در چهارچوب اجتماعی آن مورد تحلیل و بررسی قرار داد. و اگر بخواهیم با یک نقد سوسیالیستی به ارزیابی از این انقلاب برویم، موضوع را در تحول اقتصادی جامعه بعد از انقلاب می یابیم، یعنی از نقطه نظر طبقه کارگر و مارکسیسم، انقلاب سوسیالیستی اساسا یک انقلاب اقتصادی است و تنها بر این مبناست که می توان انقلاب اجتماعی را توضیح داد.

انقلاب اکتبر نتوانست رسالت انقلابی خود در همه عرصه ها را به پایان برساند و در نیمه را به شکست کشانده شد. تصرف قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر و شوراهای کارگری گام اول در انقلاب اکتبر بود که متاسفانه نتوانست در خدمت انقلاب اقتصادی جامعه قرار گیرد و نیمه و ناتمام پایان یافت.

نمایندگان و نظریه پردازان سرمایه داری جهانی می خواهند، شکست انقلاب اکتبر را نتیجه آرمان های والای این انقلاب که چه بسا رهائی بشریت از بند استثمار و بردگی سرمایه بود، قلمداد کنند در حالیکه می دانیم شکست این انقلاب اساسا و درست به این دلیل بود که نتوانست برای به کرسی نشاندن این ایده و آمال های زیبا، پایه اقتصادی بگذارد و در مناسبات اقتصادی دگرگونی شایسته آرمان های سوسیالیستی ایجاد کند.

بازگشت مناسبات سرمایه داری به روسیه و عواقب آن که منجر به جنگ های قومی، مذهبی، فقر و فلاکت و آوارگی و ...شد، نه تنها نتیجه انقلاب اکتبر، بلکه برعکس نظر ایدئولوگ های بورژوائی، نتیجه شکست این انقلاب بود.

آنچه مسلم است، تا زمانی که بربریت ناشی از سود سرمایه که نتیجه آن استثمار انسان از انسان، بیکاری، آوارگی، بردگی، جنگ های خانمانسوز و ویرانگر، تفرقه انداختن بین انسانها به بهانه رنگ پوست، مذهب، زبان و قومیت است، حاکمیت میکند، جهان به انقلاب های اکتبر دیگری نیاز دارد. انقلاباتی که باید درس های برگرفته از شکست انقلاب اکتبر 1917 را حلقه گوششان کنند تا به پیروزی نهائی و رهائی بشریت برسند.

آنا محمودی:

من تمایل دارم که در بررسی انقلاب اکتبر به دستاوردهای این انقلاب عظیم در رابطه با مسئله زنان اشاره مختصری کنم. دستاوردهای این انقلاب غیرقابل انکار و تاثیری شگرف نه تنها بر موقعیت زنان در روسیه بلکه بر جنبش زنان در سطح بین الملل نیز گذاشت.

اینکه چرا این دستاوردها پس گرفته شدند و و این انقلاب شکست خورد، می شود مفصل بحث کرد و مقاله ها نوشت. به همین دلیل من در این پاسخ کوتاه فقط به طور خلاصه به دستاوردها و تاثیرات عظیم انقلاب کارگری روسیه در خصوص وضعیت و موقعیت زنان اشاره می کنم.

ابتدا باید گفته شود که زنان به ویژه زنان کارگر در انقلاب روسیه نقش ویژه ای داشتند. بی دلیل نبود که پلیس مخفی تزار در گزارشی در ژانویه 1917 گفته بود، زنان بیشتر از مردان به انقلاب نزدیک تراند، زنان انبار باروتی هستند که با یک جرقه منفجر می شوند."

این انقلاب پس از پیروزی دستاوردهای عظیم و بی سابقه ای برای زنان به همراه داشت. شش هفته پس از پیروزی انقلاب کارگری در روسیه، برابری زنان و مردان در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اعلام و به رسمیت شناخته شد. حق رای زن، حق طلاق، ممنوع کردن ازدواج اجباری، قانونی کردن سقط جنین، به رسمیت شناختن ازدواج مدنی به جای ازدواج مذهبی، به رسمیت شناختن حقوق کودکان "نامشروع"، برابری دستمزد میان زنان و مردان، رایگان کردن زایمان زنان در بیمارستان ها، مرخصی دوران بارداری و زایمان و بسیاری دیگر از قوانین پیشرفته و برابری طلبانه در زمینه دفاع از حقوق زنان تصویب شد. روسیه اولین کشوری بود که در آن سقط جنین قانونی اعلام شد، در حالیکه الان با گذشت 100 سال از این انقلاب و برغم یک قرن مبارزه جنبش آزادیخواهانه و حق طلبانه زنان ما شاهدیم که حتی در برخی از کشورهای غربی به اصطلاح "متمدن" این حق با چالش هایی روبرو شده و در مواقعی دولت های راستگرا درصدد بازپس گرفتن آن بوده اند. در همین حال روسیه در آن مقطع اولین کشور در جهان بود که سفیر زن داشت. به همین خاطر وقتی به این دستاوردهای عظیم انقلاب کارگری روسیه در آن مقطع زمانی نگاه می کنیم می بینیم که چقدر عظیم و بی سابقه بوده است و اتفاقا هم اکنون نیز برخی از این قوانین در متمدن ترین و دمکراتیک ترین کشورها اینگونه روشن و با قاطعیت اجرا نشده یا حداقل در مواردی پس گرفته شده اند.

لنین در جولای 1919، گفت: "هیچ حزب دمکراتیک، حتی در پیشرفته ترین جمهوری های بورژوایی نتوانست طی دهه ها یک صدم کاری که ما در اولین سال حکومت مان در مورد حقوق زنان انجام دادیم را انجام دهد." وی در دومین سالگرد پیروزی انقلاب افزود: "ما در یک کشورعقب مانده اروپایی در طول دو سال کارهایی جهت رهایی زنان و دستیابی به برابری زنان با "جنس قوی" انجام دادیم که طی 130 سال در مجموعه "جمهوری های پیشرفته " دمکراتیک جهان انجام نگرفت."

لازم است تاکید کنم که هرچند بلشویک ها در خصوص مسئله زن و حل آن با محدویت ها، موانع و تضادهایی روبرو بودند با این حال دستاوردهای این انقلاب همانطور که اشاره شد غیرقابل انکار و عمیق و عظیم بودند. برغم شکست این انقلاب و متعاقب آن، بازپس گرفته شدن این دستاوردها، این تجربه درس های عظیمی برای جنبش کمونیستی و جنبش زنان دارد و باید به بررسی این دستاوردها، تجربیات، چالش ها و ضعف ها پرداخت و از آن آموخت. چرا که بررسی انقلاب اکتبر و توضیح شکست و دستاوردهای آن می تواند یک سلاح مهم برای شرایط حال ما باشد.

در ادامه تمایل دارم نوشته ام را با نقل قولی از "آنیسا آرماند"، یکی از فعالین و رهبران برجسته جنبش زنان در روسیه به پایان ببرم که گفته بود: "اگر رهایی زنان بدون کمونیسم قابل تصور نباشد، کمونیسم نیز بدون رهایی زنان قابل تصور نیست."



ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address