ارسال


کابینه ی ترامپ، کابینه ی ژنرال ها و میلیاردرها

دونالد ترامپ به مثابه چهل و پنجمین رئیس جمهور امریکا، و به مثابه منفورترین آنها ادای سوگند نمود. آنچه را که او در جریان تبلیغات انتخاباتی اش مطرح نمود هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که او یک فاشیست، یک راسیست، یک سکسیست تمام عیار و برجسته ترین نماد ناسیونال شونیسم آمریکائی است. بی جهت نبود که بلافاصله بعد از معلوم شدن نتایج انتخابات در بیش از پنجاه شهر امریکا دهها هزار نفر با شعار " او رئیس جمهور ما نیست" به خیابانها ریختند.

ابراز نگرانی بسیاری از مردم جهان از شخصی که می گوید "وقتی ما سلاحهای هسته ای داریم چرا نمی توانیم آنها را مورد استفاده قرار دهیم " یک نگرانی واقعی است. ترامپ رئیس جمهور می شود در حالیکه فقط بیست و پنج درصد از حائزین آرا به او رای داده اند. او حتی دو و نه دهم میلیون رای کمتر از هیلاری کلینتون رقیب خود داشت و میلیونها نفر از مهاجرین از شرکت در انتخابات محروم بودند. کابینه او ارتجاعی ترین و محافظه کار ترین بخشهای سرمایه مالی، تسلیحاتی و نفتی امریکایی را تشکیل می دهد. آن بخشی که بسیار کمتر از بخشهای دیگر در خارج از مرزهای امریکا فعال هستند. او در جریان تبلیغات انتخاباتی اش باتوجه به نفرت عمومی بخش بزرگی از مردم از وال استریت، هیلاری کلینتون را نماینده وال استریت و بخشی از رهبری سیاسی سنتی مستقر در واشنگتن نامید. هرچند که او کسانی را به عنوان همکاران خود معرفی کرد که جزء رهبری سیاسی سنتی مستقر در واشنتگتن نبودند ولی تیم همکاران او ترکیبی از مدیران کمپانیهای نفتی، ژنرالهای بازنشسته، مدیران بانکها، مخالفین حفظ محیط زیست، زن ستیزان آشکار و بالاخره مخالفین سرسخت خدمات اجتماعی اند.

هفده نفری که تا اوسط ماه دسامبر جزو تیم همکاران ترامپ برگزیده شده اند در مجموع سی و پنج میلیارد دلار ثروت دارند. یعنی معادل چهل و سه میلیون نفر از جمعیت پایین جامعه. رئیس کمپانی نفتی اکسون موبیل به مثابه وزیر امورخارجه سهمی معادل دویست و چهل و پنج میلیون دلار در این کمپانی دارد. ترامپ که به خاطر روابط نزدیک رقیبش با وال استریت، حملات گسترده ای را علیه وال استریت و به خصوص بانک گلد من ساکس انجام داده بود، اکنون سه تن از مدیران این بانک را جز تیم حکومتی اش انتخاب کرده است. سه تن از ژنرالهای بازنشسته که در افغانستان و عراق نقش فرماندهی داشتند جز کابینه ترامپ هستند. وزیر کار او صاحب فست فودهای زنجیره ای با صدهزار شاغل در کشورها جهان می باشد. او یکی از سرسخت ترین مخالفین افزایش حداقل دستمزد، مزد بیشتر برای اضافه کاری و بیمه بیکاری برای شاغلین است. وزیر بهداشت او مخالف سرسخت سقط جنین بوده و طرح بیمه بیکاری همگانی را " جنون آمیز" می داند. وزیر آموزش او ثروتی معادل پنج و هشت میلیارد دلار داشته و برادرش صاحب مخوفترین شرکتهای ارتشهای مزدور شخصی می باشد. یکی از اهداف اعلام شده او خصوصی سازی گسترده آموزش است.

بسیاری از خود می پرسند چگونه ممکن شد که او انتخاب شود؟ آیا مردم امریکا و طبقه کارگر به راست چرخش پیدا کرده اند؟ کدام بخشهای سرمایه مالی از او پشتیبانی کرده اند؟ چرا اکثریت نظرسنجی ها غلط از آب درآمدند؟ چرا بخشی از به حاشیه رانده شدگان به یک میلیاردر رأی می دهند و آمال و آرزوهایشان رابه کسی گره می زنند که دره ای عمیق بین او و آنها وجود دارد؟ چه تحولاتی در اوضاع جهانی و جامعه امریکا به وقوع پیوسته است که انتخاب او را میسر ساخت ؟ و دهها سوالی از این دست که می توانند طرح شوند.

واقعیت این است که ظهور ترامپ و حتی در مقیاسی وسیعتر رفراندوم بریتانیا جهت خروج از اتحادیه اروپا، روی کار آمدن دولتهای راسیستی در مجارستان و لهستان، رشد چشمگیر احزاب راسیستی در فرانسه، هلند ، آلمان و..... همه ی اینها بیان آشکار این امر است که تمام مدلهایی که دستکم در یک قرن گذشته اساس و بنیاد جوامع سرمایه داری را از بزرگ تا کوچک تشکیل می دادند شکست خورده و یا دست کم زیر علامت سوال رفته اند. همه ی مدلهایی که برای دوره ای رشد اقتصادی را به بار آورده بودند، اکنون به پایان خویش نزدیک می شوند. تمام تبلیغات دروغین ایدئولوگهای سرمایه داری و مدیای جمعی آنان مبنی بر رشد و شکوفایی اقتصادی در برابر واقعیت فقیرتر شدن گسترده تر بخش بزرگی از مردم جهان و به حاشیه رانده شدن آنان رنگ باخته است. این آن تغییر و تحول واقعی است که دارد اتفاق می افتد و این آن مولفه ی اساسی است که قطب بندی ها، عروجها و هرج و مرج حاکم برجهان معاصر را توضیح می دهد.

و درست همین اوضاع است که میلیونها انسان را به فقر کشانده و یا به حاشیه رانده است. در امریکا به مثابه ثروتمندترین کشور جهان به طور رسمی بیش از چهل و سه میلیون نفر یعنی سیزده و نیم درصد از جمعیت در فقر زندگی می کنند. در میان آمریکایی های افریقا تبار این رقم معادل بیست و چهارو یک دهم درصد و در میان مهاجرین از امریکای لاتین معادل بیست و یک و چهار دهم درصد است و این البته خود شاخص دیگری از یک جامعه راسیستی است.

باید گفت شعار ترامپ مبنی بر " بازگشت به امریکای بزرگ " پاسخی است به زیر سوال رفتن هژمونی امپریالیزم امریکا به مثابه یک ابرقدرت . دولت ترامپ نماینده یک سیاست خارجی و نظامی تهاجمی تر، یک سیاست عقب نشینی از توافقات مربوط به محیط زیست، یک تهاجم عمومی به حقوق دمکراتیک و اجتماعی، علیه زنان، علیه مهاجرین، علیه جنبش صلح بوده و هجوم به تمام دستاوردهای طبقه کارگر از حق بازنشستگی تا بیمه های اجتماعی و حداقل دست مزد و علیه آزادی انتخاب زنان در مورد سقط جنین و اخراج مهاجرین است.

واقعیتش این است که جامعه امریکا با عمیق ترین شکافهای تاریخ خود روبرو است این شکافها همه حوزه های زندگی اجتماعی را فراگرفته اند. تبعیض جنسیتی، راسیسم، میلیتاریزم و به حاشیه رانده شدن میلیونها انسان همه شکافهایی هستند که در بزرگترین قدرت امپریالیستی جهان دهان بازکرده اند. میلیونها انسان احساس می کنند که به حال خود رها شده اند، به حاشیه رانده شده اند، آثاری از رشد و شکوفایی اقتصادی که دائما در بوق و کرنا دمیده می شود در زندگی آنها بازتابی نمی یابد ، آنها از جهانی شدن که ارمغانش برای آنها بیکاری و فقر در ابعاد میلیونی بود، ذله شده اند . جستجو جهت یک بدیل به گرایش قدرتمندی تبدیل شده است . استقبال میلیونی مردم از "ساندرز " که با گفتمانهای به اصطلاح چپ به میدان آمده بود یکی از این نمونه ها است و همه این ها در شرایطی است که بدیل رادیکال انقلابی و سوسیالیستی در چشم اندازی نزدیک نیست. قطبی شدن جامعه در اکثر کشورهای جهان بدون تردید به یک روند تبدیل شده است. این قطبی شدن نیاز به میدان آمدن بدیلهای جدید را می طلبد. بدیلهای گذشته بورژوازی در حال پوست انداختن هستند. دولتهای رفاه، نئولیبرالیسم و حتی دخالت دولتها در جریان عظیم ترین بحران مالی و اقتصادی، افق ها و راه حل های خود را از دست داده اند. در مقابل جنبشهای اعتراضی همه جا در حال بروز آشکار هستند هرچند که در مدیای جمعی به ندرت اخبار این اعتراضات انعکاس می یابد. اعتصاب پیروزمند چهل و پنج روزه چهل هزار نفر از شاغلین بزرگترین کمپانی تلفن های دستی " وریزون " در امریکا که منجر به افزایش ده و نه دهم درصد مزد، افزایش حقوق بازنشستگی و بیمه بیکاری بود، خود نمونه ای از پتانسیل موجود در جامعه امریکا است. اینکه همین دیروز در مراسم سوگند ریاست جمهوری ترامپ صدها هزار نفر خود را از شهرهای مختلف به واشنگتن رسانده و با پرچم های " او رئیس جمهور ما نیست " مراسم ادای سوگند او را همراهی میکنند می تواند طلیعه ی اعتراضات اجتماعی و مبارزات طبقاتی در امریکا باشد. تردیدی نباید داشت که سیاست ترامپ عرصه های جدیدی از اعتراضات و مبارزات را خواهد گشود، باید به استقبال این جنبشهای اجتماعی رفت.

2017-01-21 | ۱۳۹۵-۱۱-۰۲




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result